شهرها و روستاها

هورامان : روایت مصالحه انسان و سنگ

هورامان تخت / عکس : صباح ولدبیگی
هورامان تخت / عکس : صباح ولدبیگی

 از زمان هایی بسیار دور این چهار عنصر در کنار هم زیسته اند. گاه با مسامحه و دوستی وگاهی هم متضاد یکدیگر. گاهی همدیگر را پوشش داده و به کمک هم آمده اند و گاهی یکی از آنها مخرب دیگری بوده است. معمولا ما انسانها برای هر عنصری خصوصیتی تعریف نموده ایم که سنگ هم از این قضیه مستثنی نیست و آن را نماد سختی و استقامت میشناسیم.

از دیرباز انسان های مقاوم را به سنگ تشبیه می کردند که مردمان کورد را می توان از این دسته افراد با اراده های پولادین و به شفافیت آب و به خاکی بودن خاک دانست. انسانی که شفاف باشد می گوییم پاک است و شفاف مثل آب.در این مجال قصد نوشتن مقاله ای علمی یا داستانی از گذر زمان ندارم اما می خواهم ارتباط منطقی، دوستانه و هنرمندانه بین این چهار عنصر طبیعی را بیابم.

اخیرا سفری به هورامان تخت داشتم قبلا هم بارها سفر کرده بودم به این شهر اما نه به چشم خریدار. اینبار به همه چیز از جمله انسان ها خیره شدم. کار خدا عجب حکایتی دارد .این مردمان استثناهای تاریخ اند.تک تک عناصر مورد اشاره را دیدم و ملاحظه نمودم و با زبان بی زبانی از انسانهای هورامان گفتند و از هنر مردمانش .

در جامعه امروزی وقتی بخواهند بنایی را احداث نمایند بایستی بسیاری از عوامل دست در دست هم دهند تا بتوان چهارچوبی بالا بُرد یا سرپناهی ساخت ، اما اینجا حکایت متفاوت است .هر انسان،هنرمندی بالافطره و بالافعل است وقتی نیازی بر ساخت است،هنر وهنرمند دست به دست هم میدهند و میسازند.اما متفاوت.زیبایی را بکار میگیرند اما همراه سنت.واینجاست که براستی ساختن ها با ساختمانها متفاوت است.خاک سر فرو میبرد از تواضع وخاکی بودن انسان هورامانی.به تواضع و فروتنی مردمانش غبطه میخورد وخودرا بدهکار هنر وبزرگیشان میداند.

نزد ما وقتی بخواهند زمینی برای ساخت آماده کنند تکنولوژی را پای کار میکشند اما اینجا داستان،قصه مصالحه انسان است و سنگ.سنگ شرمزار است از استقامت انسانهای هورامان و در مقابلشان خار است وسست.وصد البته در زیر چکشهای هنرمندانه اشان قالبها بخود میگرد وزیبا می شود همچون لعل و دُر.

این بیننده است که ساعتها مجذوب این هنرسحر گونه میگردد و به هنرمندان آن تحسین می نماید.ما وقتی قصد انتقال و انشعاب آب را داریم از جدید ترین امکانات روز بهره میگیریم تا احیانا لوله آبمان را به مقصد برسانیم اما اینجا بازهم نقل متفاوت است. باید رفت ودید که مردمان آن دیارخطوط انتقال آب را به ناچار در کمترین فضای ممکن البته آنهم به صورت معلق درهوا انتقال داده اند.گاها میتوان۵۰شاخه لوله را بطور مسالمت آمیز در کنار هم دید بلکه بر روی هم.

خلاصه دراینجاست عناصر (آب،خاک؛وسنگ) به خودمیبالند که در دست انسان هنرمند هورامانی قرار گرفته و در طول روز صدها بلکه هزاران نفر نظاره گرشان خواهند بود و به معمارشان آفرین میگویند.

من نتیجه ام از این اِطاله کلام این است که: در هورامان استقامت سنگ؛ شفافیت آب و تواضع خاک نشاًت گرفته از مردمانش است و لا غیر.

درود خداوند،معمار اصلی، و زیباییها برهمه مردمان آبرومدار هورامانی باد. من نیز برخود میبالم که هم زبان این هنرمندان تاریخم.وعشق میورزم که سالانه و در فصول مختلف نظاره گر این همه زیبایی باشم.شاید تاکنون بیش از ۱۰بار این همه نقش و نگار را دیده وغرق لذت شده ام.

نویسنده : مظهر ولدبیگی

دانشجوی معماری

تصاویری هرچند ناقابل برای گویایی متن  بنده در مقابل بزرگی مردمان هورامان .

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا