تاریخی

نوستالوژی و یادی از گذشته های پاوه

پاوه قدیم
پاوه قدیم

یاد وخاطره گذشته های ساکنین هر دیار، براساس سن و سال درجه اهمیت رخ دادها زاویه دید  ونوع بازخوانی افراد متفاوت می باشد.لذا نگارنده بخشی از مشاهدات خود را بر اساس سن وسال حافظه و تفکرات خود ورقهایی از زمان سپری شده را به تصویر کشیده ،امید است با ذکر نوستالوژی وخاطره های گذشته لحظاتی از مشکلات خود ساخته بیرون آمده و به گذشته ها ی سرشار از آرامش برگردیم .

چشم انداز فضایی مسیر پاوه به کرمانشاه را در دهه پنجاه را به خاطر آورید فضاهای روستایی کاملا ساده واز هیچ عناصر تازه ای نظیر آهن وبتون وسیمان استفاده نشده است . کشاورزی و دامداری وباغداری بوی سنت و اصالت می دهند در هر دامنه ای کشاورزان مشغول شخم با گاو  واحشام هستند ،جاده اصلی شهرستان با کمترین امکانات  معدود  رفت وآمدهایی  در ان صورت می پذیرد ،  اتوبوس خط کرمانشاه مملو از مسافر پس از گذر از پیچ وخم جاده و طی کردن گردنه پالنگانه به قوری قه لا  می رسد. مسافرین با گذر از روی بارهای اضافی و کنار زدن بعضی ازمسافرین به خواب رفته در وسط ماشین ،دست و صورتی خنک کرده و سپس راهی مسیر شده و به پیچ دره دوریسان می رسد.

مسافرین خسته از مسیر طولانی واستشمام سیگارهای محلی (سیگارهای لاپیچ )در قهوه خانه دره دوریسان گاها توقفی دیگر ، و با اجازه شاگرد اتوبوس از نوشابه های گازدار کانادا و پپسی آویزان شده بر روی آب منشعب از چشمه های زلال دوریسان نفسی دیگر تازه می شود. با سوار شدن مسافرین ، اتوبوس با زدن بوقهای مکرر وبی مورد به گاراژ میدان پاوه می رسد نزدیک به یک ونیم برابر ظرفیت  اتوبوس مسافر پیاده شده و چندحمال حرفه ای منتظر حمل ساک و بار مسافرین رسیده از کرمانشاه هستند. برای مدتی فعالیت دکانداران و اطرافیان گاراژ  متمرکز بر روی ورود مسافرین می گردد ،صدای آب زیرپل و دود کبابی های میدان مسافرین تازه وارد را متحیر میسازد باخلوت بودن مسیر میدان دکانداران مسیر میدان (مولوی) از فاصله های دور بر روی صندلی هایشان صحبتها مزاحهای خود را براحتی منتقل می کنند.

چشم انداز میوه دیم های سرسبز اطراف پاوه به همراه دیگر عناصر انسان ساخته ، متاثر از فضای فرهنگی و سیاسی آن دوران چشم ها را به خود خیره می سازد.(دست نوشته های سنگی ارتش بر تپه قه لا دزی ) با عبور از تنها جاده اصلی شهر متاثراز پستی و بلندی ها بر روی دیوار بانک کشاورزی در جنب تکیه روبروی مدرسه کنونی با خطی درشت نفوس چهارهزاری پاوه چشم ها را به خود خیره می سازد .

نیمه اول دهه پنجاه است و گرما ی تابستان تاب وتوان خود را داشت از دست میداد شهر آرام است و همه همدیگر را می شناسند ،محله های شهر کارکرد و نقش خود را ازدست نداده اند آهنگری ها، سمفونی پویایی وزنده بودن شهر را می نوازند، بر در کارگاه های سنتی بافندگی(جولایی) انواع جانماز و موجهای خوش رنگ خود نمایی میکنند،طبقه بندیهای اجتماعی فرهنگی و مذهبی همانند میرزا و صوفی و درویش و حاجی هنوز رایج است. بزرگی و کوچکی یا سلسله مراتب خانوادگی هنوز رخت بر نبسته است ،ارث ومیراث باغها ومیوه دیم ها را ویران نساخته ،باغ هااز ابتدا تا انتهای شهر به طرف خانقاه طراوت خود را گسترانیده سکوت بعداز ظهرهای شهر با صدای گنجشکهای پاساری وگاها عبور ریاوهای ارتشی ، وعبور چند دستگاه ماشین شخصی نسبتا شکسته می شود خانه های سنگی در هم تنیده و تکیه کرده بر تپه های خسته، از روزگاران با پنجره های کوچک چوبی درهای نیم قد کوچه های باریک  وگپ وگفتگوهای پیرمردان با تجربه در پای دیوار مسجد حضرت عبداله و زلالی جویهای پرآب ووصدای نهر سراب هولی در دره منتهی به میدان(همان میدان مولوی ) بخشی از فضای جغرافیایی ان روزگاران را تشکیل میدهد فضای مذهبی غالب  شهر متاثر ازسنت های گذشته است.

باغداری  بخشی لاینفک از زندگی ساکنین بشمار می رفت زندگی بیشتر مردم از قدیم الایام براساس این محصولات بوده است گونی های انبوه گردو مرتبا به بالا دست شهر یعنی(دگا)حمل می شدند کمتر کسی بود که دستانش مثل قیرسیاه نشده باشد. باگذر هر محموله میوه و گردو با اصرار به همدیگر تعارف می شد .پاییز داشت رنگ و بوی خودش را با هوای نسبتا سرد صبحگاهی  نشان میداد. لاله های سفید (گوراله چرمی ) تک وتوکی بیرون آمده اند ،بیشتر مردمی که در باغهایشان سکنی گزیده بودند ماندگاریشان منوط به روشن کردن آتش در صبحگاهان بود ،نم نم باران از همان اوائل پاییز نیم بهاری را مهیا ساخته بود وعبور رهگذران در صبح های زود جهت رفتن به باغات دیدنی بود پرندگان خوش نام همچون (گرگه سیاوی … و په پو سلیمانی….) از دور نظاره گر زندگی ساده وبا صفای مردم بودندو با خواندن نغمه ها ی دلنشین نوید هوای سرد وکوچ پاییزی را می دانند . در عین حالی که محیط جغرافیایی  هورامان فضایی نسبتا دلچسپ ومناسب را داشت ولی تمام نیازهای روحی و روانی جوانان شهر و روستاهای دور وبر را بر آورده نمی ساخت . تنها دلخوشی و پناهگاه فرهنگی  و اجتماعی  رفتن به مدرسه وعلم آموزی بود .

وضعیت اقتصادی ومعیشتی مردم  در آن دهه ها نسبت به دوران های  پیش تر یعنی دهه چهل و دوران اصلاحات ارضی یک مقدار بهتر شده بود چرا که اقتصاد نفتی ایران در آن زمان  تا اندازه ای رونق و تغییرات نسبی را در ریخت وظاهر شهر ها وروستاها بوجود آورده بود .در آن مقطع زمانی  محصل اول دبیرستان یا همان کلاس ده بودم تنها دبیرستان شهر دبیرستان محمد رضا شاه  پهلوی (دبیرستان شهدای امروز ) بود بیشتر دانش آموزان اورامانات جهت تحصیل در همان دبیرستان ثبت نام ومشغول درس خواندن بودند  .

فکر باز ذهن جویا قدهای بلندسرهای کوتاه شده لباسهای دورنگ وشیک پوشی تعدادی محصل مرفه، از مشخصه های جوانان  ان دور وزمانه بود. امتیاز فرمانداری شدن پاوه درگذشته ها  بواسطه جمعیت اندک شهر نبود بلکه موقعیت  استرا تژیک نزدیکی به مرز و پایگاه برجسته دینی وعرفانی وجود ادبا وشعرا و ….بار فرهنگی این دیار به عنوان مرکز هورامان  بود، با توجه به ظرفیت بالای  فرهنگی وجغرافیایی پاوه دانشسرای دخترانه ای در محله زردوئی ها هم دایر شده بود ،وجود تعدادی لیسانس های غیر بومی به همراه تعدادی فارغ التجصیل بومی در رشد وبالندگی فرهنگی و تا  اندازه ای ای روشنگری سیاسی شهر  پاوه تاثیر خاصی گذاشته بود هر چند که سن وسال نگارنده نمی تواند دورانهای پیش تر را به تصویر بکشد چرا که دوران مذکور را لمس نکرده بودم  لذا دبیرستان مذکور در آن زمان به عنوان یک نهاد تاثیر گذار در رشد ونمو علمی این شهر انکار نشدنی است ،هر چند وجود دبیران مجرب وخوشنام وتاثیر گذار در زمانهای پیشتر را نمی توان به فراموشی سپرد در آن سالها که سال اول دبیرستان بودم رنگ وبویی از فضاهای فرهنگی گذشته هم تا اندازه ای  حکم  فرما بود.

به سبب تنگانهای مختلف تفکیک جنسیتی وجود نداشت وکلاسهای درس دبیرستان به صورت مختلط مملو ازدختران وپسران درس خوان بود به دلیل فقدان تاکسی ویا وسیله حمل ونقل شهری و روستایی دانش اموزان دبیرستانی اهل روستا یک ربع تا نیم ساعت زودتر مرخص می شدند ، از پله های بالا دست دبیرستان آرام آرام که پایین می آمدی چشم انداز منحصر بفردی در محیط پیرامونی مدرسه  به چشم میخورد رنگ و بوی علم ومعرفت از همان بالا دستها احساس می گردید مدرسه دو طبقه با پنجره های سبز رنگ وسکوی پایین دست ،دیوار آجری وگردوی کناری  باضافه زمین بزرگ ورزشی در قسمتهای پایین تر همه وهمه بخشی از خاطرات وعناصر به یاد ماندنی  ان دوران به شمار رفته وخود بخود حس خاصی به انسان دست می داد فضای فرهنگی بجای مانده از گذشته ها و دایر بودن دبیرستان و عشق وعلاقه دانش آموزان گواه برشهر فرهنگی وفرهنگ دوستی این دیار دارد .

دبیران متشخص با نگاههای نافذ وکلام تاثیر گذار انسان را مجذوب و فرهنگ را پخته تر ونهادینه می ساختند.سخنرانی های صبح زود آقای کمال زرتشتیان به عنوان رییس دبیرستان وقت را خوب به یاد دارم که با صحبتهای آرام با ادبیات خاص خود انسان را وادار به تفکرو گوش دادن می نمود ورزش های منظم صبحگاهی آقای صالحی و متانت وعلم وادب آقایان احمدی( سید راغب وسید حسن  که در آن سالها (مرحوم سید حسن معلم جبر وهندسه دبیرستان بودن ) فضای کلی  حاکم بر  دبیرستان همه وهمه انسان را مهیای علم آموزی می نمود.

خاطرم هست در اولین کلاس درس ادبیات، آن سالها  اقای حق پرست این شعر را جهت  انشا در پای تخته نوشته و درهمان زنگ فارسی  با دستی  پر مدرسه را ترک نمودیم (ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست… روی دریا کف نشیند قعر دریا گوهر است)  هم چنین در ان سالها  معلم ریاضی ما آقای قنبری از کرمانشاه  اگر دانش آموزی خوب درس نمی خواند وعلاقه ای نشان نمی داد وکلاس را بی نظم می ساخت  آدرس شرکت های ساختمانی مختلف را در تهران به او می داد که وقت خود را در کلاس  هدر نداده ومیز اضافی را اشغال ننماید تا سریعا به نان ونوایی برسد (دانش آموزان زیادی را می شناسم که در ان سالها جذب شرکت شده  و  وضعیت اقتصادیشان بیسار مناسب است )معلمین آنزمان به سبب اهمیت وارزش واعتبار آموزش وپرورش به عنوان وزراتخانه ای تاثیر گذار و قرار داشتن در  راس هرم بیشتر ادارات سعی داشتند آموزش وپرورش را همچنان زنده وپویا وبا اهمیت نشان دهند. هنگامی که آموزش وپرورش نیازهای استخدامیش را اعلام می نمود کسی به ندرت در دیگر ادارات به فکر استخدام  می افتاد واستخدام در دورترین نقطه شهرستان را به هر جای دیگری ترجیح می دادند در آن روزگاران هنوز واژگانی همچون بیکاری و پول در آوردنهای یک شبه و قاچاق و…. جامعه را در گیر خود نکرده بود ،فضا فضای تلاش وکوشش بود و گرفتن دیپلم یعنی استخدام وبه دلیل رشد  طبیعی ومتناسب  رشد جمعیت  روند طبیعی خود را طی می نمود

سالیانی گذشت و قرعه معلم شدن هم به نام نگارنده افتاد، لذا بعد از سالیان سال در همان دبیرستان چندین و چندسال مشغول به تدریس شدم، مدیریت آقای عبدالله  کاکا برایی بر دبیرستان شهدا جذبه خاصی را جهت علاقمندی به آن دبیرستان  ایجاد و با هنرمندی وخلاقیت خود زنگهای تفریح مفرحی را برای معلمین و دانش اموزان ایجاد  وکلاسهایی به تعداد سی وپنج وگاها چهل نفر خود بخود معلم را وادار به مطالعه می نمود .

دبیرانی چون حسن شریفی دبیر علوم اجتماعی ، مرحوم یوسفی دبیر فیزیک ،حکیمی دبیر تاریخ،رسولی فیزیک ،صالح دبیر زبان ،محمدخالدی ،عارف قادریان ،نوذری ادبیات ،مرحوم رسول آبادی ،فلاح زبان انگلیسی و دبیرانی چون اقای فیصل حیدر از کردستان ، قربان نژاد دبیر تاریخ اهل قوچان ودهها دبیر دیگر  براستی سالهای هفتاد وهشتاد ،دوران طلایی در رشد فرهنگی وارتقا علمی جوانان هورامان  بود و همنشینی در معیت آن اساتید بزرگ  نعمت بسیار بزرگی از حیث علم وتجربه برای حقیر بعنوان معلم جغرافیا  بود .هر چند مدیران موفق دیگری هم در سالیان بعد در مدیریت های دبیرستان های مختلف این شهر در گذشته  بسیار خوب عمل وزمینه های رشد وتوسعه فکری دانش اموزان وآینده سازان را فراهم نمودند  .

در پایان این مبحث نسبتا کوتاه ،که تاریخ  وجغرافیای معاصر این شهر را بیان میدارد به سبب طولانی  نشدن مطلب اگر از شخص یا اشخاصی که به نحوی در فرهنگ این دیار تاثیر گذار بوده و نامی از انها  برده نشده لطفا با نظرات خود این مبحث را تکمیل فرمایید به امید بازخوانی دیگری از وقایع وخاطرات گذشته پاوه ،شهری تاثیر گذار در فرهنگ وجغرافیا وسیاست.

محمد غریب معاذی نژاد

معلم جغرافیا

محمد غریب معاذی نژاد 
محمد غریب معاذی نژاد
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا