تاریخی

گذری بر تاریخ هورامان

درباره‌ي تاريخ منطقه‌ي هورامان منبع كاملي در دسترس نيست تا بتوان اين تاريخ را به دقت مشخص كرده و مورد بررسي قرار دهيم اما در چند منبع ديده شده است كه اورامان از نظر تاريخي نسبت به ديگر مناطق كردستان از اهميت بيشتري بر خوردار است.  پژوهش هاي اورامان شناسي كه از جنبه هاي زبان شناختي، باور شناختي و قوم شناسي در مجموعه‌ي كردشناسي انجام مي گيرد، با كشف قباله هاي اورامان (كهن ترين سندهاي كردي به زبان هاي يوناني و پارتي كه زبان ايران ميانه‌ي شمالي است) در سال هاي ۱۹۱۹ـ۱۹۱۳  به اوج خود رسيد. در سال هاي آغازين سده هاي بيستم، يكي از مهمترين رويدادهاي فرهنگي جهان به وقوع پيوست كه در نوع خود به عنوان بزرگترين كشف در عرصه‌ي تاريخ و زبان قوم كرد تلقي مي گردد. اين واقعه‌ي فرهنگي همانا كشف سه قباله‌ي باستاني در اورامان كردستان ايران بود كه خبر آن به سال ۱۹۱۳ ميلادي از سوي پروفسور ايليس منس در نشريه‌ي مطالعات عصر هلني منتشر شد. پس از تحقيقات مستمري كه پيرامون اين اسناد انجام گرفته به نظر مي رسد كه سومين قباله از قباله هاي مذكور كه به زبان آرامي (اورامي قديم) دستكاري شده تحرير گشته، به عنوان كهنترين سند مكتوب مكشوفه‌ي زبان كرد مورد شناسايي قرار مي گيرد.

بنچاق - قباله اورامان (هورامان )
بنچاق – قباله اورامان (هورامان )

چگونگي كشف قباله هاي اورامان:

در اين زمينه رواياتي چند در لابه لاي منابع تاريخي و مآخذ زبان شناسي ثبت گرديده است كه به طور خلاصه ارائه مي گردد. گويا پيش از جنگ جهاني اول، يكي از مريدان شيخ علاءالدين نقشبندي به نام صوفي عبدالله در روستاي بياره از قراء اورامان به شيخ اطلاع مي دهد كه بر تخته سنگي بر فراز قله‌ي كوهي در اورامان، نقش مردي را ديده است كه تيري به دست دارد. به فرمان شيخ، صوفي ياد شده مأمور مي گردد كه پيرامون تخته سنگ مذكور تحقيق كند. سپس صوفي به همراه تني چند از مريدان شيخ به قله‌ي كوه مي روند. جهت تيري كه در دست مرد منقوش بر سنگ است، آنها را به سوي غاري در آن حوالي رهنمون مي شود. مريدان شيخ پس از كاوش در غار، كوزه اي گلين و پر از ارزن پيدا مي كنند و بدين گونه در ميان ارزن سه طغري قباله‌ي باستاني اورامان كشف مي گردد. اين اسناد نزد شيخ علاء الدين نگهداري مي شوند. در اوايل قرن بيستم، هنگامي كه دكتر سعيد خان كردستاني براي معالجه‌ي چشم عباسقلي خان به مريوان عزيمت مي كند، اسناد ياد شده در اختيار دكتر سعيد خان قرار مي گيرند. قباله هاي سه گانه‌ي اورامان هم اكنون در موزه‌ي لندن نگهداري مي شوند.

همچنين مؤلف تاريخ مردوخ در مورد چگونگي كشف و قرائت اين قباله ها چنين مي نويسد: « … چنانكه سه فقره اجاره نامه در سال ۱۳۲۸ هجري قمري سيد حسين نامي از شيخ علاء الدين در نواحي اورامان در ميان خمره‌ي پر ارزن پيدا كرده و بالاخره قباله هاي مذكور توسط پروفسور براون به دست پروفسور ميس متخصص زبان يوناني رسيده . . . . » در همين مورد، سي. جي. ادموندز كارگزار بريتانيا در عراق در كتابي تحت عنوان ((كردها ، ترك ها و عرب ها)) چگونگي كشف قباله هاي اورامان را چنين بازگو مي كند: «سه قباله‌ي نوشته شده بر پوست آهو كه دو تاي آن به زبان يوناني و سومي به زبان پارتي بوده. دكتر سعيد خان كردستاني در سال ۱۹۱۳ به انگلستان آورد و مدتي بعد موزه‌ي بريتانيا آنها را از وي خريداري نمود. به گفته‌ي دكتر سعيد خان، اين قباله ها در غاري واقع در كوه (سالمان) در نزديكي شهر اورامان پيدا شده است در حالي كه در كوزه اي دربسته نگهداري مي شده اند.»

شكل ظاهري، موضوع، رسم الخط، تاريخ و زبان قباله هاي اورامان

هر يك از قباله هاي ياد شده بر پايه‌ي سنتي كهن داراي دو متن است: متن اول در نيمه‌ي فوقاني قباله و به شيوه‌ي طغراست كه با ريسماني كه از ميان تومار مي گذرد پيچيده شده و مهر گرديده است. بخش تحتاني قباله، باز و هميشه آماده‌ي رؤيت بوده است. موضوع قباله هاي سه گانه‌ي اورامان درباره‌ي اجاره‌ي يك تاكستان است و علي الظاهر هر سه قباله مربوط به‌يك باغ انگور است. شيوه‌‌ي اجاره نيز به خودي خود، شايان توجه است و حاكي از نوعي مالكيت مشروط است. بر پايه‌ي تحقيقات متخصصين زبان شناسي، قباله‌ي يكم به خط و زبان يوناني نگاشته شده و تاريخ آن به سال ۸۷ تا ۸۸ پيش از ميلاد و عصر فرمانروايي مهرداد دوم اشكاني باز مي گردد. قباله‌ي دوم نيز به خط و زبان يوناني به رشته‌ي تحرير در آمده است و به سال ۲۱ تا ۲۲ پيش از ميلاد و عصر فرمانروايي فرهاد چهارم پسر پاكوس اشكاني تعلق دارد و اما قباله‌ي سوم به الفباي آرامي دست كاري شده تحرير گشته و مربوط است به سال ۱۱ تا ۱۲ پيش از ميلاد و عصر امپراتوري فرهاد چهارم اشكاني. به نظر پروفسور كاولي قباله‌ي سوم اورامان به زبان پهلوي پارتي است در حالي كه پروفسور مينس آن را به زبان كردي نزديك دانسته است.

ارزش و اهميت قباله هاي كهن اورامان

بررسي اسناد اورامان از ديدگاه هاي زبان شناسي، تاريخ مناسبات اجتماعي، اقتصادي و مطالعه‌ي اديان و باورهاي كهن در حوزه‌ي جغرافيايي خاورميانه و به ويژه منطقه‌ي اورامان كردستان، حائز اهميت است. اين قباله ها از زواياي مبهم و گوشه هاي ناشناخته و ناسفته مجموعه‌ي فرهنگي قوم كرد را روشن مي سازد. از نظر پژوهش هاي كردستان شناسي نيز كشف و شناسايي قباله هاي باستاني اورامان، اطلاعات و آگاهي هاي بسيار جالب و ارزنده اي از زبان، خط، دين و آيين، اعتقادات و روابط اجتماعي و اقتصادي سرزميني كه در روند دراز دامن تاريخ، اورامان كردستان نام گرفته است، به دست مي دهد كه اين يافته هاي پر اهميت را به طور عمده مي توان در گرايش هاي مطالعاتي متنوعي در زمينه هاي تاريخي، پيشينه‌ي روابط اقتصادي، مناسبات كهن حقوقي، اعتقادات ديني و زبان شناسي مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داد.

۱) آيين ها و باورهاي كهن:

در سراسر قباله هاي سه گانه‌ي اورامان، مجموعه اي از واژگان و به خصوص اسامي اشخاص به چشم مي خورد كه از آيين ها و اعتقادات باستاني دامنه نشينان رشته كوه زاگرس نشأت گرفته است. حتي برخي از نام هاي افراد در قباله ها، هم اكنون در ميان كردها رايج و بر سر زبان هاست. در لا به لاي واژگان قباله هاي كهن اورامان، نشانه هاي آيين مهر پرستي (ميترائيسم) آشكار است. مجموعه‌ي واژگاني همچون: رشنو، ميرابندك، اروقت، ميثراپادي نشانگر عصر مهر پرستي در ميان ساكنان اورامان، كردها و ساير ايرانيان است. مهر يا ميترا/ميثرا به معناي دوستي و محبت است. به باور ايرانيان باستان، ميترا فرشته‌ي پيوند دهنده‌ي آفريدگار با آفريدگان بوده است. در آيين زردتشت، مهر به معناي عهد و پيمان و وعده آمده است. در اوستا، مهر يكي از آفريدگان اهورامزدا است. در قباله هاي اورامان، واژگاني همچون آراماست، آردين، آرشتت و دادباگا باگ از روزگار مزدا پرستي و آيين مزديسنان (ستايشگران اهورامزدا) در اين منطقه حكايت دارد. اين آيين از همان روزگاران پيشين در ميان اقوام و قبايل آريايي گسترش يافته و سراسر ايران و هند را در بر گرفته است.

۲) زبان و رسم الخط:

مجموعه‌ي قباله هاي باستاني اورامان از منظر زبان شناسي به عنوان سند تاريخي و كهن و اثر فرهنگي ارزشمندي تلقي مي گردد. بر اساس قباله‌ي سوم اورامان، در دو هزار و اندي سال پيش از اين در ميان نياكان كردهاي امروزي نوعي رسم الخط ويژه رايج بوده كه اين خط با الفباي آرامي نوشته شده و در آن عصر براي تحرير قباله ها و اسناد رسمي به كار رفته است. زبان شناساني كه براي نخستين بار قباله‌ي مزبور را قرائت نموده اند، آشكارا اذعان كرده اند كه زبان متن قباله‌ي سوم به كردي امروز نزديك تر است. اما متأسفانه از آنجايي كه بر زبان كردي مسلط نبوده اند زبان قباله‌ي مزبور را پهلوي اشكاني ناميده اند. در حالي كه زبان شناسان كرد بهتر از هر كس مي دانند كه بسياري از واژگان قباله‌ي سوم هم اينك در ميان كردها رواج دارد و با گستردگي بر سر زبان هاست.

۳) مناسبات كهن اقتصادي، اجتماعي و حقوقي در اورامان:

اين اسناد نشان مي دهد كه در آن زمان در ميان ساكنان اورامانات روابط حقوقي منسجمي برقرار بوده است و به منظور اجاره كردن تاكستاني در منطقه‌ي اورامان، قرارداد در برابر شاهدان تنظيم شده و نماينده‌ي حكومت آن را تأييد و مهر كرده است. همچنين اين اسناد نشان مي دهند كه مناسبات كشاورزي و امر آباد ساختن زمين در آن روزگار از اهميت خاصي برخوردار بوده و اداره نمودن قطعه زميني آن قدر مهم بوده كه اگر اجاره گيرنده قادر به فعاليت كار و مثمر ثمر بر روي زمين نمي بود و محصول زمين از بين مي رفت، مي بايست تاوان و غرامت سنگيني بابت اين قصور و اهمال، به صاحب زمين و فرمانروا مي پرداخت.

۴) بازتابي از روابط كهن اجتماعي و اطلاعات تاريخي در قباله ها:

اين اسناد از اين منظر، بسياري از ابهامات و نادانسته هاي تاريخي سرزمين قوم كرد و فلات ايران را هويدا مي سازد. براي نمونه اين قباله ها اطلاعاتي درباره‌ي فرمانروايي يوناني ها در اين سرزمين و نيز تأثير فرهنگ هلنيستي بر مردم و نحوه‌ي تقسيمات كشوري آن عصر در اورامان و نواحي اطراف آن را در بر دارد.

به نظر مي رسد آيين ميترا پرستي در سرزمين باستاني كردها پيشينه اي دراز آهنگ داشته و آثار آموزه هاي اين كهن آيين، در فرهنگ باستاني قوم كرد و ديگر اقوام خاورميانه و نيز ساير اقوام و ملل هند و اروپايي ريشه دوانيده است.

البته تأثير فرهنگ يونانيان متجاوز و استعمارگر بر فرهنگ و تمدن ايراني انكار ناپذير است. اما قباله هاي باستاني اورامان بيشتر حاكي از آنند كه فرهنگ هلنيستي يوناني در روزگار تقرير قباله هاي مزبور، نتوانسته است آثار آيين هاي باستاني سرزمين كردها و ساير نقاط فلات ايران را ريشه كن نمايد. از سوي ديگر، روزگار نوشته شدن قباله هاي ياد شده عصر اوج ميترائيسم و طليعه‌ي مزداپرستي در ميان ساكنان اورامان بوده است. در ‌آن عصر آيين ستايش مزدا در سراسر فلات ايران و از جمله سرزمين باستاني كردها گسترش داشته و در بسياري از نقاط اين سرزمين آتشگاه مزديسنان بر پا بوده است و نياكان كردهاي امروزي در آنجا به ستايش و پرستش اهورامزدا پرداخته اند. در اين برهه، به ويژه اورامان از مراكز اصلي مزداپرستي بوده و آتشكده‌ي پاوه از ستايشگاه هاي مشهور باستاني كردها به شمار آمده است. بدين سان قباله هاي كهن اورامان بيش از آن كه منعكس كننده‌ي فرهنگ هلنيستي باشند، جلوه هاي آثار و آيين هاي مهر پرستي و مزديسنا را نمايان مي كنند. فرجام سخن آنكه در دو هزار و اندي سال پيش از اين، نياكان كردهاي امروزي در كنار زبان رسمي حكومتي، از زبان و الفبا و رسم الخط مخصوص به خود نيز برخوردار بوده اند.

همچنین در سال ۱۳۷۰ در نزدیکی شهر«موان» در هرمزگان چهار بیت شعر که به زبان اورامی نوشته شده بود، پیدا شده است. این شعر بر روی پوست آهو نوشته شده و موضوع آن، هجوم سپاه اسلام به منطقه‎ي اورامان به فرماندهی ابوعبید انصاری و عبدالله بن عمر می باشد که بعداً در منطقه‎ی اورامان پیروز می‎شوند و دین اسلام را به ساکنان این منطقه می قبولانند  و  در این هجوم، ابو عبید انصاری شهید می شود که آرامگاه ایشان اکنون در حلبچه‎ی عراق است.

معنی واژه‎ی هورامان

هورامان یکی از مناطق قشنگ و دل‎ربای کردستان است که به سختی کوه‎ها، جنگل‎ها، قله‎های پربرف و دره‎های سرسبز مشهور است. در دامن این کوه‎های بلند و مناظر دیدنیش، چندین شاعر مشهور مانند: بیسارانی، صیدی هورامی، کاردوخی، ملا خدري رواری، میرزا عبدالقادر پاوه‎ای و … و همچنین هنرمندانی همچون: عثمان هورامی، محمدحسین کيمنه‎ای، جمیل نوسودي و … زاده و پرورده شده‎اند.

مرز جغرافیایی منطقه‎ي هورامان در شرق، شهرستان سنندج، در غرب، منطقه‎ی شهرزور عراق، در شمال، شهرستان مریوان و در جنوب، شهرستان جوانرود است.

در مورد واژه‎ی هورامان معانی مختلفی وجود دارد و هر صاحب نظری در مورد ریشه و اساس این کلمه، به اندازه‎ی توانایی و فهم خود، بحث کرده است. بعضی محققان توانسته‎اند در مورد کلمه‎ی هورامان تحقیقاتی را انجام دهند و ریشه‎ی تاریخی آن را پیدا و تجزیه و تحلیل کنند. برای اینکه از معنی واژه‎ی هورامان چیزی دستگیرمان شود، لازم است بعضی از این نظریات را به اختصار توضیح دهیم:

۱) واژه‎ی (هور- آمان) که در زبان سورانی به معنی«روَژ هه‎لَاتن» یا بیرون آمدن و طلوع خورشید است.

۲) واژه‎ی (هه‎ور- آمان) جمله‎ای‎ست خبری به معنای آمدن ابر در آسمان و بارندگی.

۳) واژه‎ی (هاواری- آمان) به معنی طلب پناه دادن آمده است.

۴) واژه‎ی (هه‎واری- آمان) به معنی خانه و پناهگاه محافظت شده و آرام است. چون هورامان منطقه‎ای است کوهستانی و امن.

۵) به نظر محمدامین هورامی، واژه‎ي هورامان، از کلمه‎ی «ئوروموَن» استخراج شده است. صیدی شاعر هورامانی در در شعرهای خود از کلمه‎ی «ئوروموَن» استفاده کرده است.

عقیده بر این است که در زمان زندگانی صیدی، مردم از این کلمه استفاده کرده اند.

۶) عده‎ای هم نظرشان این است که واژه‎ي «هورامان» از «ئوورامه‎ن» استخراج شده‎است که نام یکی از آهنگ‎های قدیمی کرد در دوران پیش از اسلام است.

۷) در فرهنگ «برهان قاطع» در مورد اين واژه، نوشته شده كه «ئوورامان» به معني خانه و  پناهگاه سخت و محكم است. اين واژه، از دو قسمت «ئوورا» به معني قلعه‎ي محكم و سخت و «مان» به معني خانه و محل اقامت درست شده است.

۸) تعدادي از صاحب‎نظران واژه‎ي هورامان را به «هوورئاماي» بر مي‎گردانند كه به معني بالا‎آمدن و صعود كردن است. چون هورامان هم مكاني سخت و مرتفع است كه براي رسيدن به آن از هر طرف بايد از ارتفاعات عبور كرد.

نقشه اورامانات
نقشه اورامانات

مناطق هورامان

آشكار است كه اورامان به كلي منطقه‎اي يكپارچه نيست و تعدادي از روستاها و مناطق آن، به دليل مرزهاي قراردادي، از هم جدا شده‎اند. مناطق هورامان، بين دو كشور ايران و عراق تقسيم شده‎است. بخش اعظم اورامان دركردستان شرقي مي باشد. در تقسيم و نام‎گذاري مناطق اورامان، اتفاق نظر وجود ندارد. نويسندگان و محققان در تأليفات خود، اورامان را به چند شيوه، كه در زير آنها را توضيح مي دهيم، تقسيم كرده‎اند:

محمد بهاءالدين ملا صاحب در تأليف خود، اورامان را به دو منطقه‎ي بزرگ به صورت زير تقسيم مي‎كند:

* هورامان تخت

* هورامان لهون

اما در تقسيم بندي ديگري، رشيد هورامي، اورامان را به پنج منطقه تقسيم مي‎كند:

* هورامان تخت

* هورامان شاميان

* هورامان جوانرود   

‎* هورامان ژاورود

* هورامان لهون

مناطق اورامان در تقسيم بندي محمد امين هورامي به شرح زير است:

* هورامان لهون

* هورامان دزلي

* هورامان تخت

* هورامان رزاب

* هورامان جوانرود

* هورامان كندوله


به غير از آنچه در بالا ذكر شد، تقسيمات بهتر و پخته‎تري از طرف بهرام ولدبيگي ارائه شده كه مي توان گفت از  بقيه‎ي تقسيمات پسنديده‎تر است، چون توانسته است اورامان را به شيوه‎اي زيربنايي و كارآمد  از نظر جغرافيايي تقسيم كند و سپس شهرها، روستاها و مرزهاي‎شان را تعين كند. در اين تقسيم بندي، مناطق اورامان عبارتند از:

هورامان لهون:

آن منطقه از كردستان جنوبي (عراق) كه از دو شهر تاريخي بياره و تويله و چندين روستاي اطراف آن شامل: نارنجله، گولپ،گه‎چينه، سه‎رگه‎ت، خارگيلان، احمد آباد، خرپاني، هيلامپي و … تشكيل شده است. منطقه‎ي ديگر آن در كردستان شرقي (ايران) شامل پاوه، نودشه، نوسود و روستاهاي اطراف آن شامل: هانه‎گرمله، كيمنه، بيرواس، هجيج، دره هجيج، شيخان، هيروي و … تشكيل شده است.

اورامان تخت:

از بخش اورامان تخت و چند روستاي اطراف آن مانند: سرپير، كاله، رودبر، بلبر، ژيوار، ناو، نوين و … تشكيل شده است.

اورامان دزلي و شاميان:

شامل روستاهاي دزلي، بهرام آباد، زكريان، قلعه‎جي، قلعه‎گا، تازه‌ آباد و … مي‎باشد.

اورامان رزاب:

شامل رزاب، دوزناب، دگاگا، خانگا و چندين روستاي ديگر است.

اورامان ژاورود و گاورود:

اين منطقه هم از روستاهاي پلنگان، باينگلان، بيساران، چشميه‎ر، هرسين، تفين، گلين و … تشكيل شده است.


گويش اوراماني

براي شناساندن و مشخص كردن گويش اورامي، بايد به تقسيم‎بندي اصلي زبان كردي برگرديم:

امير شرف خان بدليسي در تقسيم‎بندي خود، گروه‎هاي اصلي را به چهار بخش تقسيم مي‎كند:

* كرمانج

* لر

* كلهر

* گوران

همچنين گويش گوران را يكي از گويش‎هاي اصلي زبان كردي مي‎داند، اما مينورسكي در تقسيم‎بندي خود، زبان كردي را به سه لهجه به صورت زير تقسيم كرده است:

* لهجه‎ي جنوبي (باشوور) كه از لهجه‎هاي كرمانشاهي و سنندجي به وجود آمده است.

* لهجه‎ي شرقي (روژ هه‎لات) كه ازلهجه‎هاي سليماني و مهابادي تشكيل شده است.

* لهجه‎ي غربي (روژئاو) كه در اكثر مناطق كردستان ديده مي شود.

دلايل مهمي وجود دارد كه زبان كردي را به لهجه‎هاي مختلف تقسيم كرده‎است و باعث تفاوت در شيوه‎ي حرف زدن مردم بومي اين مناطق شده است. از مهمترين اين دلايل مي‎توان به تفاوت‎هاي جغرافيايي، سياسي و … اشاره كرد.

بر طبق تقسيمات، هورامي جزء يكي از لهجه‎هاي اصلي گوران شناخته شده است. (هورامي يا گوران بر طبق جديدترين نظريات به تميزترين (purest) و قديمي‎ترين (oldest) لهجه در بين گويش‎هاي كردي شناخته شده‎است. در حالي‎كه جمعيت اوراماني‎ها كم مي‎باشد اما ادبيات غني و پرباري را به زبان كردي تقديم كرده اند.)*

همچنين سوران سنندجي يك تقسيم‎بندي را براي زبان كردي ارائه داده است. در تقسيم‎بندي او مي‎توانيم بگوييم كه از همه‎ي تقسيمات ديگر، بيشتر لهجه‎ي هورامي را براي ما شفاف‎تر ساخته‎است كه در زير به آنها اشاره مي‎كنيم:

* كردي شمال (باكووري) كه دربرگيرنده‎ي لهجه‎هاي زازائي، جه‎زيري، بوتاني، باديناني، بايزيدي و هكاري است.

* كردي مياني (ناوه راست) كه دربرگيرنده‎ي لهجه‎هاي سنندجي، اردلاني، موكرياني، سليماني، كركوكي، گرمياني، سوراني، هوليري، شادباژيري و پژدري است.

* كردي جنوبي (باشوري) شامل هوراماني، لري و كلهري است.

لهجه‎ي هورامان هم شامل چهار بخش به شيوه‎ي زيراست:

* تخت

* لهوني

* ژاورودي

*دينوري و بزلاني

نويسنده‎ي اين تحقيق، لهجه‎ي بزلاني را بر پايه‎ي تحقيقاتي كه در اين زمينه انجام داده است، قديمي‎ترين لهجه‎ي زبان كردي معرفي كرده‎است. در اينجا هدفمان اين است كه نشان دهيم بر پايه‎ي تقسيمات زبان كردي، گويش هورامي يكي از بخش‎هاي اصلي لهجه‎ي گوران مي باشد كه تا به‎حال توانسته‎است ريشه‎ي خود را حفظ كند. با وجود لهجه‎هاي ديگر در زبان كردي و با توجه به اينكه تا اندازه‎ي زيادي هم با لهجه‎ي سوراني رابطه داشته، خود را جدا از لهجه‎ي سوراني نگه داشته‎است. به اين ترتيب مي‎بينيم كه لهجه‎ي اورامان تا به حال به ماندن و بقاي خود ادامه داده و تا اندازه‎ي زيادي هم پيشرفت كرده‎است چه از نظر ادبيات و چه از نظر دستور زبان.

 ويژگي‎هاي لهجه‎ي اورامي

* محافظت از اصل و ريشه‎ي زبان‎هاي باستاني ايران.

* حفظ نشانه‎هاي مذكر مؤنث در اسم‎ها.

* هم‎ريشه‎اي برخي واژه‎هاي زبان اورامي و فارسي.

* غني بودن اين لهجه در رابطه با ابزار دستوري مانند مضاف و مضاف اليه.

* حفظ و نگهداري بعضي از حروف قديمي در زبان كردي مانند:(ث، ژ، گ و چ).

* غني بودن اين لهجه از نظر آواها و اسم‎ها.

* محافظت از آواي كردي قديمي /دَ/ كه به اشتباه به آن «د» توخالي گفه مي شود و به اشتباه /د/ نوشته مي شود.اين آوا بسيار قديمي است و در كلمه‎ي «ئه‎دَا» شنيده مي‎شود.

* توضيحاتي در مورد برخي از لغات موجود در قباله‎هاي هورامان

۱٫         كپان (kopan) يا كفان (kofan): متشكل از [كپ يا كف + ان] به معني كوه‎ها در اوستا. كه‎ئوفه (kaofa): در كردي كووان (kowan) و كيوان (kewan)

۲٫         آراماسد (aramasd): به معني اهورامزدا، هرمزد و هرمز

۳٫         اردين يا آردين (ardin): متشكل از [آر + دين] به معني آيين اهورا پرستي، آيين ستايش آتش. در كردي اورامي «آر» به معني آتش است.

۴٫         ارساك يا ارشاك (arsak): اسم است و متشكل از [ارس يا هرس يا هرش + اك (پسوند نام)] در كردي اورامي هرش (hars) به معناي خرس و نيز هرس به معناي اشك است.

۵٫         اسپوماك (spomak): متشكل از [اسپ + ا + ما + ك] واژه‎اي مركب است به معني اسب ماده. در كردي اورامي «ا /o» نشانه‎ي اضافه، «ما» به معني ماده و «ك» پسوند است.

۶٫         تيرك (tirak): به معناي تير، راست و تيز. در كردي اين نام در اسامي مركب همچون «تيره‎نان/tiranan» به معني وردنه يا «تيره‎كلاش/tiraklas» به معني تيرك وسط گيوه هم اينك بر سر زبان‎ها است.

۷٫         مرزپان (marzpan): متشكل از [مرز + پان]. بخش اول به معني سرزمين و نيز زمين چهارگوش آماده‎ي بذرافشاني است. بخش دوم به معني نگهبان است. بخش نخست اين واژه‎ي مركب، هم اكنون به همان معني مذكور در زبان كردي به جاي مانده‎است.

* منابع و ماخذ:

۱٫ ماهنامه‎ي كردي رامان، شماره‎ي ۶۳ ،آوريل ۲۰۰۱ ،ترجمه‎ي مقاله‎ي هورامان نوشته‎ي عفان محمد شريف

۲٫ روزنامه‎ي همشهري، شماره‎ي ۲۱۸۹، ۲۰ مرداد ۱۳۷۹، قباله‎هاي كهن اورامان نوشته‎ي سوران كردستاني

 *AMIR HASSANPUR:NATIONALISM ND LANGUAGE IN KURDISTAN(1918-1985)Mellen research university press /San Francisco:200/ P 25

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا