تاریخی

اسارت و تبعید مردم پاوه و نودشه توسط نادر شاه افشار

گوشه ای ناپیدا و سانسور شده از تاریخ اورامانات: اگر نگاهی  به  کتب  و منابع تاریخی و پژوهش های صورت گرفته در خصوص تاریخ اورامانات و پاوه  بیاندازیم شاهد خواهیم بود در همه آن ها  از یک دوره زمانی مهم  سخنی گفته نمیشود؛ازسال ۱۱۱۰ تا ۱۱۶۰ ه.ق ؛ انگار تعمدا وقایع  این دوره  از تاریخ اورامانات حذف گردیده است.      

پروفسور  ولادیمیر مینورسکی ؛( Vladimir Minorsky) خاورشناس و ایران‌شناس روس و استاد دانشگاه لندن:

کردان کردستان جنوبی به ویژه اورامانات به مرکزیت پاوه تیرسازان و تیراندازان چابکی را در زمان قدیم داشته است و تا عهد قاجار چاقو و خنجر سازی و تیرو کمان سازی شغل آهنگران این منطقه بوده است. نادر شاه در ۱۱۵۱ قمری بعد از شکست”توپال پاشای عثمانی”و گرفتن بغداد هنگام عبور از اورمانات؛مردم دو منطقه پرجمعیت با نامهای  فاوج و نودیجه را با خود به مازندران و گلستان امروزی آورد و در رکاب خود قرار داد که اکنون درشهر  کردکوی  و  منطقه نودیجه استان گلستان ساکن اند.”

سِر هنری راولینسون ؛ (Sir Henry Rawlinson)دیپلمات و شرق‌شناس بریتانیایی:

 از شهر فاوج  (پاوه) طایفه کیانی را چون تیراندازان ماهر و باروت سازان قابلی بودند برای تجهیز سپاه خود و دفع ترکمن ها به شهرهای مازندران و استرآباد حمله میکردند و همراه خود آورده و میرزا شفیع بیگ و احمد خان کیانی یا کیا رئیس را از ملازمان خود نموده و به کردکوی کوچ داد که با آمدن آنها دست ترکمن ها از این خطه قطع شد و ضربات سختی  را  طایفه ی کیانی به آنها وارد آوردند؛اکنون در پاوه مناطقی به نام طایفه ی کیانی هنوز بر سر زبان ها است مثلا محل دهکده کیانی ها و که یانی (hana wkayani) یا چشمه کیانی در غرب پاوه وجود دارد و چندین باغ و محل هم مثلا تهیل که یانی (taile kayani) درخت معروف طا در شرق پاوه که به نام کیانی است  و نادرشاه سحراب کیانی و عنایت بسطامی که از آهنگران قابل پاوه بودند برای خنجر سازی و تهیه باروت برای زنبورک های سپاه خود به همراه خویش به کردکوی آورد و حتی محمد بیگی نودیجه ای(نودشه ای)و شاباز ساوری(دزاوری)را که نقش کش جنگی با صد در صد پیروزی بودند همراه سپاه خویش به محل فعلی کردکوی آورده و اکنون نام نودیجه (نودشه ) و ساور (دزاور) در شمال غربی پاوه که دو محل معروفند بر زبان مردم جاری است و زنبوک های نادرشاه که توپ های آتش زا بودند توسط دلاوران کیانی و عقیلی راه اندازی میشد و پیروزی سپاه نادر در گشودن قلعه ها به کمک همین توپ های قلعه کوب بود”

این دو نویسنده و تاریخ نگار مشهور  این اظهار نظرها  را بر اساس  اسناد تاریخی به جا مانده از  مورخان و کاتبان  دوره افشاریه  ارایه دادند  که مهمترین این اسناد به شرح زیر است:تاریخ جهانگشاى نادرى میرزامهدى‌خان استرآبادى،زبدهالتواریخ محمد‌محسن مستوفى،دارالانشاء نادرى میرزا محمد مهدى‌بن محمدنصیر استرآبادى،عالم‌آراى نادرى محمد‌کاظم وزیر مروزى

 اما شرح واقعه:

درسال ۱۱۵۱ (هجری قمری) نادر شاه افشار پس از غلبه بر سردار مشهور عثمانی توپال عثمان پاشا  و فتح بغداد به هنگام عبور از اورامانات  تمامی مردم دو منطقه  پرجمعیت را  یکی فاوج (همان پاوه) و دیگری نودیجه (همان نودشه) نام داشت که مردان دلیر و جنگجویی بودند و در عین حال  هم تیر اندازان ماهر و هم باروت سازان قابلی بودند به سمت استرآباد (نام قدیم گرگان در استان گلستان) کوچ داد که هم عاملین تجهیز سپاه او باشند و هم سدی عظیم در برابر ترکمن ها،که هرازگاه به استرآباد و اطرافش شبیخون می زدند و غارت و… می کردند.

نادرشاه مسئولیت آن ها را  بر عهده دو شخص واگذار کرد؛ مردم فاوج را بر عهده شخصی به نام”میرزا شفیع بیک پاوه ای” و مردم نودیجه را بر عهده شخصی به نام “محمد بیگ نودیجه ای”که با انسجام و اتحاد این دو طایفه ، ترکمن ها میخکوب شدند.

پس از سرکوب ترکمن ها  توسط مردم فاوج(پاوه)و نودیجه(نودشه)نادر شاه اجازه برگشت به آنها را نداد (البته به احتمال بسیار زیاد خود بزرگان  مردم پاوه و نودشه نیز  خود تمایلی به برگشت نداشتند  ؛ چون  زمینهایی که در کردکوی و نودیجه به پاس خدماتشان در اختیار آنها گذاشته شده بود  بسیار حاصلخیز تر و مرغوب تر بودند)و آنها را در دو منطقه اسکان داد:مردم فاوج (همان پاوه) را  در  منطقه  ای از گلستان که بعدها به مناسبت کرد بودن آنها کردکوی  نام گرفت.مردم نودیجه (نودشه) را در منطقه  ای  اطراف کرد کوی  که امروزه  این منطقه “ نودیجه“   نام دارد.

بی تردید قبل از ورود این مردم به کردکوی و نودیجه خاندان ها و طوایف چندی در آن منطقه زندگی می کردند که با نسل این دو طایفه در هم آمیختند؛به هر حال تغییر زبان و فرهنگ اقوام مختلف که جایگزین اقوام و طوایف قبلی می شوند بیانگر این حقیقت است که قبلاً مردمی با فرهنگ و زبان ساکنان کنونی در این گونه مناطق می زیستند که زبان و فرهنگ  اقوام جدید با آنان در آمیخت.

با دقت در گویش ها و لهجه ی محلی کنونی متوجه می شویم که رگه هائی از گویش ها و لهجه های کردی هورامی،با زبان اصلی بومیان منطقه در آمیخته است. مثلاً کلمه «اسه» در زبان مردم کردکوی به معنای «حالا واکنون » ریشه در زبان هورامی دارد و «چیشی»و  به معنی «چه چیز»ریشه در زبان هورامی دارد.

درمیان مردم فاوج (همان پاوه) و مردم  نودیجه(همان نودشه)یاد شده به اسامی چند تن بر می خوریم که از مهارت بالایی در فنون نظامی برخوردار بودند.سهراب کیانی و عنایت بسطامی در آهنگری و ساختن ادوات جمگی و تهیه باروت برای زنبورک های سپاه نادرشاه و محمد بیک نودشه ای و شاه باز دزاوری در طرح نقشه های جنگی از این افراد هستند. نام روستای «نودیجه» از حومه شهرستان گرگان از نام «نودشه» یا  خاندان بزرگ  ساوری کردکوی  بازماندگان «شاباز  دزآوری» میباشند امروزه دو محل در شمال غربی پاوه به اسامی نودشه یا «نودیجه» و«دزاور» یا «ساور» معروف می باشد.

 

موقعیت جغرافیایی کردکوی
موقعیت جغرافیایی کردکوی
موقعیت جغرافیایی پاوه و نودشه
موقعیت جغرافیایی پاوه و نودشه

مسیر تبعید مردم پاوه به  کردکوی
مسیر تبعید مردم پاوه به  کردکوی

 مسیر تبعید مردم  نودشه  به  منطقه  نودیجه:

در اسناد ذکر شده  از  یک  طایفه  پاوه ای  زیاد  نام برده میشود؛طایفه ای به نام“طایفه کیانی”  این طایفه  دارای مردان بسیار دلیر و تنومندی  بوده  که  مهارت بسیاری در تیراندازی  و سوارکاری و فنون جنگی داشته اند؛براساس مکتوبات به جامانده از دوره افشاریه این طایفه پاوه ای در  محلی به نام  نوریاب(سکونت گاه بزرگان طایفه کیانی)؛میرآباد  و دیله؛که ملک آنها بوده است زندگی میکرده اند.

بعد از تبعید  این طایفه به کردکوی”ایل جاف  ولدبیگی”مناطق تحت سکونت آنها را به تصرف خود  درآورده اند که این ایل ولدبیگی  امروزه عمدتا در نوریاب ساکن میباشند(نوریاب نام دستگاهی بافنده بود که پارچه بافان کیانی در قدیم از گیاه کنف توسط این دستگاه عالی ترین پارچه کتانی ار به نام هلاوه می بافتند و نام این دستگاه بعدا برای این دهکده هم انتخاب شد).

نکته قابل ذکر اینکه طایفه کیانی در سال ۱۱۵۴  به کردکوی انتقال یافتند و  ویک طایفه دیگر پاوه ای به نام  طایفه عقیلی  در همان سال برای سرکوب افغانها که بعد از شکست صوفیه در اصفهان حضور داشتند به این شهر فرستاده شدند و سال بعد پس از پاکسازی آن منطقه از وجود افغانها به کردکوی منتقل شدند. امروزه  بعضی از طایفه عقیلی کردکوی خود را از مهاجرین اصفهان می دانند به همین علت است  و بعید نیست که در هنگام انتقال عقیلی ها از اصفهان به کردکوی تعدادی از این طایفه پاوه ای در اصفهان باقی مانده باشند که هنوز درآن منطقه از اصفهان به سادات عقیلی معروفند.(امروز طایفه ای بزرگ در اصفهان هستند که به سادات عقیلی مشهورند)

نادرشاه افشار پس از  پاکسازی  اصفهان از افغان  ها  به کمک“طایفه کیانی”عده ای از طایفه کیانی را جهت برقراری امنیت در شهر اصفهان اسکان داد و سپس عزم فتح  کشور  ثروتمند و  بزرگ هندوستان در جنگ کرنال را  کرد که در این راه عده ای از طایفه کیانی را که مهارت فراوانی در تهیه باروت و زنبوک های سپاه  نادرشاه که توپ های آتش زا بودند را داشت  با خود همراه کرد  از جمله افرادی که از طایفه کیانی در این جنگ حضور داشته اند و خدمات فراوانی برای نادر شاه انجام دادند و از آنها اسم برده میشود“سحراب کیانی” و “عنایت بسطامی” است.

جنگ کرنال (۵ اسفند ۱۱۱۷، ۱۵ ذی‌القعده ۱۱۵۱، ۲۴ فوریه ۱۷۳۹)نام نبردی است که طی آن نادرشاه افشار هندوستان را فتح کرد  و پیروزی سپاه نادر در گشودن قلعه ها به کمک همین توپ های قلعه کوب بود که توسط باروت سازان قابل” طایفه  کیانی”تهیه میشد و دلیل وقوع این جنگ،فرار افغان‌های یاغی به هندوستان،و عدم تسلیم ایشان توسط محمدشاه، پادشاه هند بوده‌است.

«کیانی ها»که یک طایفه بزرگ از  پاوه ای های تبعید شده بودند و در کردکوی  اسکان داده شدند که در پائین محله کردکوی  در حوالی وحواشی مصلای نماز جمعه امروزی ومحله ای به نام چنارلته و بعضاً در کیامحله سکونت داشته اند و عمده ترین آنان از نسل دو برادر به اسامی محمدصادق سلطان و حاج میرزا احمد که هر دو از فرزندان حاج میرزا محمد بوده اند که طی دو سه قرن گذشته بسیاری از آنان به علت تعلقات ملکی و وابستگی های حکومتی و نظامی و سیاسی به گرگان یا روستاهائی نظیر زراع محله واسلام آباد و مهترکلاته وکفشگیری مهاجرت کرده اند و امروزه با شناسنامه هائی با عناوین کیاء ؛ کیائی؛کیانی؛کیاپور ؛کیایی؛شاهدهی ؛ کیائی ؛ رضا قلی شناخته می شوند که در  سراسر استان مازندران  و گلستان و گیلان  دارای  سمت های  مهم سیاسی و نظامی هستند.

نادرشاه علاوه بر دو طایفه یاد شده که نقش مؤثری در فرو نشاندن فتنه و شرارت ترکمن ها داشتند، طوایف دیگری از مردم اورامانات  را نیز به همراه آورد.همانگونه که ممکن است روستای «سرکلاته»کردکوی به محل سکونت اولیه کردهای روستای «سرکلاته» مریوان باشد . همچنین تعدادی از کردهای ارمنی از ایروان،مرکز جمهوری ارمنستان امروزی نیز به محلی که امروز «لیوان» نامیده می شود کوچانده شدند و تعدادی از این طایفه به محله ای به نام «لیقوان» تبریز که پنیرش معروف است کوچیده اند.

 نمایی از شهر کردکوی
نمایی از شهر کردکوی

لباس های  محلی  زنان  نودیجه
لباس های  محلی  زنان  نودیجه

 اما چه تعداد از مردم پاوه به  کردکوی و چه تعداد از مردم نودشه به منطقه نودیجه تبعید شدند؟در اسناد به جا مانده از دوره افشاریه ذکری از تعداد تبعید شدگان نشده است بنابراین  باید به قرائین مشابه رجوع کرد.

به عنوان مثال  در اسناد به جامانده از دوره صفویه آمده است که  شاه عباس صفوی جهت جلوگیری از حمله ازبکان چهل هزار خانوار را از کردستان به شیروان در شمال خراسان تبعید نمود که در آن زمان حداقل فرزندان در خانوارهای کرد  بین ۵ الی ۱۰ فرزند بوده است.

از آنجایی که نادر شاه افشار  مردم آن زمان پاوه و نودشه را  برای دفع  حمله ترکمان ها به  کردکوی و نودیجه آورد؛ مسلما تعداد این خانوارها  کمتر از  سی  الی چهل هزار خانوار نبوده است  ؛ که حتی  اگر حتی نصف آن را در نظر بگیریم یعنی حدود بیست  هزار خانوار  جمعیت مردم پاوه و  نودشه که به  گلستان تبعید شده اند  حداقل چیزی حدود صد هزار  تا دویست هزار نفر بوده است !!!

از این قرائین پیداست  حدود سیصد  سال پیش جمعیت  زیادی در پاوه و نودشه زندگی میکرده اند  و مسلما آن زمان پاوه و نودشه شهر بوده اند نه روستا  و آنهم شهرهایی بزرگ!!! (چون در این اسناد حرف از  آهنگران و صنعتگران پاوه است)

نکته قابل ذکر دیگر این است که پاوه سیصد سال قبل   بسیار وسیعتر  از پاوه امروزی بوده است  و به احتمال بسیار زیاد مرکز پاوه آن زمان  منطقه نوریاب  کنونی  بوده است و در آن زمان شغل  عمده مردم پاوه نه کشاورزی و نه دامداداری بوده است؛بلکه صنعت هایی نظیر پارچه بافی و ساخت ادوات فلزی و … بوده است .

موقعیت  کنونی پاوه  و نوریاب:

موقعیت  کنونی پاوه  و نوریاب
موقعیت  کنونی پاوه  و نوریاب

بنده براساس مطالعاتی که دراسناد به جا مانده از دوره افشاریه در خصوص این موضوع داشته ام ؛  اعتقاد دارم  این اسارت و تبعید  مردم فاوج (همان پاوه) و نودیجه (همان  نودشه)که حدود سیصد سال قبل رخ داد به تبعید تمامی  مردم فاوج (همان پاوه) و نودیجه (همان  نودشه)منجر گردید؛ به حدی که این دو منطقه خالی از سکنه شدند  و بعدها عشایر و ایلهای  هورام و جاف (مثلا  ایل جاف ولدبیگی) که در حال ییلاق و قشلاق در اورامانات بودند با مشاهده خالی از سکنه شدن  این دومنطقه خوش آب و هوا و حاصلخیز  در این دو منطقه سکونت یافتند و  پاوه امروزی و نودشه امروزی را تشکیل دادند که قدمت این دو شهر جدید بیشتر از سیصد سال میرسد.

اما پاوه ای هایی که اجداد آن ها  از  زمانهای  باستان در فاوج (همان پاوه) ساکن بوده اند ؛ همین نوادگان فاوجی های تبعید شده  به منطقه  کردکوی استان گلستان  و نودشه ای هایی که اجداد آن ها از زمان های  باستان در نودیجه(همان  نودشه)  ساکن بوده اند نوادگان همین  مردم ساکن در آبادی های منطقه نودیجه در استان گلستان می باشند.

در پایان :

طایفه مشهور کیانی ذکر شده در مقاله طایفه ای بزرگ در کردکوی هستند ؛ حدود ۱۰۰ سال پیش تعداد خیلی قلیلی از این طایفه تصمیم به بازگشت از کردکوی گرفتند اما پس از مدتی به آنها اجازه سکونت در پاوه داده نشد و “توسط رضا شاه پهلوی” ناچار دوباره به در قربه و سرش آوا تبعید گشتند .

در آن زمان كه مرحوم “شيخ قادر قادري” ميان دولت وقت و طايفه كياني واسطه شد و تعداد بسیار کمی از این عده قلیل از قربه و سرش آوا برگشتند به نورياب و از آن زمان در نورياب براي هميشه ماندگار شدند.

 

سه نمای نزدیک از  منطقه نوریاب  سکونت گاه اجداد طایفه کیانی  :

نمای سوم از  منطقه نوریاب
نمای سوم از  منطقه نوریاب
نمای دوم از  منطقه نوریاب
نمای دوم از  منطقه نوریاب
نمای اول  از  منطقه نوریاب
نمای اول از  منطقه نوریاب

که این طایفه کیانی امروز در نویاب ساکن میباشند وشجره ای به این شرح را دارند :

عثمان کیانی ؛ فرزند توفيق کیانی ؛ فرزند كريم کیانی ؛ فرزند كيان کیانی ؛ فرزند قربان کیانی ؛ فرزند لشكر کیانی .

لازم به ذکر است که مرحوم  توفیق کیانی  پدربزرگ  طایفه کنونی کیانی  برگشته به نوریاب  به اقرار مردم با فرهنگ نوریاب و پاوه  در تمامی مدت زندگی خود باتقوا و با ايمان، شهامت دار، مردم دار، مهمان دار و مهمان نواز، رزق و روزي حلال در آور، خوش هيكل، بلند قامت، تنومند. 

١- همين باغي كه ذکر شد محل سكونتش بوده در ان زمان كه ماشين نبوده و مردم با پياده و قاطر و اسب كاروان ميكردند و آن باغ هم هميشه مثل كاروانسرا و مهمانخانه بوده يعني هيچ وعده غذاي بدون مهمان نبوده به گفته پيشينيان با زور هم مردم را براي غذا خوردن آورده پايين چون باغش سر راه مردم بوده براي مردم اين اطراف در قديم شناخته شده بوده وبارها در مجالس بودم هميشه به نيكي ازش ياد ميكنند.

٢- در زور بازو هم رقيب نداشته خيلي نيرومند و قوی بوده و هميشه از حق دفاع كرده.

٣- خيلي هم بلند قامت و هيكلي بوده بارها هم شنيده شده موقعي كه به رحمت ايزدي رفتن از زانو به پايينش در تابوت بيرون بوده تابوت هم همين تابوت الاني است كه ميت را با آن به قبرستان ميبريم.

در پایان با توجه به تماس برخی ازاعضای طایفه کیانی مبنی براطلاع رسانی دقیقتر؛ این مطلب  به موضوع اضافه میگردد :

آقای فو ادکیانی  از  نوریاب :

عین پیام ایشون :

“سلام جناب محمودی باعرض ادب.

غرض از مزاحمت عرض ادبی بود و در رابطه با موضوع تبعید زمان نادر شاه در مورد طایفه کیانی میباشد.

اسم یه درخت تاوله و یه باغ چشمه کیانی آوردی که درخت تاوله حی و حاضر هم همین حالا در بیمیر به اسم تاوله کریم کیانی معروف میباشد. در مورد باغ (چشمه کیانی)هم حی و حاضر در تصرف پدر اینجانب به اسم( آب خوره که همان چشمه کیانی هستش) میباشد که قدمت این باغ هم بر میگردد به یک دو قرن پیش.”

 

نویسنده : هادی محمودی

کارشناسی ارشد تاریخ؛ دانشگاه خوارزمی

۱۳۹۶/۰۴/۱۴

هادی محمودی
هادی محمودی

منابع مورد استفاده جهت پژوهش :

منابع دست اول:

  • تاریخ جهانگشاى نادرى میرزامهدى‌خان استرآبادى
  • زبدهالتواریخ محمد‌محسن مستوفى
  • دارالانشاء نادرى میرزا محمد مهدى‌بن محمدنصیر استرآبادى
  • عالم‌آراى نادرى محمد‌کاظم وزیر مروزى

منابع دست دوم :

  • کتاب کردان مهاجر به مازندران و استر آباد و خراسان؛ نوشته ی مینورسکی نویسنده روس؛ ترجمه :ژیلا شهابی در سال ۱۳۴۰
  • کتاب عشایر رکاب نادر شاه؛ نوشته راولینسون انگلیسی ؛  ترجمه : سامان جهان سوز در سال ۱۳۳۸
  • کتاب کردنامه نوشته ایلزئوس آلمانی ؛ ترجمه: دکتر احمد آرام سال ۱۳۳۶
  • روزنامه تبارشناسی مردم کردکوی  ؛ نوشته جعفر قلی کیانی

وبگاه های مورد استفاده :

golestane.net

mc-kordkuy.blogfa.com

nodigeh.blogfa.com

kardmaleh.blogfa.com

afarzin.blogfa.com

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا