گوناگون

نگاهی به محتوا و مضمون های برگه و بروشورهای تبلیغاتی

دکتر برهان ولدبیگی
دکتر برهان ولدبیگی

 دکتر برهان ولدبیگی در مطلبی در دو بخش تحت عنوان ((نگاهی به محتوا و مضمون برخی برگه ها و بروشورهای «تبلیغاتی و اطلاع رسانی» در ایام نوروز سال ۹۴ شهرستان پاوه)) به تحلیل و بررسی و نقد از چاپ و استفاده از این نوع تبلیغات در معرفی شهرستان پاوه پرداخته است که بسیار جالب توجه است .

بخش اول :

به منظور پیشگیری از دوباره و چندباره تکرار کردن یک اقدام نامناسب که چند سالی است مثلا برای «جلب» و «جذب» گردشگر در سطح شهرستان پاوه توسط متولیان امر انجام می شود، اینجانب در اولین روز اسفند ۹۳ در نوشته ای تحت عنوان« برای شناساندن جاذبه های گردشگری اورامان چه باید کرد؟»  (که در برخی سایت های اینترنتی محلی هم منعکس گردید) خاطر نشان نمودم که« هرساله در ایام تعطیلات نوروزی به منظور «اطلاع رسانی» به مسافران و گردشگران ناحیه اورامان و بویژه شهرستان پاوه ، برخی ادارات دولتی و نهادهای عمومی مانند شهرداری ها  اقدام به تهیه بروشورهای می نمایند و معمولا در مبادی ورودی شهرها  اقدام به توزیع این بروشورها می نمایند.

صرف نظر از مضمون و محتوای این بروشورها ( که در واقع غالبا حاوی اطلاعات ناصحیحی نیز می باشند ) چند سوال پیرامون این اقدام قابل طرح می باشند . آیا این روش اطلاع رسانی یا در واقع شناساندن منطقه مخصوصا از منظر توریسم چقدر موثر واقع می شود ؟ آیا تاکنون تحقیقی به عمل آمده است که نشان دهد چنین اقدامی به چه میزان در جلب و جذب گردشگران و در حقیقت شناساندن منطقه موثر واقع شده است؟ آیا این اقدام  رویه ای تکراری و تقلیدی نیست که هرساله به اصطلاح جهت خالی نبودن عریضه و« باری به هر جهت » انجام می شود؟  آیا امکان شناساندن جاذبه های گردشگری به روش یا روش های  دیگری وجود ندارد ؟ آیا شناساندن این جاذبه های فقط و فقط باید محدود به همان ایام تعطیلات نوروزی باشد و در طی مابقی ایام سال ناممکن است ؟

متاسفانه مشاهدات عینی نشان می دهند که این بروشورها نه فقط تاثیری در اطلاع رسانی ندارند ، بلکه  اغلب در چند ساعت یا حداکثر در انتهای همان روز بعد از توزیع نیز مچاله شده و بصورت زباله در سطح معابر و خیابان ها پرت می شوند .

در آن نوشته هم چنین آمده بود که « کسی که به عنوان مسافر یا گردشگر تا آستانه ورود به شهرهای اورامان آمده است ( اگر فرض را بر غیر بومی بودن او بگذاریم )  بدان معنی است که از قبل اطلاعاتی از سایر کانال ها بدست آورده و در اغلب موارد نیاز چندانی به این نوع اطلاع رسانی یا تبلیغات نداشته و طبعا می داند که چرا به این منطقه آمده و هدف اش از آمدن چه بوده است . اگر این فرد هم اصالتا بومی منطقه بوده و برای دید و بازدید عید به اینجا برگشته است نیز نیازی به چنین بروشوری ندارد . اگر کسانی هم در قالب تورهای مسافرتی آمده باشند ، معمولا تورلیدرها آنقدر اطلاعات دارند که به او بدهند تا بی نیاز از اینگونه اطلاعات باشد .

بنابراین در هرحالت ، تهیه و توزیع این بروشورها نوعی هزینه از بیت المال است که راه به جایی نبرده و ما را به هیچ هدفی نزدیک نخواهد کرد و به عبارت دیگر نوعی اسراف و تبذیر و عملا کار بدون فایده است . پس اگر چنین اقدامی هم تاثیر گذار باشد باید آنرا در نقاط مبدا توریست ها و نه در نقطه مقصد آنها انجام داد».

علاوه بر این به طراحی و دیزاین امروزی این بروشورها هم اشاره شده بود : « حقیقت آن است که  طراحی این بروشورها اغلب بدون نظر افراد کارشناس و دیزاینر های حرفه ای  این حوزه انجام گرفته و چنگی به دل هیچ کس نمی زند. مطالب و محتوای آنها نیز تکراری و حاوی اطلاعات کهنه و بعضا  ناصحیح  بوده و ممکن است افراد ناآشنا به منطقه را نیز سردرگم بنماید ( برای اثبات این ادعا می توان  محتوای بروشورهای موجود در بایگانی مربوط به سنوات گذشته را مرور کرد تا موارد متعددی از این اطلاعات ناصحیح  را  پیدا نمود) .در اینجا نیز گویی می خواهند از قافله جا نمانند و در هر حال  خود را ملزم می دانند تا چیزی برای عرضه (حالا با هر کیفیتی) داشته باشند . پیشینیان گفته اند که معرفی بد به مراتب از عدم معرفی، بدتر بوده و  بعضا نتایج معکوس ببار می آورد» . در انتهای این نوشته هم ضمن اشاره به دامنه تاثیرگذاری حوزه تبلیغات در توسعه گردشگری به عنوان یک فاکتور ، راهکارهایی برای سروسامان دادن به این حوزه  بیان شده اند که اهم آنها به قرار زیر بودند :

۱٫        شناسایی و شناسنامه دار کردن همه حوزه ها و سایت های گردشگری منطقه به شیوه ای مدرن و امروزی توسط نهاد یا ستادی قانون مسئول و ممانعت از پراکنده کاری

۲٫       دایر نمودن وب سایت  اینترنتی و استفاده بهینه از امکانات گوناگون شبکه اینترنت در راستای شناساندن عرصه ها و سایت های گردشگری اورامان

۳٫       شناساندن عرصه ها ، سایت ها و امکانات  گردشگری موجود در منطقه  به شیوه های امروزی ( از جمله تالیف کتاب و تهیه فیلم ) به گروه های هدف در داخل و خارج ایران

۴٫       برگزاری همایش ها و سمینارهای ادواری و تخصصی  در حوزه  گردشگری  ، میراث فرهنگی و صنایع دستی

۵٫        دعوت از مدیران  آژانس های تور گردانی داخلی و خارجی و معرفی سایت های گردشگری به آن ها از نزدیک

۶٫       برقراری نمایشگاه های دایمی ( از جمله نمایشگاه تابلوهای عکس مناظر )  در سطح منطقه و خارج از منطقه

۷٫       نمایش فیلم ، پاورپوینت و بنرهای تبلیغاتی در امکان اقامتی و سطح میادین و معابر عمومی

۸٫       آموزش عده ای از جوانان تحصیل کرده  به عنوان راهنمایان « اورامان گردی »

۹٫       آموزش اقشار مختلف ( از جمله رانندگان وسایل نقلیه عمومی ، مغازه داران ، هتلداران ، صاحبان رستوران ها ، متولیان اماکن گردشگری و زیارتی ) در مورد اهمیت توریسم و نحوه تعامل با گردشگران

۱۰٫   شرکت در نمایشگاههای بین المللی مختص به گردشگری و میراث فرهنگی از جملهWTM  لندن ، BIT میلان و ITB  برلین به منظور شناساندن جاذبه های گردشگری و جذب گردشگر خارجی

اما متاسفانه هیچ کس و هیچ نهادی به این موضوع توجهی نکرد و انگار که چنین رویه ای به عادت  مالوف بدل شده باشد ، کماکان و به رسم معمول به حیات خود ادامه می دهد . در اینجا می خواهم نگاهی هرچند گذرا به محتوای چند عدد از این بروشورهای به اصطلاح تبلیغی و اطلاع رسانی سال ۹۴  بنمایم تا ثابت شود که این رویه  به مفهوم واقعی کلمه چقدر در جلب و جذب گردشگر و ارتقای سطح آگاهی او موثر واقع شده  و چقدر اتلاف وقت ، انرژی و هدردادن اموال عمومی می باشد ؟

پایان بخش اول

نویسنده: دکتر برهان ولدبیگی


بخش دوم

بخش دوم :اولین بروشور توسط «ستاد اجرایی خدمات سفر استان کرمانشاه » و « اداره کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه»  تحت عنوان « شهرستان پاوه : جاذبه های تاریخی و گردشگری»  به تاریخ سال ۱۳۹۴ چاپ و توزیع شده است . عنوان این  بروشور غلط انداز است چون جاذبه های تاریخی نوعی جاذبه  گردشگری  یا در واقع زیر مجموعه آن می باشند . اگر فرض را بر تاکید بر جاذبه های تاریخی نیز بگذاریم ، بهتر این بود که بر «جاذبه های اکوتوریستی یا طبیعی» منطقه تاکید می شد و نه جاذبه های تاریخی ، چون همه می دانند که وزن  و سنگ جاذبه های طبیعی در اورامان به مراتب بیشتر از جاذبه های دیگر است .

در معرفی شهرستان پاوه نوشته شده که « از جنوب به شهرستان  اسلام آباد و سرپل ذهاب و …… محدود می شود . شهرستان پاوه در کنار دره خانقا برافراشته شده و رود دره گلان از جنوب شهر می گذرد.  »   همه ساکنان  منطقه می دانند که محدوده جغرافیای سیاسی فعلی  شهرستان پاوه اساسا هیچ مرز مشترکی  با شهرستان های اسلام آباد غرب و سرپل ذهاب ندارد و این مرز مشترک به اواخر دهه شصت برمی گردد . ثانیا ، پاوه در  کنار «دره خانقاه» برافراشته نشده ( انگار که پرچم باشد) بلکه با فرض درست بودن دره خانقاه ، پاوه بر فراز آن قرار دارد نه در کنار آن و ثالثا ، اصولا «دره گلان» در جنوب شهر پاوه وجود خارجی ندارد .

در مورد وجه تسمیه شهر پاوه در این بروشور نوشته شده است :« مردم پاوه وجه تسمیه پاوه را از نام پاوه سردار یزگرد سوم می دانند و بر این باورند که قلعه های دژ و پاسگه که هنوز در پاوه دیده می شود ، بازمانده برج و باروهای آن سردار است » ، اولا اکثریت مردم پاوه چنین باوری ندارند و معلوم نیست، تهیه کنندگان این بروشور به استناد کدام نظر سنجی چنین با قاطعیت اعلام کرده اند . ثانیا «قلعه دژ» اساسا در پاوه وجود خارجی ندارد و هیچ کس اسم آنرا نشنیده است. ثالثا، « قلعه پاسگه» نه در شهر پاوه ، بلکه در مسیر روستای دشه در حدود ۵ کیلومتری جنوب غربی پاوه قرار دارد .

در بروشور آمده است که « غار لشگرگاه» از جمله جاذبه های این شهرستان می باشد . همه اهالی شهرستان پاوه و مخصوصا شهر پاوه می دانند اصولا چنین غاری وجود خارجی ندارد ، اما با فرض وجود ، انتظار آن بود که آدرس دقیق آن برای گردشگران در بروشور ذکر می شد تا از نزدیک به تماشای آن بروند .

در مورد «روستای هجیج » در بروشور نوشته شده است« این روستا در ۴۰ کیلومتری شمال غربی شهر پاوه قرار دارد …. رودخانه سیروان از جاذبه های این روستا است». اولا، براساس یکی دیگر از بروشورهای توزیع شده ( که بعدا به آن خواهم پرداخت ) روستای هجیج در ۲۰ کیلومتری پاوه قرار دارد ( البته بدون آنکه به جهت  جغرافیایی اشاره شده باشد) که این یک خلاف گویی آشکار است و متاسفانه برای گردشگری که به این اطلاعات متکی باشد ، می تواند پیآمدهای ناخوشایندی به همراه داشته باشد ؛ ثانیا ، «رودخانه سیروان» در جرگه جاذبه های گردشگری روستای هجیج قرار ندارد ، بلکه برعکس می توان گفت که روستای هجیج مشرف بر بخشی از رودخانه سیروان است و گردشگر می تواند ضمن دیدار از این روستا قسمت اندکی از رودخانه پر پیچ و خم و خروشان سیروان ، که بزرگترین رودخانه استان های کردستان و کرمانشاه است، را مشاهده نماید .

در مورد  معرفی رودخانه سیروان نوشته شده «  رودخانه سیروان از بخش رزاب و مریوان سرچشمه گرفته و پس از عبور از شمال غربی اورامانات آب های دواب ، شمال ، هرتا  و رودخانه های ژارود، قشلاق رود ، لیله لوشه ، زمکان و دشت حر به این آب پیوسته و سپس در جنوب غربی پاوه خارج شده و وارد رودخانه دیاله و سد دربندی خان عراق می شود ». متاسفانه بخش اعظم این اطلاعات در مورد رودخانه سیروان مبهم و گنگ بوده و برای یک گردشگر سردرگم کننده است . انگار برای گردشگر درس جغرافیا تدریس می شود . علاوه براین باید  از نویسنده یا نویسندگان  محترم پرسید که «آب شمال »و «رودخانه ژارود»  و « لیله لوشه » در کجای سیروان قرار دارند؟ حیف نیست که سیروان با آنهمه عظمت و جاذبه های طول مسیر پرپیچ و خم اش این چنین به گردشگر طبیعت دوست معرفی شود . فقط باید افسوس خورد برای تهیه کنندگان این بروشور !!!!!

در مورد روستای شمشیر که ظاهرا یکی از روستاهای هدف گردشگری شهرستان است فقط به بیان این دو  جمله اکتفاء شده است :« این روستا در ۵ کیلومتری نرسیده به پاوه ( البته معلوم نیست از کدام سمت جغرافیایی ، نرسیده به پاوه !!!) قرار دارد . از جاذبه های این منطقه!! (نه روستا) رودخانه شارا و مناظر طبیعی اطراف است».  بسیار جای تاسف دارد که برای معرفی یک روستای هدف گردشگری فقط به دو جمله  آن هم پر از  غلط اکتفاء شود ، در حالیکه برای معرفی «گل لاله واژ گون» که مختص به منطقه نبوده و در تقریبا تمامی رشته کوه های ایران رویش دارد ، نیم  صفحه از بروشور ۶ صفحه ای را به خود اختصاص داده است ( البته آن هم پر از غلط) .  متاسفانه در یکی دیگر از همین دسته بروشور ها ( که بعدا به آن خواهم پرداخت ) روستای شمشیر  در ۱۰ کیلومتری جنوب شرقی پاوه قرار دارد . انگار اختلاف  ۵ کیلومتر فاصله،  همانند کسری از یک عدد و  صرفا بخاطر روند کردن آن است . در شمشیر «رودخانه شارا » ا صلا وجود خارجی نداشته و آنچه هست «چشمه شارا» است که حداقل در دو کیلومتری شمال شرقی آن قرار دارد .

لاله واژگون در کوه های شاهو
لاله واژگون در کوه های شاهو

در مورد «لاله های واژگون» یا به قول بروشور« فرتیلاریا  امپریالیسم » نیم صفحه به رشته تحریر آمده ،که اولا ضرورتی نداشته ( با توجه اختصاصی نبودن این گل به  منطقه اورامان )و ثانیا  به جرات می توان گفت که این اطلاعات اساسا به درد یک گردشگر نمی خورد و موجب جلب او یا دیگران به منطقه نمی شود( هدفی که قرار است این گونه بروشورها به دنبال آن باشند ).

در مورد صنایع دستی در بروشور آمده است :« از صنایع دستی شهرستان پاوه می توان به قالیبافی ، گیوه بافی ( زیرپارچه ای ) ، پارچه بافی ( چوخه رانک) ، نساجی و سبد بافی اشاره کرد » .  قالی بافی در منطقه اورامان چندان مرسوم نبوده و از صنایع دستی متاخر است و اصولا در  اغلب نقاط  ایران رایج می باشد و مختص به اورامان نیست . در بروشورهای تبلیغی برای گردشگران  معمولا به صنایع دستی اختصاصی و بومی  یک ناحیه یا یک کشور پرداخته می شود . مانند آن است که در معرفی ایران به گردشگران خارجی  به جای صنعت قالیبافی بر روی صنایع اتومبیل سازی آن تاکید شود. به جای «گیوه بافی ( زیر پارچه ای ) باید  نوشته می شد « گیوه نوع زیر پارچه ای یا به اصطلاح محلی کلاش» و به جای «پارچه بافی( چوخه رانک) »باید نوشته می شد « دوخت نوعی لباس محلی موسوم به چوخه رانک» . باید اذعان کرد که این نوع معرفی صنایع دستی منطقه به هیچ کار گردشگر نمی آید و موجب ایجاد اشتیاق برای خرید در او نمی شود .خوشبختانه ، در این بروشور آنقدر سلیقه به خرج داده شده تا  تغییرات شماره تلفن های ضروری در آن درج شود ، اما در آن جا نیز اشتباه فاحشی روی داده و شماره تلفن تنها هتل معروف پاوه به گفته مدیر هتل ، نادرست نوشته شده است .


بروشور دیگری با همکاری هتل ارم پاوه ( البته معلوم نیست که هتل ارم با چه نهاد یا دستگاه دیگری همکاری کرده است) منتشر شده که متاسفانه فاقد تاریخ  است . اما  این بروشور در میان مهمانان نوروزی  امسال توزیع گردیده و عنوان آن « راهنمای گردشگری شهر هزار ماسوله پاوه» می باشد.این راهنما قرار است راهنمای مسافر یا گردشگر در ایام تعطیلات نوروزی یا غیر نوروزی در شهر پاوه باشد. در مورد معرفی هتل :  اولا، ترجمه انگلیسی «هتل ارم پاوه» طوری نوشته شده که با چشم غیرمسلح به زحمت دیده می شود ، ثانیا کلمه« ارم» یک اسم خاص است و قاعدتا باید با حرف بزرگ یا کاپیتال نوشته شود که چنین نیست ، ثالثا بنظر اینجانب  ترجمه درست آن « Paveh Eram Hotel» است و نه « eram Hotel Paveh» . ظاهرا چنین بنظر می رسد که این بروشور مربوط به حداقل سال قبل بوده و بخاطر صرفه جویی و بدون توجه به تغییرات و اشتباهات موجود در آن ، امسال هم ناچار از توزیع آن بوده اند. این اقدام از نظر فلسفه تبلیغ و به اصطلاح پروپاگاند ، اصلا قابل قبول نیست . بروشورهای باقیمانده سنوات گذشته را  می شد به  دست  کارخانه بازیافت  کاغذ رسانده  و نفعی هم برد ، نه اینکه هزینه شود تا اطلاعات کهنه و بعضا غلط  را در اختیار گردشگران گذاشت .

در زبان های فارسی ، عربی ، کردی و امثالهم ،  نگارش و قرائت متن از سمت راست شروع می شود ، چون  از نطر ارگونومیک با بدن سازگار تر است ، اما متاسفانه برای مطالعه  این بروشور  باید از سمت چپ شروع کرد  که برای خواننده ناماسب و غیر ایمن است .

بلچی ( زالزالک ) - گزنه / عکاس : فارز مرادی
بلچی ( زالزالک ) – گزنه / عکاس : فارز مرادی

در معرفی شهر پاوه در این بروشور آمده است: « پاوه بزرگترین شهر پلکانی ایران با معماری منحصر بفرد است ………. پاوه شهر انار و گردو و انگور سیاه دیمی است ……. وجود درختان وحشی زالزالک و آمرود و انجیر با رنگ های طبیعی جلوه زیبا به باغ ها و جنگل ها داده است » . متاسفانه هیچکدام از این جملات پاوه را آنطور که هست معرفی نمی کنند . کدام منبع معتبر پاوه را «بزرگترین شهر پلکانی  ایران» و «با معماری منحصر بفرد» ذکر کرده است؟ در شهر پاوه درخت انار چندانی وجود ندارد ، چرا باید جملاتی در وصف جایی گفته شود که مجادله برانگیز و نامناسب باشند ؟ بیان «درختان با رنگ های طبیعی»  چقدر بحث برانگیز بوده و مگر درخت با رنگ غیر طبیعی نیز داریم؟

بروشور، زبان مردم پاوه را کردی معرفی می کند که اغلب به گویش (هورامی )صحبت می کنند . اولا نیازی به قرار دادن پرانتز در برابر گویش وجود ندارد و نگارش «گویش هورامی» درست است ، ثانیا بهتر بود نوشته می شد که مردم شهر پاوه به دو گویش «جافی» و «هورامی» صحبت می کنند که با واقع منطبق تر می باشد .

در ادامه این بروشور روستاهای هدف گردشگری پاوه از جمله هجیج ، خانقاه و شمشیر معرفی شده اند که بهتر بود از آن ها به عنوان روستاهای هدف گردشگری «شهرستان پاوه» و نه  «شهر پاوه» یاد می شد، چون فعلا طبق تقسیمات وزارت کشور چنین است. همانطور که اشاره شد روستای هجیج را بدون ذکر جهت جغرافیایی  در ۲۰ کیلومتری پاوه معرفی نموده که بنظر می رسد خیلی از واقعیت کمتر است . روستای خانقاه نیز در حدود ۲ کیلومتری جنوب و نه جنوب غربی پاوه قرار دارد و بیان تنها چند جمله  نامناسب برای وصف این روستای هدف گردشگری در واقع ظلمی در حق آن است. در مورد روستای شمشیر نیز فاصله آنرا تا پاوه ۱۰ کیلومتر ذکر کرده و در صفحه دوم همین بروشور ، فاصله ۵ کیلومتر نوشته شده است که حکایت از یک بی دقتی روشن در تهیه مطالب این بروشور دارد و ربطی به قدیم و جدید بودن آن ندارد ، چون فاصله بین شمشیر و پاوه را اساسا نمی توان  با گذشت زمان کم یا زیاد نمود .

راجع به « صنایع دستی هنرمندان پاوه» ، بروشور بدون هیچ گونه معرفی به «شهر نودشه» اشاره می نماید که برای گردشگری که این بروشور را مطالعه می کند ، اولین سوال این است که «شهر نودشه» در کجا قرار دارد و چه ارتباطی به هنرمندان پاوه دارد؟ که متاسفانه در این بروشور دیگر هیچ اشاره ای به شهر نودشه نشده است؛ انگار که گردشگر باید خودش بداند که  شهر نودشه در کجا قرار دارد . بهتر بود در این رابطه  به جای لفظ «هنرمندان» نیز از لفظ «صنعتگران دستی »  استفاده می شد که قدری نامناسب بنظر می رسد .  به «بافی » های زیادی اشاره شده که از همه نامانوس تر عبارت « رشک بافی » که اساسا معلوم نیست باید چطور آنرا تلفظ نمود و ما به ازای عینی آن کدام صنعت دستی در منطقه است ؟

در صفحه دوم بازهم به معرفی «خانگاه و نه خانقاه» و «شمشیر» پرداخته و تصاویری مربوط به حداقل یک دهه قبل را با جملاتی نه چندان جذاب برای گردشگر ،گذاشته شده است ، که اصولا نیازی به این معرفی نیست .

در بخش« تلفن های ضروری» ، همه شماره ها مربوط به گذشته بوده که اگر گردشگری  آنها را شماره گیری کند با صدای خانمی که می گوید « این شماره در شبکه وجود ندارد » مواجهه خواهد شد . آنوقت است که  پی خواهیم برد، دادن حتی یک شماره تلفن نادرست برای یک نفر گردشگر چه پیآمدی به همراه دارد؟  در مورد روستای هجیج نیز به بیان جملات بدرد نخور و یک عکس قدیمی اکتفاء شده و حتی به تغییر مسیر جاده این روستا به علت ساخت « سد داریان » هیچ اشاره ای نشده است. تهیه کننده بروشور ، گردشگر بخت برگشته ما را به سوی«آبشار بل»  بدون ذکر آدرس و با این امید که خودش می داند در کجا قرار دارد ، هدایت می نماید . اولا ، «آبشار  یا چشمه بل »   دیگر و عملا از منظر گردشگری وجود خارجی ندارد و به علت احداث سد داریان فضای فیزیکی آن  کاملا بهم ریخته است و ارزش آنرا ندارد حتی قبل از آبگیری سد داریان ، گردشگر را برای دیدن آن ترغیب نمود . ثانیا ، بیان جملاتی در وصف چشمه ای که اکنون بهم ریخته و جذابیت چندانی ندارد ، تنها بیان نوعی نوستالژی در وصف پیده ای قدیمی است.

آبشار شولخه
آبشار شولخه

اما از همه نامناسب تر ، در این بروشور ، وصف «آبشار دوقلوی شولخه»  است . اولا ، باید از تهیه کنندگان محترم این بروشور پرسید که از این همه سایت و جاذبه گردشگری چرا به جاذبه ای پرداخته شده است که شاید هنوز یکصدم مردم منطقه نمی دانند در کجا قرار دارد و برایشان جای تعجب است که چطور تا بحال آنرا از نزدیک مشاهده نکرده اند ؟ چرا آبشار «دریبر» یا آبشار « نوسود » که در دسترس هر مسافری قرار داشته و به راحتی قابل مشاهده اند ، معرفی نشده و به سراغ این آبشار رفته اند؟ آیا چند درصد گردشگران منطقه از دسته «گردشگران ماجراجو» می باشند ، تا آنها را به دیدن «آبشار دو قلوی شولخه»  تشویق نمود ؟ ثانیا . با کمال تاسف ، در اینجا نیز معادل انگلیسی   به غلط هم نوشته و هم ترجمه شده است . علاوه براین ها ، تلفظ فارسی آن نیز غلط می باشد و مگر گردشگری به همراه یک نفر اهل محل باشد تا بتواند آنرا به درستی تلفظ نماید . بازهم جای بسی تاسف است و باید اقرار کرد این نوع معرفی منطقه راه به جایی غیر از« ترکستان » نمی برد .

بروشور دیگر که تاریخ نوروز ۱۳۹۴ را برخود دارد و توسط« شورای اسلامی شهر و شهرداری پاوه » منتشر شده است ، را مروری مختصر می نمایم: در اولین جمله نوشته شده «به پاوه ، پایتخت اهورایی زاگرس( و نه زاگروس) خوش آمدید» .  این که در کجا و کدام سند تاریخی مکتوب از  پاوه به عنوان «پایتخت اهورایی زاگروس» یاد شده ، اساسا معلوم نیست.در خوشبینانه ترین حالت فقط میتوان آنرا ساخته یک فرد خوش ذوق برای معرفی پاوه  دانست که جای بحث چندانی ندارد . این بروشور پاوه را در فاصله ۱۲۵ کیلومتری شمال غربی شهر کرمانشاه می داند ، در حالیکه در سایر بروشورها  و در تابلو نوشته خود شهرداری پاوه نیز این فاصله در ۱۱۲ کیلومتری  شمال غربی کرمانشاه ذکر شده است که این هم نوعی بیان خلاف واقع  بوده و حکایت از عدم  وجود یک رویه واحد در میان  دست اندرکاران مسئول «معرفی» منطقه دارد. این بروشور،« وسعت پاوه( منظور شهرستان پاوه )را بالغ بر ۸۶۰ کیلومتر(  منظور کیلومترمربع ) اعلام کرده است». بدون آنکه اشاره  ای به سابقه تاریخی «سراب هولی» بشود ، نوشته «آب شرب پاوه از آنجا تامین می شود که این هم در شرایط فعلی کاملا برخلاف واقعیت است ، زیرا  آب این سراب شاید بخش کوچکی از آب آشامیدنی پاوه را تامین می نماید. اما اصولا اشاره به آب شرب یک شهر چه ربطی به گردشگر دارد . متولیان شهر موظف به تامین آب شرب سالم و بهداشتی برای شهروندان ( اعم از ساکن و گردشگر یا مسافر) می باشند و بیان این موضوع اطلاعاتی در اختیار گردشگر قرار نمی دهد ، کدامیک از ما هنگام رفتن به شهرهای دیگر به عنوان گردشگر یا مسافر برایمان مهم است که آب این شهر یا این روستا از کجا تامین می شود؟

گردشگران معمولا محققان تاریخی نبوده و نیاز به جر وبحث های رایج در مورد وجه تسمیه یک شهر یا یک دیار ندارند ، چرا باید این موضوع در همه بروشور های مربوط به شهر پاوه ، آنهم با تفاوت های فاحش»  بیان شود؟ این کار هیچ تاثیری در جلب و جذب گردشگر نداشته و نخواهد داشت .

در بروشور آمده است :« مردم پاوه به زبان اورامی ( زردشتی ) صحبت می کنند ، پوشش زنان و مردان پاوه محلی است و به شکل بومی زندگی می کنند». این طرز معرفی  بیشتر به  نوعی نامه نگاری افراد  عریضه نویش شباهت دارد تا یک متن تبلیغاتی به مفهوم امروزی کلمه . اولا ، تا کنون در هیج سند تاریخی «زبان زردشتی» شنیده نشده است ، بلکه «دین زردشتی»  در اسناد تاریخی آمده است . علاوه براین در کدام منبع معتبر،« زبان اورامی معادل زبان یا دین زردشتی» قرار داده شده است . متاسفانه کس یا کسانی که این متن را نوشته و  در قالب بروشور در اختیار گردشگران قرار داده اند ، اصلا بفکرشان هم خطور نکرده که ممکن است روزی روزگاری یک نفر محقق دینی یا تاریخی این نوشته را مطالعه کند. چنین بیاناتی هم هیچ اطلاعات مناسبی که بدرد گردشگر بخورد در اختیار او نمی گذارد . بخاطر پرهیز از اطاله کلام ، من به مابقی محتوای  این بروشور، که متاسفانه پر از اغلاط املایی ، انشایی و محتوایی بوده و  بسیار هم بد طراحی شده و چشم هر خواننده ای را می آزارد ،  نمی پردازم .

باینگان
باینگان

بروشور دیگر مربوط به «بخش باینگان » است . این بروشور توسط که « بخشداری و تعاونی دهیاران بخش باینگان » تدوین شده است ، نیز فاقد تاریخ انتشار  می باشد ،  اما از روی جدول تقویم آن می توان  فهمید که  مربوط به سال ۱۳۹۴ است . در اولین جمله آن یک بی دقتی واضح مشاهده می شود و آن اینکه :« بخش باینگان ، یکی از بخش های استان کرمانشاه و از توابع شهرستان پاوه است » که بهتر بود می نوشت «بخش باینگان یکی از بخش های شهرستان پاوه در استان کرمانشاه است».در یک اشتباه تایپی کاملا مشهود نوشته شده که :« دارای ۲ شهر باینگان با ۲۰۰۰ هزار نفرشهربانه وره ۳۵۰۰ نفر و بقیه در روستاها زندگی می کنند ».  گذشته از اشتباه تایپی مشهود ، این جمله بسیار نادقیق  بوده و بدون رعایت قواعد زبان فارسی نگاشته شده است. متاسفانه ، تهیه کنندگان چنین بروشورهایی انگار وظیفه ای از روی اجبار برای تهیه آن دارند و حتی زحمت یک بار خواندن آنرا قبل از سپردن به چاپ به خود نمی دهند . طراحی و دیزاین این بروشور درهم و برهم و بسیار چشم آزار است. این بروشور بیشتر شبیه به نامه ای اداری برای دعوت از عده ای خاص  بوده و اساسا بویی از تبلیغات استاندارد  معطوف به گردشگری در آن مشاهده نمی شود. در این بروشور ده مورد از سایت های  گردشگر پذیرمعرفی شده اند که نحوه معرفی بسیار نامناسب بوده و بدون شک هیچ گردشگری را به سمت آنها نخواهد کشید ( البته فرض را بر این بگذاریم که مثلا این بروشور را در تهران به دست یک نفر مشتاق به گردشگری در ایران بدهیم) . در مورد هفتم در رابطه با معرفی روستای دودان خواننده  به انتشارات ستاد ارتش در اردیبهشت سال ۱۳۳۱ ارجاع داده می شود که معلوم نیست که گردشگر چگونه به این بایگانی دست پیدا کند( ظاهرا جا کم آمده است !!!!) .

امسال شرکتی  مرتبط به امور گردشگری بنام « دهکده آرامش ماد» نیز اقدام به انتشار بروشوری دو صفحه ای  به سلیقه خود نموده است . از قرار مسموع مدیر این شرکت از افراد شناخته شده حوزه گردشگری می باشد . اما محتوا و فرم بروشور این شرکت ، گویای چنین وضعی نیست . برای  نمونه بازهم  تاریخ انتشار آن نامعلوم است و این از نظر تبلیغات مرتبط به گردشگری قابل قبول نیست ، زیرا باید مشخص شود که اطلاعات مندرج در یک «پکیج تبلیغی» به روز است یا نه ؟ علاوه براین از دو شهر «نوسود» و «نودشه» به عنوان روستا نامبرده است که این خلاف واقع تقسیمات وزارت کشور می باشد . چند تصویر در پشت این بروشور گذاشته شده اند که ضمن بهم ریختگی ابعاد آنها ، بر روی تصویر اول نوشته شده «شمشیر» که  به یقین  می توان گفت هرجایی دیگر در استان کرمانشاه  هست، غیر از  روستای شمشیر در شهرستان پاوه . بقیه محتوای تبلیغی این بروشور نیز چنگی به دل نمی زند و  با انشایی نامناسب  و غیر حرفه ای به رشته تحریر درآمده است.

این موارد تنها بخشی از «سرمایه» ،«انرژی» و «اوقاتی» است که به جرات می توان گفت به هدر می رود و حتی یک سر سوزن به موضوع « رونق گردشگری در شهرستان پاوه و توابع آن»  کمکی نخواهد کرد .  اگر سایر موارد تبلیغی برای جلب و جذب گردشگر به منطقه در سایر نقاط ایران نیز از این قماش باشند ، بدون شک کسی را به عنوان گردشگر به معنی واقعی کلمه به این منطقه نخواهد کشاند. اعلام آمار افزایش تعداد گردشگران هر سال نسبت به سال گذشته چندان با  واقعیت انطباق نداشته و با فرص صحت افزایش تعداد  وارد شده به حوزه یک منطقه ، نمی توان نتیجه گرفت که همه یا بخش اعظم این افزایش حتما گردشگر بوده اند. رونق گردشگری به عنوان صنعتی در حال رشد در سطح منطقه ، نیاز به اجرای اقداماتی زیر بنایی دارد که کمترین آنها تبلیغ به شیوه ای استاندارد ،  امروزی و در همان حال ابتکاری است .

دکتر برهان ولدبیگی

۲۰/۱/۹۴

دکتر برهان ولدبیگی
دکتر برهان ولدبیگی
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا