تاریخی

تاریخچه پاوه

عکسی زیبا از پاوه - عکس از میلاد لطف الهی
عکسی زیبا از پاوه – عکس از میلاد لطف الهی

در دوران باستان :

منطقه هورامان وبالاخص پاوه قدمتی به بلندای تاریخ ایران زمین دارد. تاریخ سرزمین ایران با ورود آریائی ها اعتلا می یابد واما قبل از ورود آریائیها چندین تمدن در آن زندگی کرده اند از جمله گوتی ها وکاسیها ولولوبیها وعیلامیها که بنا به مستندات تاریخی در منطقه هورامان کاسیها زندگی کرده ودارای تمدن بوده اند با این حال همچون دیگر مناطق کردستان تا قرن ۱۱ ق.م تحت سلطه دولت بابل بوده است. درزمان تیگلات پالاسر اول(۱۱۰۰-۱۱۱۵ ق.م) سپاه آشور به ارمنستان حمله برده آنجا را فتح نمود سپس به حوالی دریاچه وان سپاه راند بعد از او آراد نیراری وفرزندش آشور بانی پال حملات اورا ادامه دادند ولی نتوانستند از کوههای زاکرس عبور کنند تنها توانستند منطقه هورامان را فتح نمایند. هورامان مدتها تحت سلطه دولت آشور بود . دراین دوران بود که حروف ماسی موراتی درمیان کردان رواج داشته وبا این حروف کتابت نموده اند که تا قرون اولیه اسلام هم دربین هورامیها این خط رایج بوده است.

در بلندای شهر پاوه در محل بیدمیری ودر دامنه کوه شاهو مجسمه ای وجود دارد به نام مردوک که ازخدایان بابلی بوده است . اقوام بین النهرین در پرستش خدایان گاهی اشتراک داشته  و خدای مردوک نیز خدای مشترک بابلیان وآشوریان بوده است. آشوریان به هنگام ورود به هر سرزمینی خدای خود را نیز به همراه می آوردند مانند خدای شمش  (که لوو شه مشی برگرفته از این نام است) وخدای مردوک ؛ ومعمولا خدایان خود را بربلندای کوهها قرار می دادند.با این اوصاف می توان گفت پاوه در زمان سلطه آشوریان در هزاره اول قبل از میلاد دارای مردمانی ساکن در آنجا وصاحب تمدن بوده است.

در حدود قرن سوم پیش از میلاد اسکندر مقدونی به ایران حمله برد وتمام ایران رابه آتش کشید . هورامان از این غائله مستثنی نبود .اما هورامان تنها جایی بود که بصورت جدی دربرابر سیل خروشان سپاه اسکندر مقاومت کرد و مقاومت دلاور ایرانی آریوبرزن که با پرتاب سنگهای عظیم در تنگه دربند دزلی برروی سپاهیان اسکندر موجب تلفات فراوانی برای آن سپاه شکست ناپذیر بود ، درکتابها مسطور است.

سپاهیان سلوکی بعد از تسلط برمنطقه درصدد محوکردن آثار تمدن ایران وجایگزینی فرهنگ یونانی برآمدند .تمام آتشکده ها را ویران ساختند ومردم را به پرستش الهه ها واصنام مجبور کردند.اگر چه هیچ نشانه ای از پرستش بت در این منطقه موجود نمی باشد اما گویا  (الهه بل خدای آبها ) یکی از الهه های یونانی بوده که مورد پرستش قرار می گرفته است. وامروزه هنوز آثاری از آن باقی مانده ویکی از بزرگترین چمشه های آب معدنی دنیا درهورامان به نام چشمه بل نمودی از اعتقاد به این الهه دربین هورامیان است.

پاوه در دوران اشکانیان وساسانیان:

درقرن دوم واول قبل از میلاد هورامان تحت سلطه حکومت ارمنستان بوده است از اسنادی که درهورامان کشف شده ، مشخص گردیده که درسال۸۸ ق.م منطقه اورامانات تحت حکومت ارتاکسیس یا ارتاکسیاس بوده است. اما آنچه پاوه را به عنوان منطقه ای مسکونی ودارای تمدن در دوران اشکانیان معرفی می کند همین چرم نوشته ها هستند که به قباله های هورامان اشتهار دارند . این قباله ها اجاره نامه هایی بوده که یکی از آنها به زبان پهلوی وخط سریانی نوشته شده(۸۸ق.م) . دونسخه دیگر با خط وزبان یونانی نگاشته شده اند ومضمون هردویکی است. این دونسخه درزمان فرهاد چهارم از پادشاهان اشکانی نوشته شده اند.(۲۲  و ۲۱ ق.م) . این قباله ها درواقع خرید وفروش تاکستان  پاوه می باشد .تاکستانی که هزاران سال از عمر آن می گذرد وامروزه همچنان در بلندای پاوه وبر روی کوههای اطراف شهر زیبایی خاصی به طبیعت پاوه داده است.

ما در دوران اشکانیان در پاوه ردپای مسیحیت را می یابیم نظرات آقای امیر امینی نویسنده ی پاوه ای در این زمینه حائز توجه است:

« در عهد فرهاد چهارم اشکانی اسقف مطران از ارمنستان همراه فرمانداری ارمنی به نام پاونی برای ترويج کيش مسيح به پاوه واورامانات مهاجرت کردند ونام طايفه ميتران يا متران هنوز درپاوه شنيده مي شود که بازماندگان آن اسقف مسيحی اندودرمحل فعلی مسجدجامع پاوه کليسای مرکزي را ساختند ودراطراف اين کليسا سردابه هاي زيادي براي غسل تعميد ايجاد کردند که دراين  سردابه هاي مقدس با آب خود را غسل مي دادند ونام يک محله پاوه به نام محله سردابه ها هنوز برسر زبانهاست. و سه ردی(sarde)می گويند يعنی محل سردابه هاي مقدس مسيح ودو کليسای ديگر درهمين زمان که حدود سال ۵۰ ميلادي مي شد،درپاوه در محله شيشو(shishow) و پشته(pshta) ساخته شدند که به ترتيب نام يکی از حواريون مسيح وکليسای محکم گفته مي شد.و »

در این مورد که در چه زمانی دین زردشت به پاوه آمده ودومین آتشکده مقدس وعظیم زردشتیان در پاوه از چه زمانی روشن شده است ، اطلاع زیادی در دست نیست اما گویا از دوران اشکانیان که دین رسمی ایران زردشتی بوده مردم پاوه نیز براین آئین بوده واهورامزدا را پرستش کرده اند . آتشکده بزرگ برفراز کوه آتشگاه دقیقا روبروی شهر پاوه قرار داشته وقریب به ۸۰۰ سال فروزان بوده است. گویا در اواخر عصر ساسانی اعتقاد مردم بیشتر به دین آسمانی مسیحیت گرایش یافته وآئین زردشتی کم رنگ شده است. تا اینکه سپه سالار ایرانی به نام پاو به این منطقه آمده ومردم را به آئین قدیمی خود دعوت وآتشگاه را دیگر بار فعال می سازد.

اسلام در پاوه :

با فجر اسلام و شروع فتوحات و ورود سپاه اسلام به ايران وتسخير مداين، شاهنشاه ايران به سوی شرق عقب نشينی کرد در حوالی جلولايکی از سرداران سپاه خود به نام «پاو» را مامور کرد به مناطق کردنشين برود و به فراهم نمودن سپاه وآذوقه بپردازد. اين سردار به همراه سپاهش به منطقه شهرزو آمد وچون متوجه شد که سپاه عرب بی امان حمله می کنند ويزدگرد به سوی شرق فرار کرده است، او نيز آهنگ باز گشت نمود، از رودخانه سيروان عبور کرده به جای باصفايی رسيد که در کنار جنگلی عظيم، روستايي بزرگ  وزيبا دردامنه کوهی مرتفع واقع شده است. درآنجا رحل اقامت افکند .مردم روستا به گرمی او را پذيرفتندوتعدادی از بزرگان وريش سفيدان به حضورش آمدند .پاو به همراهی مردم وارد روستا شد ومدت دو ماه درآنجا ماندگار گرديد.به فراست دريافت که از روی اکراه از دين آبا واجدادی خود دست کشيده ومسيحي شده اند. پاو آنها را تشويق کرد که به آيين خود که همانا زردشتی است باز گردند ومردم به خوشحالی پذيرفتند. آتشکده معروفی که هزارسال فروزان  اما مدتها به خاموشی گراييده بود دگر بار فروزان گرديد. کليساها دوباره تبديل به معبد شدند. آيين زردشتی استوار گرديد ومردم قصبه خود را به افتخار حضور اين سردار خردمند وخوشنام ايرانی «پاوه» گذاشتند.

پاو پس از دو ماه حضور در پاوه متوجه شد که لشکر اسلام در حال پيشرويست .لاجرم به طرف شرق رفت تاخود را به شاه يزدگرد ملحق سازد اما چون يزدگرد به طرف خراسان فرار کرده بود، پاو نيز به سوی مازندران که سرزمين آبا واجداديش بود رفته وبا شعار هيربدی سالها تاآخر عمر درآنجا روزگار گذرانيد.

سپاه عظيم اسلام از عراق عرب گذشته درحوالی کرمانشاهان به دستور فرماندهی کل سپاه عبدالله ابن عمروابوعبيده انصاری به همراهی پنج هزار سوار به قصدفتح  شهرزور به آن ديار رهسپار شدند. درکنار رود سيروان رحل اقامت افکندند وبا ارسال پيک ونامه مردم را به کيش اسلام دعوت نمودند. اما آنان قبول نکرده وکار به جنگ کشيد. لشکريان اسلام شبانه از رود سيروان گذشتند ودرحوالی حلبجه دوسپاه با هم تلاقی کردند از اول صبح تا تاريکی شب جنگ ادامه داشت وابوعبيده انصاری شهيد شد. شب هر دوسپاه به محل استقرار خود رفتند فردای آن روز سپاه عرب حمله شديدی را آغاز کرد وشدت حمله به حدی بود که مردم منطقه تاب مقاومت نياوردند وفرار کردند اما سپاه عرب به دنبال آنان رفته وبمدت سه روزوسه شب به قتل عام آنان پرداختند.روزچهارم با التماس زنان وفرياد وضجه اطفال و تسليم شدن مردان ، سپاه اسلام به دستور عبدالله بن عمر دست از قتل عام کشيدند وبازماندگان از کردار خود نادم واسلام را قبول کردند واز مرگ رهايي يافتند. آنگاه جسد ابوعبيده انصاری را دردامن کوهی دردشت شهرزورمدفون ساختند. امروزه زيارتگاه اين صحابی در روستايي به همين نام قرار داردکه به زبان محلی به آن روستا (عبا بيلي) می گويندو در پنج کيلومتریشهر حلبچه واقع شده است.

سپاه اسلام پس از تسخيرشهرزور ازرودخانه سيروان گذشته ، روبه منطقه کوهستانی هورامان نهاد. چندين دژ وقلعه سر راه خود از جمله قلعه دريبر وگنجگه و قلعه پاسگه را علارغم مقاومت سرسخت ساکنان آن، تسخير وويران کردند.تابه حوالی پاوه رسيدند. پاوه دردامنه کوهی عظيم ودرميان جنگلی انبوه قرار داشت واين موقعيت کار سپاه مهاجم را سخت مي کرد. اعراب مسلمان بنا به رويه ای که در جنگها داشتند سريعاً اقدام به حمله کردند اما هيچ سودی نبخشيد .چون عرب بيابانی با کوه وجنگل بيگانه بود. شب هنگام طرفين درجای خود آرام گرفتند .سپاه عرب چون صبح بيدار شدند وبه قصد حمله به شهر حرکت نمودند، متوجه شدند که شب هنگام دورادور پاوه خندقی عظيم کشيده شده است که عبور را بسيار سخت می کند. واهالی همگی بر روي پشت بام هايي که هريک حالت قلعه ای را داشت سنگر گرفته وسنگهای بزرگی را نيز برمحل عبور دشمن تعبيه نموده اند. سپاه عرب چون اين وضع را ديدند به سختی ترسيدند.

عبدالله بن عمر و ساير بزرگان مسلمانان هرکاری کردند که با مهربانی ونرمی وملاطفت پاوه را بگشايند ممکن نشد وجنگ درگرفت که در اين جنگ طرفين دليرانه جنگيدند واز دو طرف نيروهای فراوانی کشته شدند به نحوی که کشته های مسلمانان بالغ برپانصد نفر بود.

پس از تسخير پاوه به فرمان عبدالله بن عمر(رض) مسلمانان  از مقاتله وکشت وکشتار دست کشيدند . آتشگاه پاوه ويران شد.و معابد منهدم وبه جای آنها مسجد برقرار گرديد. عبداله بن عمر(رض)مسجدی بنا نهاد که شخصاً عمودهای آن را با دست خويش کار گذاشت واين مسجد امروزه دروسط شهر پاوه به نام مسجد حضرت عبدالله مشهور است. بدين ترتيب اسلام درهورامان ( بالاخص هورامان لهون) درسال هجدهم هجری برقرار گرديد.

پاوه پس از اسلام

از تاریخ پاوه پس از اسلام تا دوران صفویه اطلاع چندانی در دست نیست . در قرن دهم هجری یعنی در دوران صفویه نامی از پاوه در کتابها دیده می شود. مورخ مشهور کرد امیر شرف خان بدلیسی در شرفنامه  آورده است که قلعه پاوه در دست سهراب بیگ از امرای درتنگ بوده است .

در دوران قاجار ، در کتب اعتمادالسلطنه وسنندجی فاوج (معرب پاوه) را از قرای معتبر جوانرود با یکصد خانوار وپنج مسجد ذکر کرده اند واضافه کرده اند که علمایی از این شهر برخاسته اند. در دوران قاجار وسلسله اول پهلوی پاوه گاهی تحت سیطره حکام اردلانی جاف جوانرود بود وگاهی سلاطین هورامان لهون .مدتی علی اکبر خان شرف الملک بر پاوه حکم می راند این شرف الملک والی کردستان بود که از جانب خود میرزا حبیب اله مستوفی را بر پاوه گماشته بود. تا اینکه با قدرت گرفتن جعفر سلطان سان بزرگ هورامان پاوه جزئی از هورامان لهون گشت . ((منبع دستنوشته های شمس))

حاکمیت سان ها بر پاوه

تصرف پاوه توسط جعفر سلطان (جافرسان)

در دوره کریم جعفر سلطان ترقی و رواج روز افزون عملکردهای قبیله ﺍی در امور سیاسی اجتماعی و اقتصادی اورامان لهون سبب گردید که حکمران اردلانی جاف جوانرود و حسین خان ظفر الملک در همسایگی اورامان لهون احساس خطر و حسادت کند و با هم پیمانی عبدالکریم بیگ وکیل جوانرود در سال ۱۳۲۸ق . از خط پاوه اردویی به سرکردگی احمدبیگ دایی طفرالملک و عبدالغفور بیگ عموی وکیل ، برای سرکوبی جعفر سلطان و لهون به طرف اورامان گسیل دارد . اردوی مزبور در قریه نوریاب در شمال غربی پاوه با مقدمه الجیش لشکر اورامان لهون به سرکردگی افراسیاب بیگ ( سالار ) برادرزاده جعفر سلطان برخوردکرد. پس از زد و خورد ، مقابله تفنگچیان لهون منجر به شکست اردوی مهاجم گردید .

بعد از اینکه سردار رشید ( حاکم پاوه و حومه آن ) نیز دستگیر و به تهران اعزام گردید . ( دستگیری سردار رشید به وسیله دام گستری شریف الدوله دستیار خود سردار رشید صورت گرفته است .) جعفر سلطان از گرمسیر اورامان لهون با تفنگچیان خود به طرف نواحی ییلاقی در جنوب لهون که در تصرف سردار رشید بود ، به پیشروی پرداخت و پاوه را که از دیرباز حاکم نشین ییلاقی جوانرود بود و روستاهای نجار ، نوریاب ، دشه ، خانقاه ، درمور، بندره ، نوسمه ، دوریسان ، دره بیان ، را توسط فرزندانش و تفنگچیان تحت امر آنان به اشغال وتصرف خود در آورد و پس از چندی محمد رشید بیگ فرزندش را با افرادش در محل مزبور به عنوان مرکزیت متصرفات جدید مستقر نمود .

این تصرف و تسلط تا سال ۱۳۰۹ ش . و پس از آن به تناوب بین بازماندگان جعفر سلطان و سردار رشید تا فروپاشی سازمان سیاسی سنتی قبیله در ۱۳۴۱ شمسی ادامه داشت .

 خلع صلاح جعفر سلطان از سوی رضا شاه : در طول این جریان سرانجام جعفرسلطان و فرزندانش به خاک عراق می گریزند .آذر ( ۱۳۱۰ ش ) جعفر سلطان پس از حضور در حلبچه کلیه بیگزادگان لهون چه آنان که به هنگام گریز و تبعید همراهش بودند و چه آنان که از زندان تهران و اصفهان و .. آزادشده به منطقه بازگشته بودند همه را در مجلسی برطبق منش و یاسای قبیله ﺍی هزار ساله اورامان گرد آورد . طی سخنانی بازماندگان و سران قبیله خود را به اتحاد ، آزادگی ، استقامت و اطاعت اوامر الهی و جان فشانی در راه ایران وصیت کرد و فرزند ارشد خود کریم بیگ را به ریاست اورامان لهون و جانشینی خود انتخاب کرد . که تمامی بیگ زادگان و بازماندگان و سران با قبول آن به رسم کهن ایلی با او بیعت کردند .

جعفر سلطان در حلبچه سکونت اختیار کرد و پس از مدتی در همان جا درگذشت و در اباعبیده به خاک سپرده شد .( ۱۳۲۰ ش ) . کریم سلطان ابتدا به نوسود و سپس در خانقاه حومه ی پاوه مستقر شد .

کریم سلطان : ۱۳۶۲ – ۱۳۷۰ ق

کریم سلطان جانشین جعفرسلطان ریاست منصوب از طرف پدر با قبول و اطاعت بیگ زادگان وسران محل به منصب سلطانی اورامان لهون بعد از شهریور ۱۳۲۰ تکیه زد . تشکیل امنیه محلی یکی از رویدادهای دوران حکمرانی کریم سلطان است . کریم سلطان به منظور عدم پذیرش امر ونهی حاکم انگلیس در کرمانشاه مستقیما با فرماندهان نظامی دولت ایران تماس گرفته و به پیشنهاد آنان تشکیل گروه های امنیه را به عنوان پلیس محلی پذیرفت و با دریافت درجه ستوان یکم افتخاری تشکیلات مزبور را برقرار نمود .

کریم سلطان به کسوت نظامی ارتش ایران در آمد و با نظارت افسران ایرانی به تعلیم افراد داوطلب و سازمان دهی آنان برای حفظ امنیت منطقه و پاسداری از مرزها پرداخت .

یکی از مهمترین رخدادهای دوران حکمرانی کریم سلطان هجوم جوانرودی هاست به منطقه .پیشروی لهونی ها به سوی پاوه ( مرکز سلاطین لهون قبلا نوسود بوده ) و محال آن و تصرف روستاهایی که اسما در سیطره قدرت ولات اردلان حاکم در جاف جوانرود بود و رسما منبع اقتصادی بیگ زادگان رستم بیگی جوانرود محسوب می شد ؛ موجب گردید تا بیگ زادگان جوانرود منتظر باشند تا در فرصتی مناسب دوباره برمنطقه مزبور دست یابند . تااینکه جوانرودی ها به اوج قدرت رسیده و مستمسک لازم را به دست آورده ؛ به بهانه همکاری کریم سلطان با دولت مرکزی ، اما در نهان به تحریک و پشتیبانی از جبه مخالفان داخلی کریم سلطان که محمد امین بیگ برادرش و فرزندان احمد بیگ دیگر برادرش که از سوی مادر همشیرزاده فرزندان وکیل جوانرود محسوب می شوند به مقر حکمرانی کریم سلطان در خانقاه و پاوه و سایر روستاهای مزبور حمله کردند . کریم سلطان و همراهانش برای جلوگیری از خونریزی و برادرکشی خانقاه و پاوه را تخلیه کردند . تفنگچیان لهونی نیز که دستور او را مطاع می شمردند پس از زد و خورد مختصر به طرف نوسود عقب نشستند . محل های مزبور به تصرف جوانرودی ها در آمد . نیروهای نظامی مجبور به مداخله شدند و ستونهای عملیاتی به محل اعزام گردیدند . نیروهای نظامی در پاوه مستقر و به ناچار جوانرودی ها تحت دستورات اکید فرماندهان ایرانی روستاها را تخلیه و به قلعه جوانرود بازگشتند. ک

کریم سلطان جزء معدود سلاطین باسواد در سلسله رؤسای اورامان بود او به فارسی و کردی شعر می سرود ( رک –حدیقه سلطانی جلد چهارم) . کریم سلطان به سال ۱۳۲۴ ش . در پی یک بیماری ناگهانی (!) درگذشت .

محمد امین سلطان : ۱۳۷۰ – ۱۳۸۳ ق

محمد امین سلطان( برادر کریم سلطان ) عزت بیگ زره تن ( فرزند کریم سلطان ) با طرح پیشنهادی که چون عمویم محمدامین بیگ بر من برتری سنی دارد و معمر است به عنوان دومین مرد لهون و شخصیت ثانوی منطقه ریاست ایشان را بر اورامان لهون می پذیرم و از سال ۱۳۲۸ ش. تصمیم مزبور اجرا گردید .

در این دوره شیوه حکمرانی و اجرای عوارض غیر معمول ، تصاحب اراضی و باغات کشاورزان تبعید مخالفان از پاوه به سایر نقاط لهون ،اعمال زور در امور حکومتی کار را به جایی رسانید که اهالی پاوه که مقر زندگی و مرکز حکمرانی محمد امین سلطان در آنجا بود بر علیه او به پا خاستند .

پاوه ﺍی های مقیم کرمانشاه بارها در مراکز اداری کشوری برای رسیدگی به دادخواهی ساکنین پاوه دست به تحصن زدند و در رسانه های گروهی به درج نامه های سرگشاده پرداختند مدرسین حوزه علمیه پاوه در اعتراض به اعمال وی محل را ترک گفتند و قاضی پاوه که جلودار دادخواهی مردم بود جان بر سر این سودا نهاد .

محمد امین سلطان به دنبال این وقایع مجبور به ترک ایران گردید . عاقبت به سبب اوضاع عراق در ۱۳۴۲ ش . بعد از کودتای عبدالکریم قاسم که در هشتم فوریه ۱۹۶۳ م . سرنگون گردید ؛ محمد امین سلطان به ایران بازگشت و درکرمانشاه تحت نظر قرار گرفت .گاهی به عزم مسافرت به لهون اجازه خروج از شهره می یافت . همزمان در پاوه و نوسود قادر نامدار اناخی و افرادش که در اختیار پارت و دمکرات بود در منطقه شورش کردند .

محمد امین سلطان پس ازسپری شدن ایام محکومیتش ( ده سال ) از زندان آزاد گردید . محمد امین سلطان پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۶۴ درکرمانشاه درگذشت . فرزندان محمد امین سلطان ؛ تحسین بیگ دکترای اقتصاد سیاسی بین المللی ،تیمور بیگ فارغ تحصیل رشته حقوق دانشگاه بغداد ، وریا بیگ حسابدار بانک کشاورزی .

تا سال ۱۳۳۰ پاوه از توابع سنندج بود .در تقسیمات کشوری  در سال ۱۳۳۷ تبدیل به شهرستان شده وبا مرکزیت پاوه یکی از شهرستانهای استان کرمانشاه گردید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک نظر

  1. شهری بسیار زیبا و مردمانی مظلوم و زحمتکش.
    با تاریخی کهن و اتفاقات تلخ و شیرین.
    ایکاش زیبائیهای این منطقه را بیشتر به مردم نقاط دیگر کشور معرفی کرد. من بصورت اتفاقی به این شهر رفتم و زیبائی های آن و سرسبزی و آبادی آن منرا مبهوت خود کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا