تاریخی

هورامان سرزمین اهورا بخش دوم

عکس از فارز مرادی
عکس از فارز مرادی

درصورتیکه بخش اول این مقاله را مطالعه ننموده اید می توانید بر روی لینک زیر کلیک نمایید 

هورامان سرزمین اهورا بخش اول


هورامان سرزمین اهورا سوال؟؟؟

۱) اُورامانات درست است یا هورامانات؟

۲) آیا هورامی زبان ها کُرد هستند یا خیر

و چرا برخی محققین و پان هورام ها اعتقاد دارند که هورام ها کُرد نیستند؟

پاسخ به سوال اول)اکثریت نویسندگان تاریخ کردستان؛ این منطقه را اُورامانات نامیده اند و اُورامانات را به معنای سرزمینی که از گذشته های دور در تنگنای معیشت بوده و مردم آن همواره گرسنه بوده اند تعریف کرده اند و ازاین رو وجه تسمیه اُورامانات را “سرزمین گشنگان”یا”سرزمینی که مردمان آن همواره گرسنه اند”تعریف کرده اند.

به عنوان مثال:

کتاب تاریخ و جغرافیای کُردستان،تالیف عبدالقادر بن رستم بابان (این کتاب را فرهاد میرزا معتمدالدوله عموی ناصرالدین شاه نوشته و به وی تقدیم کرده است که نویسنده،کتاب را درباره تاریخ و جغرافیای کردستان ذیل ده فصل فراهم آورده است؛

وی در این اثر از حکومت هر یک از حکمرانان“اردلان”و”بابان” و تا تقسیم‌بندی طوایف کرد،منطقه جغرافیای حوزه حکومتی بابان،جریان اسلام آوردن مردم کردستان و نظایر آن سخن به میان می‌آورد که قسمتی از این کتاب درباره فرهنگ و آداب رسوم اُورامانات است) دراین کتاب عبدالقادربن رستم بابان،در خصوص واژه اُورامان این گونه اظهار داشته است:”درگویش اُورامی به گرسنه می گویند“اُورا”و آن عده که دراین منطقه زیسته اند،بیشتر اوقات گرسنه بوده اند به این دلیل به آن ها گفته اند اُورامی”متاسفانه به این دلیل که تاکنون اکثریت محققین تاریخ حوزه کردشناسی فارس زبان و یا سوران بوده اند و آشنایی دقیقی با زبان هورامی و منطقه نیز نداشته اند و خیلی به ندرت هورامی زبان ها در این خصوص پژوهش قابل توجهی انجام داده اند؛تقریبا این نظریه به عنوان نظر غالب پذیرفته شده است.

دلایل رد این نظر در خصوص وجه تسمیه هورامانات:محمد رشید امینی نویسنده نام آشنای اهل پاوه در این خصوص میگوید:”در این خصوص که برخی نویسندگان مردم این منطقه را گشنگان میدانستند قابل قبول نیست زیرا که به علت کوهستانی تر بودن این منطقه نسبت به سایر مناطق کردستان؛مردم این منطقه حتی در مواقع قحط سال آذوقه و میوه خشک شده ذخیره شده در فصل تابستان را برای خود و دامهایشان را میتوانستند ذخیره کنند تا در تامین خوراک زمستانی کمتر در معرض قحطی قرار گیرند.”در نقد نظریه این نویسندگانی مانند عبدالقادربن رستم بابان  و سایر نویسندگان تاریخ کردستان باید گفت که این صحیح است که در گویش زبان هورامی به گرسنه می گویند،اُورا؛اما باید از این نویسنده ها پرسید که چه کسی از گذشته های دور این نام را بر مردم این منطقه و مردمان ساکن این منطقه گذاشته است؟

آیا مردمان ساکن در این منطقه یا مردمان ساکن در سایر مناطق؟؟

۱- اگر مردمان ساکن در سایر  مناطق گذاشته اند باید گفت واژه” اُورا”به این معنا فقط در زبان هورامی رایج است و در زبان کردی سورانی(جافی)از کلمه”بِرسی”برای گرسنه استفاده میشود و در زبان فارسی از کلمه گرسنه یا گشنه پس قطعا این واژه با این معنا توسط سایر مردم کرد زبان و یا فارس زبانان بر این منطقه و مردمان این منطقه نهاده نشده است.

۲- اگر خود مردمان ساکن در این منطقه  این نام را بر منطقه خود و بر خود گذاشته اند؛گذاشتن این نام زشت قطعا از  فهم و درک مردمان این منطقه که از گذشته های دور ید طولایی در علم و ادب و شعر داشته اند نیز بسیار دور است.پس این برداشت و این نظریه از این منطقه که آن را”اُورامانات”نامیده اند خود بخود رد و قابل قبول اهل علم و پژوهش نمی باشد.

اما مهمترین تعابیر دیگر در خصوص این منطقه چیست؟۱-در مکتوبات به جای مانده از ایران باستان از هوور ئاما نام برده شده که هوور در زبان های کهن ایرانی،به معنی خور یا آفتاب است و ئاما یعنی آمد،که به معنای آفتاب آمدن است.۲- هورئامان،یعنی بالا آمدن یا سربلند کردن،که آن هم به این معنی که کوهای سربه فلک کشیده این دیار سروگردنی از مناطق اطراف خود بالاترهستند.۳- هه ورئاما نیز به کاررفته است؛هه ور به معنی ابر،ئاما به معنی آمد؛یعنی ابر آمد که آن هم به دلیل بلندی کوه های این منطقه است که بیشتر سال ابر برروی آنها مشاهده می شود.

اما نظر صحیح چیست؟در مکتوبات و اسناد به جا مانده از دوره ساسانیان نیز”اُورامان”به معنی اهورامین یا اورامن آمده است.توضیحی به جا در مورد ریشه تاریخی موضوع:باربَد که نامورترین موسیقی‌دان،شاعر،بربط نواز و خواننده دوران ساسانی در زمان پادشاهی خسرو پرویز است(بیربادیوس یا باربادیوس نام‌های احتمالی یونانی باربد ساسانی هستند)آوازه خوان دربار خسرو پرویز یکی از بهترین آوازهایش خواندن آهنگی کهن با نام هورامین که همین سیاچه مانه باسبک مخصوص خود در آن زمان و با آلات موسیقی چنگ بوده است.اُورامن یا اهورامین،همین آواز سیاچه مانه و هوره امروزی است که از آهنگ های کهن اهورایی گرفته شده است؛این درست است که اُورامن یا اهورامین یک آهنگ کهن است،اما نه یک آهنگ پارسی است،بلکه آهنگی کُردی ست که امروزه هم در مناطق کُردنشین خصوصا در منطقه هورامان و کرمانشاه با تغییراتی و جایگزین نمودن اشعار جدید آن را می خوانند و بسیار هم رایج بوده و پایگاه و جایگاه محکم و اصیلی دارد.

این آهنگ در منطقه هورامان،هوره یا سیاچه مانه نام دارد و در کرمانشاه هوره خواند می شوداهورا در آئین کهن این سرزمین به معنی خدای بزرگ و اهورائیان یا اهورامیان به معنی”طرفداران خدای بزرگ”یا”خداپرستان”می باشد و این تا اندازه ای به واقعیت نزدیک تراست که هه ورامان و نه اورامان از همان اهورا یا اهورایی گرفته شده باشد.

جرج گلن کامرون زبان‌شناس آمریکایی و استاد تاریخ باستان و  مدرس مؤسسه  زبانهای شرقی دانشگاه شیکاگو و موئسس بخش مطالعات شرقی دانشگاه میشیگان که به‌عنوان صاحب‌نظر کم‌ مانندی در زمینه  مطالعات زبان‌ها و تاریخ شرق باستان،و بخصوص در زبان عیلامی شناخته می‌شد که کتاب او با نام «ایران در سپیده‌دم تاریخ»که در سال ۱۹۳۶ منتشر شد هنوز مرجع عمده‌ای در تاریخ عیلام به شمار می‌آید.جرج گلن کامرون در این خصوص میگوید:”در دوران آشور بانی پال یعنی در ۸۶۰تا ۸۸۵) قبل از میلاد سربازهای آشوری به زنجیره کوه های“هورومان”در شرق شهرزور رسیدند و آن مناطق را بعد ازسه جنگ خونین به تصرف خود در آوردند”.

عماالدین دولتشاهی نوسینده مشهور و نام آشنای کرد:”من هم تصور می کنم که طایفه اورامی ها که اهورایی نامیده می شده اند رفته رفته نام اهورائی تبدیل به اورامی گردیده.این دسته از مردمان همان مردمانی بوده اند که در زمان های خیلی دور به علت اختلافات خانوادگی قهر کرده و چون قهر کرده گان را تور می گفتند،نام حقیقی این طایفه اورا که مخفف نام اهورا است بوده و واژه(مان)در زبان کُردی به خانواده و طایفه گفته می شود.پس طایفه اهورائی را اهورمانی یعنی خانواده اهورائی نامیده اند”می توان گفت که آن آواز و آهنگ او را من را هم همین طایفه ابداع نموده اند و چون یک آواز مذهبی بوده،در تمام مناطقی که اعتقاداتی به آیین کهن زردتشت داشته اند رایج گردیده است.

محمدامین اورامانی:“نظریه دیگری هست که گفتن آن بیهوده نیست،آن هم این است که در دیر زمان طوایف هوری در منطقه اورامان زیسته اند که بیشتر در اورامان لهون بوده اند.سند این گفته هم سراب هولی پاوه است که از نام این تیره گرفته شده،پس می توان گفت که اورامان از مکان هوری ها گرفته شده است”

نتیجه گیری:تا اینجا تحلیل و برسی موضوع از دیدگاه بزرگان تاریخ و زبان شناسان و نویسندگان  بیان شد.اما تحلیلی که بنده از موضوع دارم این است که بر اساس  اسناد و مکتوبات به جای  مانده از ایران باستان و اظهارات این نویسنده گان  بزرگ؛نام این منطقه در گذشته های بسیار دور باستانی”هورامانات”بوده نه   اُورامانات”!!!و هورامانات ه معانی زیر بوده است :۱- سرزمین اهورا(خدا؛مقدس)۲- سرزمین مردان خداپرست(پاک)و اساسا واژه اُورامانات تغییر یافته واژه هورامانات در نتیجه گذشت زمان است و برحسب اتفاق و تصادف با واژه”اُورام”که در گویش هورامی زبان کردی که معنای”گرسنه”دارد تلاقی پیدا کرده است و چنین معنای زشت و ناپسندی از دل آن بیرون آمده است.

اساسا این واژه یک توهین و بی حرمتی به مردم مناطق  هورامانات محسوب میگردد که بیشتر محصول نااگاهی است و اگر فعالان فرهنگی و اجتماعی و رسانه ای هوشیار نباشند به احتمالا زیاد در آینده دستاویز انسانهایی مغرض برای تخریب منطقه قرار میگیرد و باید نسبت به کارگیری واژه صحیح  و مناسب”هورامانات”به جای”اُورامانات”در مکتوبات اداری و همچنین پایگاه های خبری اقدامات لازم  صورت گیرد.

به عنوان مثال:اگر در خبرهای مربوط به نماینده محترم فعلی مجلس شورای اسلامی دقت کنیم می بینیم در تمامی مکتوبات رسمی و غیر رسمی اش  از واژه   اُورامانات استفاده کرده است و حتی لقب فرزند اُورامانات را برای خود انتخاب کرده است !!!بهتر است این تغییر را از همین جا شروع کنیم از همین “پایگاه خبری پاوه پرس”که به جرات میتوان آنرا پربازدیدترین پایگاه خبری هورامانات نامید ؛ که  در چندین خبر  در چند سال اخیر در گزارشاتی که برایش ارسال شده؛از واژه  اُورامانات  استفاده گردیده است که آخرین آن  در خبر مهم روز ۲۲/۰۴/۱۳۹۶  با عنوان “مسیر هموار برای جهانی شدن اُورامانات” که  بارها  از واژه”اورامانات”  برای”هورامانات”استفاده گردیده است.(و همچنین “پایگاه خبری سلام پاوه”در خبر مهم روز ۲۱/۰۴/۱۳۹۶ در خبر مربوط به”همکاری کرمانشاه و کردستان برای ثبت منظر فرهنگی اورامانات”که  بارها از واژه”اورامانات”  برای  “هورامانات”استفاده گردیده است.

پاسخ به سوال دوم:حدود صد سال است که  عده ای  از محققین  اعتقاد پیدا کرده اند که هورامها جدا از کردها هستند و هویتی جداگانه و مستقل از کردها  دارند و روز به روز بر تعداد اشخاصی که به این نظریه معتقدند افزوده میگردد. اینها دلایل اصلی این محققین و پان هورام ها برای جدایی هورام ها از کُردها و زبان هورامی از زبان کُردی است:۱- تفاوتهای بارز زبان هورامی با زبانهای پارسی و کردی وجود دارد۲- در کدام زبان از گروه زبانهای ایرانی چه غربی و چه شرقی همانند هورامی هنوز در صرف افعال و ضمایر و صفات جنسیت رعایت میشود؟۳-این خصوصیت این زبان را از دو زبان اصلی کردی و پارسی متمایز میکند و استحقاق مستقل بودن به زبان هورامی را میدهد و زبان کهن هورامی حق آن است که صاحب نظران این زبان یک مشروع و راهبرد داشته باشند و بجای آن که زبان هورامی را زیر مجموعه زبانهای حادث تر مانند پارسی و کردی بدانند آن را بعنوان یک زبان ایرانی متقدم و کهن در عرصه زبان شناسی معرفی کنند.

۴- در متون کهن وتاریخی به مردم یکجانشین،گوران(هورامی)وبه مردمان کوچ نشین وساکن سیاچادر،کرد گفته میشودایا میتوان مردمان هورامی پاوه را کرد نامید؟آیا این دو تعریف در تضاد نیستند؟۵-مردمان هورامان تا آنجا که به یاد دارند کوچ نشین نبوده اند و فاقد زندگی کوچرویی بوده اند پس بهتر است اینگونه بیان شود که مردم هورامان(پاوه وسایر مناطق هورامان)از نژاد ایرانی وبه زبان هورامی(گوران)تکلم میکنند.وقتی گفته میشود هورامی گویشی از کردی است یعنی مردمان هورامی زبان عشایر کوچرو بوده اند!!که این عبارت کاملا غلط است وپیشینه با عظمت مردم هورامان را زیر سوال میبرد!!!در ثانی،بر پایه تمامی فاکتورهای زبانشناسی،زبان هورامی(گوران)،نه گویش بلکه یک زبان با ساختار کاملا مجزا ومستقل است.ویژگیهای شاخت افعال ،؛دمفعول تاکیددی واز همه مهمتر تمیزی مونث ومذکر بودن ان ، بهترین دلیل مستقل بودن این زبان ۱۲۰۰ساله است.

اما آیا این صحیح است  و میتوان گفت این ادعای برخی محققین و همچنین پان هورام ها صحیح است ؟؟؟از منظر فرهنگی‌ تاریخی “هورامانات” دره‌ای است که از پالنگان شروع می‌شود و تا حلبچه عراق ادامه می‌یابد و همه‌ی داشته های این منطقه را از معماری گرفته تا خوراک، موسیقی، آداب و رسوم سنت ها، ادبیات،شعر و… در بر می گیرد.هورامان و مناطق اطراف آن به دلیل آنکه در دل زنجیره کوهستان زاگرس شمالی قرار گرفت است به مناطق کوهستانی،سخت، دشوار وناهموار شناخته شده است،به همین سبب ممکن است کسی نتوانسته باشد به خوبی تصویری از واقعیت های طبیعی آن را باز گو کرده وبشناساند.

اما نقد و برسی این موضوع  از دیدگاه های بزرگترین زبان شناسان و تاریخ دانان جهان:یوسف میخائیلوویچ ارانسکی  (Iosef Mikhailovich Oranski) مدرس دانشکده مطالعات شرقی دانشگاه دولتی لنینگراد در زمینه  زبان‌شناسی زبان های رایج در کشور ایران:”زبان هورامی گونه ای از گویش‌های کردی گورانی و زاز است،تفاوت چشمگیر گویش‌های گورانی و زازا با دیگر گویش‌های کردی از لحاظ زبانی بسیاری از محققان را بر آن داشته ‌است که این گویش‌ها را از کردی جدا و مرتبط با گویش‌های مرکزی ایران و یا کرانه خزری بدانند.از دیدگاه مکنزی گویش اورامانی مانند دیگر گویش‌های گورانی، دارای برخی مشخصات آوایی است که آن را از گویش‌های کردی جدا می‌کند اما از آن نظر،به گویش‌های مرکز ایران نزدیک‌تر است در طول زمان، به خاطر همسایگی با گویش‌هایی مانند سورانی، داد و ستد واژگان میان اورامانی و این گویش‌ها بسیار بوده‌است.”

مارتین وان برویین سن:”ساکنان برخی از  مردم هورامانات که هنوز به یکی از گویش‌های گورانی سخن می‌گویند و در آغاز سده کنونی هنوز خود را مردمی جدا از مردم کرد می‌دانستند روایتی در میانشان جاری بود که می‌گفت از مناطق جنوب غربی دریای خزر به این منطقه آمده‌اند”وی همچنین ادامه میدهد برخی اهالی هورامان  ادعا می‌کردند که از اعقاب رستم پهلوان ملی ایران هستند. در آنجا به زبان مخصوصی صحبت می‌کنند و خود را به جای کرد  هورامی گویند.در واقع هم از ویژگی‌های دیگرشان چنین به نظر می‌رسد که کرد خالص نباشند.بلکه ممکن است مانند گوران‌ها به بازماندگان قوم ایرانی دیگری تعلق داشته باشند.گورانی نام زبانی از زبانهای پیشینه گورانی به لرستان و مناطق لک زبان لرستان باز میگردد”

اندیشمند بزرگ کُرد دکتر سعید خان کردستانی که خود اهل هورامان بوده و کتاب وزینی به نام‌”نزانی مزگانی” به هورامی سروده و از خود باقی گذاشته اند .دکتر سعید خان کردستانی در دیوان اشعار ۵۱۵ صفحه ای و ۵۷۰۵ بیتی که به لهجه اورامی سروده اند و نیز در مقدمه ی ۲۰ صفحه ای به زبان فارسی، بارها و کرارا هورامی را لهجه ای از زبان کردی دانسته و معرفی کرده است.این را نیز باید خاطرنشان کرد  که دکتر سعید خان کردستانی در دانشگاه های سوئد و انگلستان تحصیل کرده و با کرد شناسان عصر خود رابطه ی نزدیکی داشته است و در انتقال و خواندن قواله و قباله های هورامان  نقش اساسی داشته است و هرگز هم فراموش نکرده اند که ایشان یک کرد هورامی لهجه می باشند و در دیوانش به کرات به این مسئله اشاره ورزیده اند.گذشته از این، صدها تن از پیران و رهبران آیین یاری و یارسان، رهبران و شاعران هورامی گوی آنان، در شعر و سروده های خود، خود را از کردان جدا ندانسته و به کرد بودن خود نیز افتخار کرده اند. اگر در این راستا کتب و متون مقدس یارسان نگریسته شود، مشاهده خواهد شد که صدها تن از شاعران و رهبران کرد که اغلب هورامی تبار و به لهجه هورامی شعر سروده اند،‌همگی خود را کرد معرفی کرده و زبان خود را کردی دانسته و هورامی را جدا از کردی ندانسته اند که یکی از معروف ترین آنان مصطفی بن محمود گورانی است، هم چنان که دکتر سعید خان نیز اشاره کرده اند، بخش اعظمی از شاهنامه را به کردی و لهجه هورامی سروده اند.

تا به اینجا به برسی نظر موافقان و مخالفان پرداخته شد.

اما تحلیل بنده از موضوع :برای برسی این موضوع باید به ریشه های تاریخی موضوع پرداخته شود۱- غیر هورامی زبانان کردستان (یا به تعبیر پان هورام ها کردها)از کجا آمده اند؟یعنی براساس قدیمیترین متون تاریخی  ریشه آنها کجاست؟۲- هورامی زبانان کردستان از کجا آمده اند؟یعنی براساس قدیمیترین متون تاریخی ریشه آنها کجاست؟۱- غیر هورامی زبانهای کردستان:براساس مکتوبات مستند تاریخی؛قدیمی ترینی نژاد آریایی شناخته شده در تاریخ سرزمین ایران که موفق به تشکیل یک حکومت شدند مادها هستند که اولین حکومت آریایی را در ایران بنا نهاد.براساس مشاهدات باستان شناسی مادها از جنوب سیبری به این مناطق آمده و بعدها حکومت مادها را تاسیس نموده اند یعنی بر اساس اسناد موثق  غیر هورامی زبانهای کردستان قطعا در سال ۷۰۰ قبل از میلاد در کردستان وجود داشته اند.

اما آیا همین اقوامی که از جنوب سیبری  آمده اند بعدها کُرد خوانده شده اند؟یا نه!قبل از آنها هم کُردها در این منطقه بوده اند و این اقوام مهاجر با آنها در هم آمیختند؟اینکه قبل از این زمان هم در این مناطق بازهم آنها یا کسانی غیر از آنها در این مناطق سکونت داشته اند مستندات خیلی زیادی وجود ندارد؛از این رو باید به متون کهن مذهبی و یا حماسی رجوع کرد.قدیمیترین متون کهن مذهبی حماسی نیز همانگونه که همگان میدانند همان شاهکار ابوالقاسم فردوسی یعنی شاهنامه است.شاهنامه فردوسی دربرگیرنده حماسه های اسطوره ای چهاراگوشه ایران باستان است که فردوسی آن را از شنیده هایش از مغان زردتشتی زمان خود همچنین افسانه ها و حکایت های مردم آن زمان جمع آوری کرد . البته برای  اکثر حکایت ها شاهنامه هیچ سند و مدرکی وجود ندارد ؛ اما یک قاعده در تاریخ وجود دارد که بزرگان رشته تاریخ میگویند که هر افسانه ای ریشه در یک حقیقت دارد .به این معنا که گذشته های دور واقعه ای اتفاق افتاده است اما بعلت مکتوب نشدن وقایع مورد نظر یا از بین رفتن مکتوبات؛در اذهان مردم سینه به سینه نقل گشته  و اضافات زیادی به آن افزوده شده است  و به صورت یک افسانه در آمده است.“پس افسانه ها و اسطوره ها ریشه در حقیقت دارند”

اما آیا از کرد ها در شاهنامه فردوسی نامی برده میشود؟؟؟پاسخ این است بله.احتمالا همگی ما  داستان کاوه آهنگر و قیامش را بر ضحاک میدانیم .هنگامی که ضحاک ماردوش برای آرام کردن مارهای روی دوشهایش به پیروی از اهریمن دستور داد تا هر روز دو جوان ایرانی را بکشند و مغزسرهایشان را طعمه مارها کنند، دو آشپز ایرانی به نامهای ارمایل و گرمایل به زیرکی خود را به دربار رساندند و در آشپزخانه ضحاک مشغول کار شدند.این دو نفر هر روز یکی از دو جوان را که رشید تر از دیگری بود رها می کردند و مغز سر دومی را با مغز سر گوسفندی می‏آمیختند و طعمه مارها می کردند.تا دست کم یکی از دو نفر را نجات داده باشند.جوان رشید رهایی یافته به کوه‏ها پناه می برد و در آن‏جا چوپانی پیشه می کرد و پنهانی روزگار می‏گذرانید.

فردوسی سپس می گوید:”خورشگر بدیشان بزی چند و میش ؛ سپردی و صحرا نهادند پیشکنون کُرد از آن تخمه دارد نژاد ؛که ز آباد ناید به دل برش یاد”یعنی از افزایش نسل این جوانان نژاده و رشید ، جمعیت “کُرد” پدید آمد.

مسلم است این یک داستان سمبلیک است و منظور از روییدن مار بردوش ضحاک و خوردن مغز سر جوانان؛ظهور  شاهی مستبد در گذشته های بسیار دور بر ایران است که مستبدانه اجازه آزادی ذهن و اندیشه  را برمردم ایران نمیداد و ذهن های (مغز سر)جوانان؛ طعمه هوسها و پلیدی های این شاه(دو مار روئیده شده بر شانه ها ضحاک)مستبد بوده است.اما اینکه این شاه در چه زمانی ظهور کرده و کاوه آهنگر در چه زمانی بر او قیام کرده و اورا سرنگون کرده است مشخص نیست .تنها از این اسطوره چنان بر میاید که در گذشته های بسیار دور تمام ایرانی ها در محل واحدی زندیگی میکرده اند و برهه ای خاص از زمان تحت حکومت شخصی مستبد و ستمگر قرار گرفته اند اما در این میان عده ای به نام کُرد به رهبری شخصی به نام کاوه آهنگر که کُرد بود بر این پادشاه قیام کرده اند و او را سرنگون کرده اند.

فردوسی از زبان کاوه آهنگر  هنگام قیامش بر ضد ضحاک میکوید:”بپویید کاین مهتر آهرمنست؛جهان آفرین را به دل دشمن است.همی رفت پیش اندرون مرد گُرد (زبانشناسان به کُرد تعبیر کرده اند)؛جهانی برو انجمن شد نه خرد “که این اوج حضور کردها در شاهنامه فردوسی است در داستان کاوه آهنگر و ضحاک است که بعد از قیام کاوه آهنگر و پیروزی در برابر ضحاک؛فردوسی نژاد« کُرد»را  از کاوه آهنگر می داند.که عمده این نژاد ساکن کوهستان های غرب ایران شدند و با  ازدیداد جمعیتشان متحد شدند و ضحاک را سرنگون کردند.

دلیل این موضوع بر یقین است.در گذشته اهورایی ایران زمین حوادثی چون حمله بربرها و اقوام مهاجم همچنین گرمای بیش از اندازه سبب می شد گروهی از آریایی ها به کوهستان ها پناه ببرند.و معمولا برای تامین مایحتاج روزانه دست به شکار و دامداری می زدند .بعد از گذشت چندی لقب کورتی (کردی) یعنی مردمان کوهستان بر آنها گذارده شد و این اولین شکل گیری نژادی در ایران است که مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد و حکومت بزرگ کوتی ها در ایران می شود که سرزمین آنها کوتیوم یا در زبان آشوری گوتیوم نامیده شد.واژه کرد یا گرد شکل گرفت . بعد ها همین گوتیوم تبدیل به کشور ماد شد که اولین حکومت بزرگ کردان شکل گرفت.دانشمندان از چهره، فرهنگ و نام های پادشاهان ماد در کتیبه های دیگر کشور ها پی به کرد بودن آنها برده اند.مادر کوروش کبیر نیز از همین مادهای کرد زبان بود.

۲- هورامی زبانان کردستان:هورامانات دیار روزگار مؤمنان،عارفان،سالکان،شعرا،ادبا و هنرمندان بزرگی بوده است که تاریخ نظیر آنها را کمتر به خود دیده است کسانی که از این منطقه دیدن می‌کنند،اگر به هورامان رفت  هنگام طی کردن کوچه‌های پلکانی منطقه احساس عروج به آسمان و بهشت را دارند که تصورش هم جالب است.خانه‌های مردم منطقه هم ساخته شده از سنگ است و دارای حالتی پلکانی، به گونه‌ای که سقف خانه‌ای حیاط دیگری است.روایات و حکایات و نوشته‌ها مؤید این مطلب است که هورامان درگذشته شهری بسیار بزرگ و پرجمعیت و مکان پر رفت و آمد بوده و این منطقه مرکز و پایتخت بخش بزرگ هورامانات بوده و اطلاق «اورامان تخت»در این حوزه قابل ارزیابی است اما در این خصوص تا کنون پژوهش قابل توجهی انجام نگرفته و مشخص نیست این افسانه ریشه در کجا دارد.

بر اساس قدیمی ترین مستندات  هنگام طلوع دین مسیحیت در ارمنستان بعلت اینکه دین رسمی ارمنستان بت پرستی بود  و تا مدتها  مردمی که به این دین الهی روی می آوردند و از بت ها رویگردان میشدند تحت آزار و شکنجه قرار میگرفته اند و به همین جهت  در خلال این مدت یعنی تا سال ۳۰۱ میلادی کسانی که به دین مسیحست روی می آوردند برای حفظ جان و عقیده  خود  از ارمنستان به  سمت حاشیه های دریای خزر میرفتند.در برهه های از زمانهای مختلف  یعنی از قرن اول میلادی تا انتهای قرن سوم میلادی  ؛ تعدادکثیری از  یکتا پرستان (مسیحیت آن زمان هنوز انحراف نیافته بود و یکتا پرست بودند) از حاشیه دریای خزر دوباره مورد آزار و ازیت قرار گرفتند و از این روی به سمت کوهستان های غرب ایران آوردند و در آنجا ساکن شدند و از این رو مناطقی که آنها در آن ساکن  شدند را سرزمین هورامان(سرزمین خداپرستان)نام گرفت.

لازم به ذکر است که تا این زمان مردم حاشیه خزر ایران و همچنین مردم کردستان پیرو آئین هایی چون میترائیسم و مهرپرستی و خورشیدپرستی و ماه پرستی و آتش پرستی و …بودند و عده ای نیز پیرو زَرتُشت(البته دین زَرتُشتی نیز انحراف یافته بود و پیرو دو خدایی بودند) و تنها این عده که از حاشیه های خزر به کوهستان های کردستان پناه آورده بودند؛یکتا پرست بودند.در همین دوره بود که  طایفه ای مسیحی از کرانه ای دریای خزر به نام طایفه میتران یا متران به پاوه آمدند که هنوز هم این نام  هنوز درپاوه شنیده می شود؛که بازماندگان آن طایفه مسیحی اند و درمحل فعلی مسجدجامع پاوه کلیسای مرکزی را ساختند و در اطراف این کلیسا سردابه های زیادی برای غسل تعمید ایجاد کردند که دراین سردابه های مقدس با آب خود را غسل می دادند و نام یک محله پاوه به نام محله سردابه ها هنوز برسر زبانهاست. وبه آن  سه ردی(sarde) می گویند یعنی محل سردابه های مقدس مسیح ودو کلیسای دیگر درهمین زمان که حدود سال ۵۰ میلادی می شد، درپاوه در محله شیشو(shishow) و پشته(pshta)ساخته شدند که به ترتیب نام یکی از حواریون مسیح وکلیسای محکم گفته می شد.

البته این محققین دلایل فراوانی برای این نظریه آورده اند؛اما مهمترین دلالیل آنها بر این نظریه :۱-اعتقاد بسیاری از مردمان هورامانات  بر اینکه از حاشیه دریای خزر آمده اند از روی افسانه های قدیمی آنها۲-ریشه های زبانی مشترک مردم هورامانات با زبان مردم حاشیه دریای خزر نتیجه گیری:گرچه  هنوز شواهد بسیار محکمی در خصوص زمان دقیق سکونت هورامی زبانان کردستان و غیر هورامی زبانان کردستان در کردستان بدست نیامده است؛اما به احتمال بسیار زیاد واقعیت اینگونه است و میتوان اینگونه نتیجه گیری کرد:شاید حدود یک قرن پیش، بعضی از به اصطلاح خیرخواهان کُرد که چشم دیدن زبان و فرهنگ، ادبیات و موجودیت و هویت کُردی را نداشتند،

طی به اصطلاح پژوهش های کُردشناسی خود این موضوع توطئه و تفرقه برانگیز را علم کردند که هورامی ها در ایران و عراق و زازاکی ها در استان پرجمعیت، کوهستانی و جنگلی استان‌ درسیم در کردستان ترکیه کُرد نیستند.ولی متاسفانه در این اواخر و چندسال گذشته،بعضی از نویسندگان کُرد به ویژه در هورامان ایران بدون کنکاش و پژوهش در زبان و لهجه های کُردی،به دنبال هویت غیرکُردی برای هورامی ها و لهجه ی همیشگی کردی هورامی برآمدند.

اما بزرگانی مانند:۱-ماموستا «مردوخ» هورامی را جزو لهجه ی کردی به حق معرفی کرده اند.۲-زبان شناس نامور روس «ای.م. ارانسکی» نیز هورامی  را لهجه ای از گورانی کردی میدانند و پای را فراتر نهاده و همه‌ی لهجه های مرکزی ایران(سمنانی) و سرزمین فارس و سیوندی و هم چنین کرانه های خزر را در همین دایره ارزیابی می کنند(و عالمانه لهجه های لری و بختیاری را در سیطره زبان کردی می دانند)۳- بسیاری دیگر از زبان شناسان اروپایی نیز هورامی را لهجه محض کُردی دانسته اند.

احمد شریفی نویسنده و روزنامه‌نگار مهابادی در طول حدود نیم قرن نوشتن،صدها مقاله و چند جلد کتاب منتشر کرده  اعتقاد دارد که واقعیت آن است که به دنبال گسترش آیین ها و باورداشت های کردی یاری و یارسان،کاکه ای و اهل حق و برگزیده شدن لهجه ی هورامی به عنوان زبان متون مقدس و به ویژه در دوران «سلطان سهاک»(سلطان اسحق برزنجی)در قرن هشتم، دوران شکوفایی این لهجه فرا رسیده بود و اکنون ده ها و صدها متون مقدس آن آیین ها به لهجه ی هورامی در دسترس است.در عصر فرایندتری با شکل گیری امارت مستقل و نیمه مستقل اردلان، لهجه هورامی در سراسر جنوب کردستان ایران و کرمانشاه و لرستان فرا گسترتر گردید،بر همه ی لهجه های دیگر جنوبی تسلط یافت و صدها تن از شعرای لک و لر،هورامی و جاف،بختیاری و خوزیانی شاهکارهایی به این لهجه ی کردی سروده و خلق کردند و هیچ کدام از آن شعرا نیز، هورامی را لهجه ی مستقل و غیر کردی ندانستند.

“لهجه ها به دلایل دوری مسافت و رفت و آمد کمتر، برای گویشوران ناآشنا می نمایند و اگر سورانی و کرمانجی لهجه ای به درستی لهجات هورامی، لکی و لری و بختیاری را درک نکنند و نفهمند دلیل بر استقلال و مستقل بودن هیچ یک از این لهجه ها نیست.لهجه ی هورامی نیز جدا از این رویکرد نیست و نباید آن را زبان تلقی کرد.بلکه این لهجه مدت های مدیدی زبان سرایندگان اغلب شاعران کرد اعم از لک و لر، جاف وسوران، هورامی و گوران، کلهر و فیلی بوده است و سرایندگان به این لهجه هورامی نیز هیچ یک خود را از کردها جدا ندانسته اند و نخواسته اند هویت غیرکردی برای لهجه هورامی بتراشند.”

طبیعت زیبای هورامانات:و در پایان :این مقاله مقدمه ای بود بر مقاله های آتی  که قصد دارم تاریخی از“هورامانات”از زمانهای بسیار دور ماقبل از تاریخ تا دوره معاصر تدوین کنم؛البته چون در این خصوص تا کنون هیچ پژوهشی دقیق و علمی انجام نشده و همچنین مدارک کافی و مستندی نیز درخصوص تاریخ هورامانات در کتابخانه و مرکز اسناد ملی ایران وجود ندارد؛ناگذیرم با توجه به نوشته های بزرگان رشته تاریخ  و سپس نقد و برسی صحت و سقم  منابع آنها  و شناختی که خودم شخصا از هورامانات دارم  کار بهتری انجام دهم و سپس طی چند مقاله در اختیار  مردم قرار دهم.انشاالله  …

نویسنده : هادی محمودی

کارشناسی ارشد تاریخ ؛ دانشگاه خوارزمی  ۱۳۹۶/۰۵/۰۷

هادی محمودی
هادی محمودی

منابع پژوهش :

منابع مکتوب :

۱-      ایران در سپیده‌دم تاریخ ؛ جرج گلن کامرون

۲-      زبان‌های ایرانی ؛ یوسف میخائیلوویچ ارانسکی

۳-      شاهنامه فردوسی تصحیح استاد دکتر خالقی مطلق

۴-      ایران از آغاز تا اسلام  نوشته  پروفسورگیرشمن 

۵-      پراکندگی کرد در خاورمیانه  نوشته استاد  دکتر عقیل اوچ

۶-       هزاره های گمشده  نوشته پروفسور پرویز رجبی

۷-       آریاییان نوشته استاد دکتر درخشانی

۸-      آیت الله مردوخ كردستانی – تاریخ كرد و كردستان چاپ سنندج ۱۳۵۱

۹-      ای . م. ارانسكی، مقدمه فقه اللغه ایرانی، ترجمه كریم كشاورز، چاپ تهران

۱۰-  شیرین و خسرو،‌ خانا قبادی، دكتر صدیق بوره كه ای (صفی زاده) چاپ تهران ۱۳۶۹

۱۱-  شماره های ۶  تا  ۱۲ دكتر سعیدخان كردستانی مقدمه ی كتاب نزانی مزگانی چاپ لندن ۱۳۰۹ هه تاوی ۱۹۳۵ زایینی

۱۲-  دكتر ایرج بهرامی، اسطوره ی اهل حق، چاپ تهران ۱۳۷۸

۱۳-  دكتر صدیق بوره كه ی، دانشنامه نام آوران یارسان چاپ تهران ۱۳۷۶

۱۴-  شاهنامه ی كردی سروده مصطفی بن محمود گورانی به اهتمام ایرج بهرامی چاپ تهران ۱۳۸۳

۱۵-  سیر الاکراد ؛ در تاریخ و جغرافیای کردستان ؛ ترجمه محمد رئوف توکلی ؛ ۱۳۷۷ ؛ تهران

۱۶-  اَلمُعجم فی مَعاییرِ اشعارِ العَجَم ؛ شمس قیس رازی

۱۷-  دانشنامه جهان اسلام

۱۸-  جغرافیای غرب ایران یا کوه های ناشناخته ؛ عمادالدین دولتشاهی؛ ۱۳۶۳؛ تهران

۱۹-  ره سه نایه تی زمانه که ت بناسه ؛ استاد محمدامین اورامانی

۲۰-  جامعه شناسی مردم کرد، آغا، شیخ و دولت، ساختارهای اجتماعی و سیاسی کردستان؛ مارتین وان برویین سن ؛ پانیذ (۱۳۸۳)

۲۱-  «زبان هورامی به دنبال هویت دیرین» از کوروش امینی در سیروان شماره ۳۹۰ شنبه ۲۴ تیر ۸۵

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا