آئین و رسوم

نوروز چه شمیه ر (چشمیدر) جشنی به قدمت تاریخ

نوروز چشمیدر
نوروز چشمیدر

اهالی روستای چشمیدر در سروآباد می کوشند تا در ۵ اسفندبا برگزاری مراسمی، همچنان رسوم کهن و دیرینه خود را احیا کنند.

روز آغاز سال نو در فرهنگ های مختلف متفاوت است؛چینی ها ۲۶ ژانویه، مسیحیان اول ژانویه، اعراب اول محرم و ایرانیان اول فروردین را روز اول سال می دانند.

در حالیکه آغاز سال نو چینی و مسیحی در فصل زمستان است، و آغاز سال اعراب هم ثابت نیست و هر سال  ده روز جابجا می شود، آغاز سال نو ایرانیان روز اول فروردین برابر با ۲۱ مارس ، نزدیکترین تاریخ به نو شدن طبیعت و بهار واقعی کره زمین است.

هنوز هم مردمان مناطقی که زمانی بخشی از امپراطوری ایران بوده اند،  جشن سال نو را در همان روزی می گیرند که چند هزار سال پیش جشن گرفته می شد، یعنی روز اول فروردین، اما در این میان یک استثنا هم دیده می شود. اهالی یک روستا در کردستان و ایران همچنان می کوشند تا یک رسم کهن را زنده نگه دارند.

هرساله دراین روستا  در ۵ اسفند جشنی تحت عنوان نوروز چشمیدر برگزار می نمایند که این جشن ۲۵ روز زودتر از نوروز شمسی می باشد و این جشن که چند دهه پیش در روستاهای اطراف نیز که حدودا” ۲۰ روستا بودند برگزار می شد ولی در حال حاضر در روستاهای  چشمیدر –دیوزناو و پالنگان برگزار می شود .

آنها جشن نوروز را نه در اول فروردین، بلکه در پنجم اسفند برگزار می کنند،(یعنی ۲۴ روز زودتر)در هیچکدام از روستاهای اطراف چشمیدر chashmiar چنین رسمی دیده نمی شود. روستاهای دیگر طبق معمول روز اول فروردین را نوروز می دانند و حتی چشمیدری ها را به خاطر نوروز زود هنگامشان به سخرهه می گیرند.

قدیمی ها این نوروز را شب برات هم می نامند و جوان تر ها برای گرفتن هدیه شب برات اقدام به رسم کلاه کشی از روی بام ها می کنند که به آن کلاو روچنه می گویند.

نوروز چشمیدر
نوروز چشمیدر

برخی معتقدند وجه تسمیه شب برات که یک رویداد مذهبی است و طبق سال قمری هر سال ده روز به عقب می آید، احتمالا به خاطر یکبار تقارن شب برات با نوروز بوده و از آن پس به دلیل جایگاه محکم اعتقادات مذهبی در میان مردم و مشروع کردن آیین نوروز، نام برات بر روی نوروز باقی مانده است.

چیزی که حائز اهمیت است  جدا از قدمت وتاریخ چند هزار ساله آن  هم زمان با این جشن در کشورهای جنوب شرقی اسیا نیز مراسمی تحت عنوان  گرم شدن زمین  در هند وچین  و… برگزار می شود حال  اگر از صدها تعریفی که  برای فرهنگ شده است  نگاهی بیاندازیم  متو جه خواهیم شد که در دل تمامی تعاریف فرهنگ یک امر غریزی نیست بلکه اکتسابی است وهرگروه  یا جامعه ای دارای  فرهنگ  مختص به خود هستند و  این فرهنگ به وسیله آموزش  به نسل بعدی  منتقل می شود در حالی که  ژنتیک به وسیله وراثت انتقال میابد. واین را باید دانست ملتی  پیوسته سر افراز است که فرهنگ خود ونیاکانش را بشناسد وآن را  زنده نگه دارد زیرا شکی نیست  ملتی که فرهنگ وهویت خودش را فراموش کند به یقین هستی خود را از دست داده است وهم چنین  ملتی که فرهنگ عامه خود را بشتاسد وآن را تحویل نسل بعدی دهد ما را به احوال و افکار ،هنر ، ذوق ، خلاقیتها و.. گذشتاگان اشنا می سازد  جشن نوروز نیز بدونه شک زیباترین جشن میان همه اقوام. وادیان وبهترین مبدا برای آغاز سال است  واین قابل تحسین  در این چند روستا  این جشن را حفظ نموده اند  وآن را تحویل نسل ما داده اند  ومانیز باید آن را به نسل بعد منتقل نماییم . وانشا لله در اینده ای نزدیک بتوانیم همایشی در خصوص این نوروز باستانی برابر مقررات مربوطه برگزار نماییم وازکسانی که  دراین خصوص اطلاعاتی دارند دست یاری را دراز می نماییم تا بتوانییم خدمتی به فرهنگمان  کرده باشیم  . و اما نوروز ؟؟؟؟؟؟

  در این جشن سه جنبه ی نجومی،ملی و دینی به چشم می خورد.

از دیدگاه نجومی این روز مقارن با اعتدال ربیعی یعنی هنگامی است که خورشید روی مدار استوا قرار می گیرد و طول شبانه روز در تمام نقاط کره ی زمین برابر است.روزی که زیبایی آفرینش در والاترین چهره ی خود آشکار می شود.

از دیدگاه ملی و تاریخی نیز در افسانه های کهن آمده است،هنگامی که جمشید،شاه افسانه ای ایران زمین از کارهای سازندگی فارغ شد،مردمان در آسایش،کشور در آبادانی و همه چیز به وفور یافت می شد،به دیوان فرمان داد تا تختی زرین و جواهر نشان برای او بسازند و او را به هوا برند و این روز را آغاز سال نو خواندند که مصادف با اعتدال بهاری(نوروز)بود.

اما در متون تاریخی به نمونه هایی از نوشته های مستشرقین برمی خوریم که اندکی با هم متفاوتند،برای نمونه:

الف)جیمز موریه:

در آن زمان”در روز۳۱ اوت”هرسال در دماوند جشنی به افتخار آزاد شدن ایران از جور و ستم آن پادشاه ظالم برپا میکردند که به جشن کردی معروف بود.

ب)ادموندز:

صبح روز مقرر مردم سلیمانیه شهر را ترک میکنند و در جشن گاه گرد می آیند.شاهی را بر تخت می نشانند.درباریان و محافظان را تعیین می کنند.شاه سوار بر گاو در حالی که درباریان در پی اش روانند در میان جماعت به اردوگاه می آید.چادر می زنند،دیوان برپا می کنند… جشن سه روز به درازا میکشد…به گمان من این جشن در حقیقت یادگار شورش علیه ضحاک است.

نوروز چشمیدر
نوروز چشمیدر

ج)کریس کوچرا”نوروز۱۹۵۹″

پانزده روز پس از شورش موصل،کردها در سلیمانیه با شکوه هرچه تمام تر(نوروز) یعنی روز اول سال خورشیدی را جشن می گیرند…گروهی کارناوال چندین ده هزار نفری را تدارک می بینند.

این جشن عظیم با نمایش خیابانی افسانه کاوه آهنگر علیه ضحاک پایان یافت،این نمایش بر روی صحنه های متحرک اجرا شد.در این نمایش کاوه مظهر مردم کرد و ضحاک مظهر امپریالیسم انگلیس و آمریکا و تعصب ناصری بود.

د:بنا به قول ابوریحان بیرونی نیز در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه آهنگر شتافتند و فریدون بر تخت شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند او برهانید.

شاید این مبنای تاریخی با گفته ی جیمز موریه(سفر دوم۱۸۱۲م) بر اجرای مراسم جشن کردی در دماوند در ۳۱ اوت هرسال انطباق داشته باشد.هرچند جشن مهرگان نیز یکی از آیین های باستانی ایرانیان قبل از اسلام بوده و در سرزمین ما نیز مرسوم بوده به گونه ای که چند دهه ی قبل در روستاهای( سرریز و بیساران و…)همواره این آیین برپا می شده اما رنگ و بوی آیین نوروز را نداشته و بیشتر شباهت به جشن زراعی (پایان فصل برداشت) و کشت دوباره ی پاییزی بوده که بیشتر وجهه ی شکرگزاری و طلب رزق و نعمت را به خود می گرفته و ده روز بعد از اعتدال پاییزی برگزار می شد.

آیا این اختلاف دیدگاه ها نمی تواند نشانگر این موضوع باشد که این آیین ها بنابه اقتضای شرایط و زمان تغییر می یابند،جابه جا می شوند و راه پویایی و کمال را در پیش می گیرند و در جریان انتقال و سیر، موافق مقتضیات نسل ها دگرگون می شوند؟!

آیا نوروز چشمیدر نمی تواند ترکیبی از برگزاری دو آیین باستانی یعنی جشن سده و نوروز باشد؟

در روزگاران کهن در ایران باستان جشن سده به مناسبت کشف آتش توسط هوشنگ شاه ایرانی در دهم بهمن ماه هرسال برگزار می شد.

به علاوه نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن از نظر نجومی (طبیعی) سال را به دو پاره(فصل)تقسیم می کردند.تابستان که هفت ماه به درازا می کشید و از اولین روز فروردین ماه آغاز و آخرین روز مهرماه پایان می یافت.زمستان نیز از آغاز آبان ماه تا پایان اسفند را شامل می شد.جشن سده،(۵۰روز و۵۰شب)به اول تابستان(۱۰بهمن ماه) برگزار می گردید.

نوروز چشمیدر
نوروز چشمیدر

از نظر دینی(دین زردشت) این جشن یادآورنده ی اهمیت نور،روشنایی،آتش و انرژی است.و نور و روشنایی همه نشانه هایی از فروغ اهورامزدا بوده اند.

برکسی پوشیده نیست که با ورود آیین مقدس اسلام به ایران بسیاری از آیین های باستانی منسوخ شدند.اما آیین باستانی نوروز در این اثنا یک استثنا بود.

آیا نوروز چشمیدر نوعی تلفیق میان دو جشن سده و نوروز نمی تواند باشد؟!اگر اینگونه نیست چه پاسخی برای برگزاری آیین نوروز در ۵ اسفندماه وجود دارد؟

اگر به این موضوع توجه کنیم که برخلاف سایر مناطق ایران،مردمان مناطق هه ورامان اندکی دیرتر به آیین اسلام گرویده اند آن هم نه با زور شمشیر بلکه به اختیار خود و به تدریج که فرصت زیادی برای تغییر،جابه جایی،ترکیب وتلفیق آیین هاو اعتقادات و آداب و رسوم داشته اند می توان اندکی با جرات بیشتر جواب پرسش فوق را با دیدی مثبت نگریست.

جنگ های خونینی که در سال های[ ۳۰۷_۳۲۴ه]در زمان فرمانروایی عباسیان در مناطق بلند و کوهستانی کردستان اتفاق افتاده است اکثرا جنگ های مذهبی بوده اند،موید این امرند که هنوز تا این زمان آیین زردشتی در مناطقی از کردستان رواج داشته اند.

این دلایل و شواهد و دلایل و شواهد فراوان دیگری که در این زمینه ارائه و یا قابل ارائه می باشند خود می تواند موید این موضوع باشد که نوروز چشمیدر  شاید همان تلفیق جشن سده و آیین نوروز می باشد.البته نه آن نوروز و جشن کردی که جیمز موریه اشاره می کند.بلکه جشنی که کریس کوچرا و ادموندز به شرح و توصیف آن پرداخته اند.

آنچه که امروزه در سراسر مناطق کردنشین از آن به نام نوروز کردی و یا نوروز کاوه ی آهنگر از آن یاد می شود منطبق با شرح و توصیفات و نوشته های دو محقق فوق می باشد.لذا روشن ترین جنبه ی نوروز جنبه ی ملی وحماسی آن یعنی قیام کاوه ی آهنگر علیه ضحاک ستمگر است.این قیام اگر به قول جیمز موریه و ابوریحان بیرونی در۳۱ اوت اتفاق افتاده باشد یا بنابه گفته ی ادموندز و کریس کوچرا مصادف با اعتدال بهاری باشد که قول دوم با واقعیت های امروزی مطابقت دارد.

“و اما قیام کاوه افسانه ای است که در تنگ سینه ی شبرنگ قرون،غنوده است،افسانه ای که خواب را از دیده ی حقیقت کاذب آسمان ها ربوده است،افسانه ای انسانی که دلش از آتش جور ستمگران کباب بود.این قیام آهنگری بود به نام کاوه.آهنگری که فرزند آفتاب بود.کاوه ای که قرن ها پیش از این،شوریدگان شوره زار تشنه ی احتیاج به خاطر بزرگان حیات آفرین خانه خراب،ظلمت را به عظمت آفتاب آشنا کرد.

ضمن تبریک نوروز به اهالی فوق الذکر پیشاپیش نوروز۱۳۹۴ رابه  همه ی آحاد ملت کرد و تمامی ایرانیان تبریک عرض می نمایم.

به گزارش اورامانات، روستای چشمیدر در۳۵کیلومتری جنوب سرواباد با طول جغرافیای ۴۶درجه ودودقیقه وعرض جغزافیای ۳۵درجه ودودقیقه با ارتفاع ۱۷۶۲ متر ازسطح دریا واقع شده است  وبا زبان اورامی  لهجه ژاوردی صحبت می کنند.

نویسنده: محمد ناهید محمدی –فوق لیسانس مدیریت تحول- روستای چشمیدر

منابع:

نیکیتین،واسیلی، کردوکردستان / ترجمه: محمد قاضی

ادموندز،سیسیل. جی، کردها ترکها عربها/ ترجمه: ابراهیم یونسی

کوچرا ،کریس، جنبش ملی کرد/،ترجمه: ابراهیم یونسی

بیرونی، ابوریحان ،آثارالباقیه

یاسمی، رشید،کردوپیوستگی های تاریخی او/ چاپ چهارم تهران ۱۳۶۹

کارو،ماسه ها وحماسه ها/ چاپ سوم/ انتشارات اشراقی/ تهران/ ۱۳۷۴

قطبی ،حسن /پایان نامه ،فرهنگ عامه ی هه ورامان ۱۳۷۹

استفاده از خاطره های  افراد مسن،همچنین از آموخته های که سینه به سینه  از گذشتگان خود شنیده وبه یاددارند.

 استفاده از مقاله آقای  حسن قطبی به بهانه نوروز چشمیدر در سال ۱۳۹۰

وبا تشکر از: موسسه فرهنگي ،ادبي ماموستا بيساراني و موسسه فرهنگي ادبي هنري قلم هور امان

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا