مشاهیر

آقا عنایت پاوه ای

آقا عنایت پاوه ای

یاد نمودن از بزرگان هر مملکتی و طی نمودن راه و روش آنان وظیفه هر انسان آزاده و توانمندی است و در این خصوص و  این نوشتار مختصر و کوتاه یادی میکنیم از یکی از شعرا و بزرگان ادببات کردی و هورامی یعنی مرحوم آقا عنایت الله فرزند هدایت و نواده ملا نشات پاوه ای که یکی از انسان های آزاده با هنر و کمال منطقه اورامان بوده است.

آن مرحوم فرزند هدایت فرزند ملانشات پاوه ای و از مادری دانا به نام خاتون لالی دختر مرحوم محمد بیگ اول وکیل جوانرود میباشد لقب آقا عنایت((صارم السلطان)) بوده که در سال۱۲۶۰شمسی در جوانرود به دنیا آمده است.مقدر چنین بود که والدین آن مرحوم در کودکی فوت نموده اند و آقا عنایت طعم یتیمی و نبودن والدین را در کودکی چشیده که میفرماید:

هیمای نفامام هه وای گه رم و سرد

داخل و فه رقهی بدبختانم کرد

———–

فه رسه تش نه دام بزانو ن ده ردان

جه ادا و بابه ی مه حرومش که ردان

آن مرحوم در کودکی نزد استادی به نام ملا علی مرادی شروع به تحصیل میکند اما به علت مشکلات عدیده آن دوران و امکانات تحصیلی و نبودن والدین نمیتواند ادامه تحصیل دهید اما با پشتکار و فعالیت خود مراتب علمی در حجره های آن دوران و مطالعه خود کسب علم و دانش میکند و درسنین جوانی با عموزاده خود به نام خاتون عافیه ازدواج میکند ودر سال ۱۳۱۰ شمسی به خاطر ظلم و سیاست حکومت وقت پهلوی که تمام سران عشایر را دستگیر میکنند،که عده ای را به زندانهای تهران و دامغان و سبزوار و اصفهان روانه میکنند،در ۲۸بهمن سال۱۳۱۰آقا عنایت هم دستگیر و روانه زندان اصفهان میشود.که مدت ۱۰سال را در زندان اصفهان با سختی و مشقت  سپری میکند که داستان زندانی شدن آنها و سختی آن را میتوان در اشعار این شاعر توانا دید و لمس کرد،اشعاری که در زندان سروده است گواه این حقیقت است که با ناراحتی و سختی این مدت ۱۰سال را تا سقوط رضا شاه در شهریور ۲۰ می گذراند و بعد همراه سایر آزاد شدگان به مناطق مختلف اورامانات پاوه و جوانرود بر میگردند و عده زیادی از آنها هم در غربت فوت نموده اند.

اقا عنابت در روستای که لی جوانرود ساکن و ماندگار میشود و در دی ماه سال۱۳۳۵به رحمت خدا میرود و در قبرستان نووروه سر به خاک سپرده میشود، آقا عنایت یکی از سوارکاران ماهر و تیرانداران زبر دست اورامان و از نکته دانان و سخنوران و ناطقین بوده است،وی از نظر اخلاقی دارای شخصیتی خوش برخورد و خندان و مهربان و مهمان پرور بوده است و شکارچی قهار که علاقه عجیب به تربیت اسب و در شناخت اسب و نژادهای آن خبره بوده است.آنچنان که استاد سید باقر هاشمی که نوه اقا عنایت است و در جمع آوری اشعار دیوان اقا عنایت زحمت زیادی کشیده است میفرماید:اقا عنایت در تعلیم و تربیت کودکان نه تنها کودکان خود بلکه فرزندان اقوام کوشا و فعال بوده و همیشه طرفدار مستمندان و فقیران بوده و دستگیر ناتوانان و مظلومان بوده است با ظلم و ستم و چپاول حاکمان وقت همیشه مخالف و ناراضی آنها بوده است.

در روستای که لی مسجدی ساخته و در آن مسجد امورات مسلمانان را انجام داده که خود آن مرحوم به عنوان امام و خطیب انجام وظیفه نموده و تمام امورات مردم آن منطقه چه دینی و چه دنیایی آنها را در حد توان بر عهده داشته و موقوفه ای هم به عنوان حمام برای بانوان جدا از مردان ساخته است و بعد از خود فرزند مرحومش علی بگ امورات موقوفات را انجام داده است،آقا عنایت علاقه زیادی به قرائت قران کریم داشته است و تا آخرین روزهای زندگی خود قرائت قران کریم جز برنامه های روزانه اش بوده است،آن مرحوم علاقه فراوانی به علما و مشایخ طریقت و تصوف داشته و یک بار هم جهت زیارت مرقد شیخ عبدالقادر گیلانی به بغداد سفر کرده که در بازگشت در تکیه سوله ای قه ره داخ چند روز مانده است.باید عرض کنم که در سال ۱۳۱۸که خبر فوت شیخ علی حسام الدین نقشبندی بعد از مدتها در زندان به ایشان میرسد بسیار ناراحت و اندوهگین شده و مرثیه ای به فارسی و کردی میسراید با مطلع:

قطب اعظم کوکب دنیا و دین

رحلتش فرمود و با حور بهشت شد قرین

مرشد عالی مقام و نابغ دوران خود

پیشوای مسلمین و رایج دین مبین

در ته زندان شنیدم این خبر جانسوز را

صد هزاران بار سنگین است بر قلب حزین

شیخ اعظم حضرت حسام الدین راد

در میان کرد چون او مادر گیتی نزاد

افتاب خاندان شیخ عثمان کبیر

شعله انوار پاکش تافت بر برناو پیر

آن مرحوم با مرشدان طریقت قادری و نقشبندی و علمای دین دوستی و مکاتبه داشته است،آقا عنایت از شاعران نکته سنج و دانای منطقه اورامان بوده و در اشعارش از ظلم و ستم حاکمان وقت بسیار گفته و آنها را نکوهش و راهنمایی نموده و از دوستان نزدیکش مرحوم محمد بیگ رستمی وکیل که در زندان اصفهان با هم بوده اند بیشتر یاد نموده است،آقا عنایت سه پسر و هفت دختر داشته است.ایشان دو بار ازدواج کرده است که همه آنها انسانهای محترم و فهیمی هستند و مورد احترام اهالی کرمانشاه و اورامانات میباشند.دیوان اقا عنایت به همت سید باقر هاشمی و استاد ماموستا دکتر محمد امین هورامانی چاپ و منتشر شده است. خداوند آن مرحوم و سایر بزرگان را قرین رحمت نماید در پایان چند بیت شعر از اشعار اقا عنایت که به زبان فارسی و هورامی سروده است را خدمت دوستان عزیز تقدیم میکنم.:اظهار مسرت و خوشحالی از آزاد شدن از زندان بعد از ده سال و سرنگونی سلطنت رضا شاه:

در پوست خود نگنجم از فرط شادمانی

بر تخت واژگون شد رضا مازندرانی

ما حبس را کشیدیم سختی خود چشیدیم

نوبت به او رسیده تقدیر اسمانی

جور و جفا سر آمد وضعی دیگر درآمد

از پشت پرده غیب از جانب ربانی

از اشعار آن مرحوم با زبان هورامی:

فکری جوانی فکری جوانی

که و ته ن وه یادم فکری جوانی

به د بختی به ختم با خاس به زانی

ره نج و مه شه قه ت نه ی د ونیا ی فانی

هیمای نه فا مام جه ز یندگانی

نه یاوام یه ک رو وه کا مرانی

هیمای نه چه شتم هه وای گه رم و سه رد

داخل وه فه رقه ی بد به ختانم کرد

فه رسه تش نه دام به زندان ده ر دان

جه ءداو بابه مه حرو مش که ردان

روحش شاد و یادش گرامی..

با احترام:سیروس عزیزی

نمونه ای از خط مرحوم آقا عنایت
نمونه ای از خط مرحوم آقا عنایت
نمونه ای از خط مرحوم آقا عنایت
نمونه ای از خط مرحوم آقا عنایت

 

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا