تاریخی

نگاهی به زندگی قدیم زنان هانی گرمله

 هانی گرمله
هانی گرمله

زنان  هانی گرمله سحر خیز  بودند.گاهی دام ها را زنان به چرا می بردند. آنهایی که باغ داشتند تابستان ها پای درختان توت را از علف هرز پاک می کردند و بعد جارو می زدند تا توت هایی که با وزش نسیم روی زمین می نشینند قابل جمع آوری باشد . فصل رسش گردو مردان گردوها را با چوب (شَن)  می تکاندند و زنان و کودکان جمع آوریشان می کردند و گاهی گردوها را می شکستند تا مغز گردو را  جهت مصرف  خوراکی ذخیره کنند .همچنین انجیر وآ لوچه و دانه های انگوررا برای مصرف در فصول بعدی خشک می کردند. در فصل پاییز که انارهای سرخ آبدار هانی گرمله می ترکیدند انارها را می چیدند و دسته بندی می کردند قسمتی از انارها را با کمک تکه چوبی دانه می کردند تا آن ها را بکوبند آبشان را طبخ کنند و رب انار درست کنند.

آنگاه که آفتاب نزدیک رسیدن به وسط آسمان ده بود نهار را مهیا می کردند و کمی پس از آماده شدن نهاردر کپر باغ ،سفره را  می انداختند  وهمه خانواده برای خوردن غذا دور سفره ساده نهار می نشستند.

هر نیمروز و شامگاه از دام های چرا رفته شیر میدوشیدند.بعد از نماز ظهرو اگر استراحتی  نیمروزی دست میداد ، باز ادامه  فعالیت روزانه  آغاز می شد. تا زمانی که سرخی آفتاب بالای کوهها بود گاهی بیل هنوز دستشان بود تا جوی پای درختان باغ را برای عبور آب باز کنندو بعد یواش یواش چراغ های فانوس را روشن می کردندو زغال را  برای درست کردن چایی وشام مهیا می کردند.

زنان خانواده در آبادی هانی گرمله پشم گوسفندان را با دوک می ریسیدند .  از روغن حیوانی روغن دان درست می کردند که مَشکی بود که در آن روغن حیوانی می ریختند و گاهی به آن دوشاب ( آب توت درختی که طبخ وغلیظ می شد ) اضافه می کردند. از شیر، ماست درست می کردند و ماست را بااضافه کردن مقداری آب و نمک در مَشک آویزان شده متحرک دوغ می کردند و کره روی دوغ راهم  در ظرفی جدا برای مصرف  می ریختند. ازنخستین شیر بعد از تولد بره سر شیر( خامه محلی) مرغوبی درست  می کردند. زنان  آبادی گندمها رابه آسیاب ها  ( در آن زمان آبادی چهار آسیاب داشته است:آسیاب قادر، آسیاب ظهراب بگ، آسیاب اوستا محمد، و آسیاب درویش)می بردند آرد می شد و پس از آن نان محلی مصرفی خانواده را می پختند. نان پختن زنان آبادی مهارت و خمیر خوب می طلبید که زنان  بزرگتر به دختران آموزشش را می دادند.خانه های آن زمان آبادی، دیوارو کف و پشت بامش از کاهگل بود  که هرگاه (مخصوصا”فصل بهار) این سطوح ترک بر میداشت با اضافه کردن آب به خاک آورده شده از کوه، گل درست می کردند و آن گِل را روی سطح  دیوار یا کف  آسیب دیده خانه پخش کرده و پس از خشک شدن آبش تا حد نم با سنگ مخصوصی به نام سیره کو(سنگی گرد وصاف و مسطح و به اندازه ای که در کف دست جا می گرفت) توسط زنان این سطوح صیقل داده می شد.در خانه بگ ها این کار رابا بیگاری گرفتن زنان آبادی انجام می دادند.( ناگفته نماند گفته شده برخی از بگ ها انسان های بلند نظر و شخیص و مورد احترام در میان مردم بوده اند و به مردم  آبادی ظلم نمی کردند).

زنان آبادی در فصل بهار برای چیدن گیاه های خوراکی  ، مثل پونه گوشه چشمه ها، گیلاخه ، قازیاخه، پسیل(گیاهی پهن برگ) ، سور بنه وگوزروانه به کوهستان می رفتند.

در آبادی هانی گرمله  زنان را  با عقد مهریه  و شیر بها( که  شیربها به خانواده زن  تعلق می گرفت) به شوهر می دادند.آنان باید نظر پدرو برادران ودیگر قیمین مرد را برای دور ماندن از تبعات بعدی  ریسک انتخاب اشتباه ، اطاعت می کردند. دوشیزگان همواره از خطر اشتباه  هراس داشتند. بنابراین تاوان اصلی و سنگین طلاق احتمالی متوجه  زنان بی تاوان  به اجبار شوهر داده  شده بود. با اذعان به اینکه حرمت و حیا و عفت جزیی از فرهنگ زنان آبادی و لازمه پاسداشت زندگی گرم خانوادگی بوده است وما امروز شاهد آموزش مهارت های زندگی به افراد هستیم اما می دانیم در گذشته این طور نبوده است. نابودی روحی زن، یعنی نابودی  نیرویی موثر در یک جامعه، که تبعات منفی خودش  را دارد. همچنین زنان در آن زمان و در آن ده  درآمد وثروت و حق تحصیل نداشتند. آزردگی روانی  زنان روان رنجور ده چگونه منعکس می شد؟ وسواس ، افسردگی ، خودکشی یا خود سوزی، کار زیاد وشکستگی زود هنگام، به دنیا آوردن کودکان زیاد ؟! مدارکی در دست ندارم اما شاید بیشترآنها که باهوش تر وسازگارتر بودند با درد دل های صادقانه با دوستان و آشنایان  بارشان  سبک می شد وبا  راه حلی  در خور شرایط زمانه گره مسایلشان رامی گشودند. باشد که ما صفای گذشته راباز آموزیم وخطای گذشته را تکرار نکنیم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا