زبان و فرهنگ

گوران ها و زازاها

شاخه های زبان کردی
شاخه های زبان کردی

مقدمه

تاکنون توسط پژوهشگران ومحققین زبان شناسی و جامعه شناسی طبقه بندی های متفاوت و متعددی از زبان های ایرانی و به طور خاص زبان کردی انجام گرفته است، و تفاوت در این نظرات بیشتر به تحول تاریخی زبان ها بر می گردد، و اما نکته مشترکی که تمامی زبان های ایرانی را از جمله زبان کردی و هورامی را به هم متصل نموده ذخیره اصلی لغوی این زبان ها است که مانند زنجیری به هم پیوسته ثابت می کند که تمامی زبان ها ایرانی از یک آبشخور سیراب گردیده اند و چنانچه این زبان ها از دیدگاه زبان شناسی در زمانی یا تاریخی بررسی شوند معلوم می شود تمامی زبان های معاصر ایرانی دنباله ی گروه زبان های ایرانی میانه و زبان های ایرانی میانه نیز دنباله زبان های ایرانی باستان هستند، پس هیچ شکی وجود ندارد که زبان های کُردی و اورامی ( زازا، گورانی و کندوله ای) از زبان های اصیل ایرانی و در گروه زبان های شمال غربی قرار دارند. منتهی عوامل متعدد درون و برون زبانی گوناگون از قبیل مهاجرت موقعیت جغرافیایی و اجتماعی انسان ها، مسایل سیاسی و اقتصادی همگی دست به دست هم داده و باعث تغییر و تحول در زبان ها شده است. زبان کُردی و لهجه های آن و همچنین زبان اورامی و لهجه های متعدد آن، از این تغییرات زبانی بی نصیب نمانده به طوریکه بعضی از مناطق کُردنشین و یا اورامی نشین، زبان دیگر مناطق هم زبان خود را به روشنی درک نمی کنند و یا اگر هم درک کنند خیلی کم قادر به تکلم و تفهیم و تفاهم با هم دیگر هستند.

در خصوص بررسی تحول تاریخی زبان های کردی و اورامی مشکلی که وجود دارد این است که تاکنون مدارکی به غیر از قباله یا بنچاق اورامان و چند بیت شعر کردی که متعلق به قرن ششم بوده بدست نیامده است. در نوشته حاضر پس از دسته بندی زبان کردی و اورامی سعی شده که به اشتراکات و تفاوت های این دو زبان پرداخته شود و نشان داده شود که چه عواملی باعث گردیده تا زبان کردی و اورامی به عنوان زبانی واحد در نظر گرفته شود همینطور روشن می شود که واژه های زازا، گورانی و اورامی سه لفظ متفاوت برای یک زبان هستند.

ديدگاه های جامعه شناسان و زبان شناسان در مورد تقسيم بندی زبان های کردی و اورامی:

اکثر پژوهشگران زبان شناسی در تقسیم بندی زبان ها وقتی که به زبان های کوردی می رسند و اشاره به لهجه های زبان کردی می کنند زبان اورامانی را جزو یکی از لهجه های زبان کردی می شمارند، مارتین وان برویین سن در این خصوص می گوید:

«کردی زبانی است ایرانی و متعلق به گروه زبان های شمال غربی یا جنوب غربی این خانواده، این زبان دارای لهجه های بسیاری است که می توان آن ها را در گروه های بیش و کم مشخص تری طبقه بندی کرد که برای متکلمین متقابلاً مفهوم نیستند یا خیلی کم مفهومند، وی گفته است این لهجه ها عبارتند از

۱- لهجه های شمالی و شمال غربی که معمولاً کرمانجی خوانده می شوند   

۲- لهجه های جنوبی که اغلب سورانی خوانده می شوند   

۳- لهجه های جنوب شرقی مانند سنندجی، کرمانشاهی و لکی.

علاوه بر این سه گروه لهجه اصلی، به دو گروه گویش دیگر بر می خوریم که در کردستان بدان ها تکلم می شود، و به شاخه دیگری از خانواده ی زبان های ایرانی تعلق دارند، این دو گویش، زازا و گورانی اند. مارتین وان برویین سن (۳۷:۱۳۷۸-۳۶) در این طبقه بندی بطور ضمنی زبان زازا-گورانی با واژه ی «گویش» از سایر لهجه های کردی جدا فرض گردیده است.

پروفسور مکنزی نیز به زبان اورامی با واژه ی لهجه اشاره نموده است، و حتی اسم کتاب خود را    ( The  Dialect of Awroman )نام نهاده است ایشان از عنوان کتابشان مشخص است که این زبان را یکی از لهجه های زبان کردی و در گروه زبان های شمال غربی ایران در نظر گرفته است. ایشان اظهار فرموده اند که قبلاً توسط اسکارمان و کارل هدنک تحقیقاتی در سال ۱۹۳۲ میلادی انجام گرفته و بنا به دلایلی کار آنان ناقص مانده و اما زنده یاد مکنزی می فرمایند،

«من در لندن در سال ۱۹۵۷ میلادی از روی خوش شانسی با یکی از اهالی اورامان به نام تحسین فرزند محمد امین آشنا شدم و توانستم با کمک این جوان گویش ور اورامی زبان در خصوص تحقیق خود در مورد لهجه ی اورامی استفاده کنم»

مکنزی (۴:۱۹۶۶) پروفسور مکنزی اعتقاد به این داشته اند که این زبان یکی از لهجه های زبان کردی است، آقای کورش صفوی استاد زبان شناسی زبان های ایرانی نیز در طبقه بندی زبان های ایرانی فرموده اند:

«زبان کردی از زبان های ایرانی است که در غرب ایران، بخشی از عراق، ترکیه، ارمنستان و سوریه بدان تکلم می شود، در ادامه می گویند، سایر گویش ها عبارتند از گورانی (در ناحیه کرمانشاه) زازا ( در برخی نواحی ترکیه) و اورامانی ( در ناحیه شمال کرمانشاه) برخی از ویژگی های گویش های زازا و گورانی حاکی از رابطه آن ها با گویش های مرکزی ایرانی به ویژه سمنانی و سیوندی است». کورش صفوی (۱۱۳:۱۳۶۷)

صفوی با توجه به اینکه به لهجه کرمانجی با واژه گویش اشاره نموده معلوم می شود که زازا و گورانی و هورامی را به عنوان لهجه های زبان کردی در نظر گرفته است و ایشان نیز مانند زنده یاد مکنزی اعتقاد به این دارند که اورامی و زازا از لهجه های کردی هستند.

سردره - نمایی از قله زاز در پاوه / عکاس : فارز مرادی
سردره – نمایی از قله زاز در پاوه / عکاس : فارز مرادی

صدیق صفی زاده در کتاب کُردی بیاموزیم لهجه های زبان کردی را به کرمانجی شمالی، کرمانجی جنوبی، گورانی، لکی و لری طبقه بندی کرده است، وی می گوید:

« گورانی زبان کردهای اورامان و دینور و کرند و پیروان یارسان در پیرامون کرمانشاه و اسلام آباد و گوران و گهواره و گروهی از کُردان افشار آذربایجان و کردان خانقین در عراق با آن گفتگو می کنند است.» 

در تاریخ مردوخ آمده است که :« کردها، امروزه از حیث زبان چهار شعبه اند: ۱- کُرمانج ۲-گوران ۳- لُر  ۴- کلهر، و هریک از این چهار شعبه به چندین شعبه دیگر منشعب شده اند که تغییر زبان داده اند.»محمد مردوخ(۵۴:۱۳۷۹)

در رفرنس زیر همان صفحه زنده یاد مردوخ گفته است: «حتی در کردی اورامی، که در کوهستان واقع اند و توانسته اند رابطه ی خود را با اصل زبان کردی حفظ کنند، برای زن و مرد افعال متفاوت است، می گویند فرهاد آما، شیرین آماینی، یعنی فرهاد آمد، شیرین آمد، فرهاد لوا، شیرین لواینی، یعنی فرهاد رفت، شیرین رفت و بر این قیاس کلیه افعال مانند عربی، اما زبان فارسی فاقد این امتیاز است.» (همان)

آقای مردوخ در این اظهار نظر خود، زبان گوران ها را در گروه زبان کردی به حساب آورده است و در پاورقی خود زبان اورامی را با زبان عربی قیاس نموده و این را یک مزیت دانسته، در حالی که زبان اورامی یکی از زبان های ایرانی بوده و مصوت a  در آخر برخی از افعال را از عربی اخذ ننموده، بلکه میراثی از حالت ترکیبی افعال زبان های ایرانی عصر باستان است که هنوز در این زبان و در برخی افعال و اسامی حالت تحلیلی کامل به خود نگرفته اند. در حالی که دیگر زبان های ایرانی از جمله زبان کردی تماماً حالت ترکیبی خود را از دست داده و به حالت تحلیلی در آمده اند.

زنده یاد ای.م.اُرانسکی محقق روسی می گوید: «لهجه های کُردی عبارتند از کورمانجی ( گویش های جنوب شرقی) لهجه های بعضی از قبایل کُردی با لهجه های اصلی مزبور آن چنان متفاوتند که محققان آن ها را زبان های مستقلی می دانند. مثلاً از آن جمله است لهجه ی گورانی ( در ناحیه کرمانشاه) که افراد قبیله ی گورانی بدان متکلمند و لهجه ی زازا ( متکلمان به این لهجه را «دیلمی» می خوانند) که در این میان کردان بعضی از نواحی ترکیه متداول می باشد. به شهادت دانشمندان و سیاحانی که در نواحی اخیرالذکر پژوهش کرده اند، قبایلی که به لهجه ی زازا و گورانی تکلم می کنند، در عین حال به لهجه های کردی هم آشنا می باشند. کتب و تألیفات بالنسبه معتنابهی اعم از مذهبی و غیر مذهبی به زبان گورانی وجود دارد. لهجه اورمانی لهجه های زازا و گورانی حاکی از رابطه ی آن ها با لهجه های مرکزی ایران ( سمنانی ) و سرزمین فارس ( سیوندی ) و همچنین کرانه ی خزر می باشد.» اورانسکی( ۱۳۷۹: ۳۱۱ – ۳۰۹)

این دانشمند شهیر نیز زبان اورامی و زازا را جزو لهجه های زبان کُردی آورده است. البته در فحوای کلام خود به تفاوت بین لهجه های زازا، گورانی و اورامی با زبان کردی اشاره نموده است. از آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که اکثر محققین اعتقاد داشته اند که زبان اورامی یکی از لهجه های زبان کردی است.

واقعیت این است که این جانب نیز با وجود کُرد بودن اعتقاد داشتم که زبان اورامی و زبان کُردی هیچ تفاوتی با هم ندارند. وقتی که شروع به تحقیق میدانی در مناطق اورامان تخت و لهون در استان های کردستان و کرمانشاه نمودم و شروع به تکمیل نمودن جداول واژگان این زبان، نمودم، متوجه شدم که اولاً واژگان مناطق اورامی زبان، تفاوت های اندکی با هم دارند از پانزده نسخه ای که بررسی گردید آن واژگانی که فراوانی گویش وران آن در منطقه بیشتر بود به عنوان واژگان پُربسامد پایه در نظر گرفتم دومین نتیجه به دست آمده این بود که مشخص شد این واژگان با واژگان هم معنی خود در زبان کردی تفاوت آشکار دارند و این تفاوت در قسمت صرف افعال و اسماء بیشتر نمایان گردید. در قسمت صامت و مصوت های زبان هورامی مشخص گردید که تعدادی از آن ها بازمانده ی صامت و مصوت های زبان های ایرانی باستان و میانه هستند، که در زبان کُردی وجود ندارد، به عنوان نمونه در این زبان از صامت (V و) خیلی کم استفاد می شود، در صورتی که در زبان کردی بسامد آن بالاست در عوض این صامت در زبان اورامی از صامت یا نیم مصوت(W و) از بسامد بالائی برخوردار است.

به هر حال پس از اتمام تحقیق میدانی، پروفسور آساتوریان استاد راهنمای اینجانب پایان نامه دکترای من را ملاحظه و مطالعه نمودند و آن را با زبان کردی که تخصص ایشان نیز هست مقایسه نمودند و اظهار فرمودند، که این زبان با زبان کردی متفاوت است هر چند که از لحاظ ذخیره ِ اصلی لغوی با زبان کردی و دیگر زبان های ایرانی تشابهاتی دارند و این امر نیز بدیهی است، زیرا تمامی زبان های ایرانی تحت عنوان گروه زبان های ایرانی و زیر شاخه ی زبان های هند و ایرانی هستند.

قابل فهم بودن دو جانبه و هسته مشترک

قبل از ورود به این مدخل و جهت روشن شدن موضوع اشاره ای دارم به تفاوت بین لهجه و گویش زیرا همان طوری که در مبحث قبل ملاحظه گردید اکثر محققان توجه ای به تفاوت بین این دو واژه یعنی ( لهجه:Dialect و گویش: Patois) ننموده اند، گاهی اوقات به جای لهجه از گویش و برعکس استفاده نموده و حتی بعضی اوقات در عوض زبان از لهجه استفاده کرده اند و این گونه اظهار نظرات در طبقه بندی زبان ها باعث سردرگمی و خلط در تفاوت بین لهجه و زبان و یا گویش گردیده است، در فرهنگ اصلاحات زبان شناسی ساغروانیان اشاره گردیده که: « بحث درباره ی «لهجه» و حد و مرز آن با زبان، از مباحثی است که در متون و منابع زبان شناسی در مورد آن اتفاق نظر وجود ندارد.» سید جلیل ساغرویان(۳۷۶:۱۳۶۹) اکثر منابع فارسی با آن دسته از تفاوت های ناشی از تفاوت هایی که در یک جامعه ی زبانی وجود دارد و به شخص سخنگو مربوط می شود «لهجه» می گویند و این تفاوت ناشی از وضعی است که شخص در اجتماع دارد، معمولاً عواملی غیر زبانی وجود دارد که در فرد موجب پیدایش لهجه می شود. عواملی چون منطقه جغرافیایی، طبقه اجتماعی، جنسیت، مذهب و … واما «گویش» عبارت است از آن نظام زبانی خاصی که در ناحیه ی جغرافیایی ویژه ای مورد استفاده قرار می گیرد و از نظر دستوری و واژه گانی با زبان فارسی (معیار) کاملاً متفاوت باشد.» همان(۳۷۴)

معمولاً دو عامل توسط دانشمندان ملاک و معیار شناسایی لهجه هاست: معیارهای بیرونی و معیارهای درونی.

یکی از معیارهای بیرونی که شخص پژوهنده بی آن که چیزی از ساختمان و طرح بندی درونی لهجه های مورد آزمایش بداند، می تواند برای پی بردن به شباهت ها و تفاوت های آن، از این معیار استفاده کند، «قابل فهم بودن دو جانبه است.» فرض بر این است که مردمی که گفتار یکدیگر را می فهمند به یک زبان تکلم می کنند و آنها که گفتار یکدیگر را نمی فهمند به دو زبان مختلف سخن می گویند.

البته این معیار یک معیار نسبی است و درصد قابل فهم بودن بین صفر و صد در نوسان است.

ولف می گوید: «از معیار قابل فهم بودن دو جانبه تاکنون برای دو منظور استفاده شده است:

۱-    به عنوان معیار نسبی برای تمایز نهادن میان مفهوم زبان و لهجه.

۲-    برای تعیین بُعد درجه ی اختلاف لهجه های یک زبان یا زبان های وابسته به هم.»همان(۳۷۰-۳۷۸)

مردم کردستان با لهجه های مختلف کردی با همدیگر ارتباط برقرار می کنند مصالح زبانی آنان از یک هسته مشترک تغذیه می شود و این هسته ی مشترک باعث می گردد که تفاهم و رد بدل اطلاعات در میان آنان صورت پذیرد.

« برای تعیین عناصر یا هسته ی مشترک دو یا چند لهجه فهرستی از لغات اساسی مربوط به زندگی روزمره افراد را تهیه می کنیم( کاری که اینجانب در تدوین پایان نامه دکترای خود به توصیه پروفسور آساتوریان انجام دادم) و سپس واژگان لهجه های مورد نظر را با توجه به این فهرست مورد بررسی  و مقایسه قرار می دهیم.

این کار را در مورد ساخت آوایی و وجوه دستوری آن نیز می توان انجام داد. و نتیجه ممکن است بین صد و صفر در تغییر باشد. آن ها که صد در صد عناصر مشترک دارند لهجه های یک زبان و آن ها که عناصر مشترک ندارند لهجه های دو زبان هستند. مشکل عمده در حالات و درجات بین بین است، زیرا مشخص نمی شود که وجود چند درصد عناصر و مشخصات لازم است که دو گویش را گویش های یک لهجه یا دو لهجه یا دو زبان قابل فهم دو جانبه باشند، لازم نیست که مشابهت های ساختمانی آن عناصر مشترک میان آن صددرصد باشد» همان (۳۷۹)

با توجه به این دو اصل یعنی فهم دو جانبه و هسته مشترک می توان نتیجه گرفت که زبان اورامی و زبان کردی دو زبان متفاوت هستند، این تفاوت توسط سخنگویان ساکن در شهرستان پاوه که با زبان کردی سورانی و زبان هورامی سخن می گویند،، زیاد ملموس نیست اما وقتی که یک گویش ور کُرد از سنندج یا مهاباد وارد شهر پاوه می شود کاملاً این تفاوت را احساس می کند، زیرا هنگامی که یک گویش ور اورامی با آنان سخن می گوید اصلاً نمی توانند با هم دیگر ارتباط کلامی برقرار نمایند و اگر هم سخن همدیگر را درک کنند در حد بسیار ضعیف است.

برای اثبات این ادعا چند بیت از اشعار مولوی کرد را به عنوان شاهد ذیلاً ذکر می نمایم، این ابیات به زبان اورامی سروده شده و چون فهم این ابیات برای مردم کرد زبان مشکل بوده به زبان کردی توضیح و تفسیر شده است، به طوری که برخی از لغات آن و یا حتی معنی تمام ابیات در زیر آن ها آمده است.

 ئیشمه و ته نیا بی جه سته ی زه بوونم 

دیسان سه رواز که رد دله ی پرهونونم

سه رواز که رد: سه ریژی کرد – هوون : خوین

خه یالان خام هاوردم بردم

هاوار جه ده مه ی هه ناسه سردم

خام : خاو  – ده مه: کزه بای ساردی سه ر کیوان که زستا نان به فره وه به رزئه بیته وه

 زوو خاو گیج مه دا دیگ ده روون دا 

هووناو هورشاناش جه سته ی زه بوون دا

گیج مدا : گیژی ئه خوارد  –  دیگ دروون دا : له منجه لی سینه دا – هورشاناش : قولپی ئه دا – جه سته زه بوون دا : له له شی لاوازما. عبدالکریم مدرس (۲:۱۳۸۲)

 

چرا شاعران کُرد و پیروان اهل حق، اشعار و دفاتر خود را به اورامی سروده و نوشته اند؟

همان طوری که در آثار کلاسیک زبان و ادبیات فارسی تورق می زنیم، می بینیم که گاهی اوقات شاعران به علت فقر واژگان پر معنی در زبان خود و به دلیل فخرفروشی و نشان دادن کثرت محفوظات خود از دیگر زبان هایی که  که برای بیان مقاصد آنان مهذب تر و گواراتر بوده استفاده کرده که زبان عربی از آن جمله بوده است، به طوری که اگر سری به دواوین شعرای قرن چهارم و پنجم ادبیات کلاسیک ایران بزنیم متوجه می شویم که قصاید و غزلیات آنان پر از واژگان عربی است و این عربی گویی یکی از امتیازات شعرای درباری به حساب می آمد به طوری که منوچهری دامغانی، شاعر اوایل قرن پنجم ادبیات کلاسیک ایران به سرودن اشعار عربی و کثرت محفوظات خود از اشعار عربی فخر فروشی می کرد و گفته است:

من بسی دیوان شعرتازیان دارم زبر 

 توندانی خواند الاهُبی بصحنک فأصبحین

        اسماعیل حاکمی(۳۵:۱۳۶۷)

همین طور نیز شاعران کرد زبان یا بهتر بگوییم، اکثر گویش وران لهجه های کردی از قبیل اقوام لک، کلهر و سورانی زبان ها اشعار خود را به زبان اورامی سروده اند، زیرا این زبان دارای غنای دستوری و زبانی و قابلیت انعطاف پذیری در مضمون یابی بوده است، لذا اکثر شعرا سعی می کردند که زبان اورامی را یاد گرفته و اشعار خود را به این زبان بسرایند.

البته نباید از یاد برد که اکثر شعرای مناطق استان کرمانشاه هنگام استفاده از زبان اورامی از واژگان لهجه ی خود نیز چاشنی این زبان نموده و درک اشعار آنان برای کسانی قابل فهم است که هم به لهجه کردی مناطق خود و هم با زبان اورامی آشنا باشند.

به چند بیت از اشعار لهجه کندوله ایی (اورامی)  شیرین و فرهاد میرزا الماس خان کندوله ای که برگردانی از شیرین و فرهاد نظامی گنجوی شاعر عصر کلاسیک ایران است توجه نمایید:

«وقتی که شیرین صورت خود را به فرهاد نشان می دهد»

شیرین   شنفتش   ژ  شاپور  خبر

 فوته ی  نقابش  هوا   دا  ژ  سر

شفاف    شعله    حور     پریزاد 

نشان  دا   جبین    بدین   فرهاد

شوق  جمینش  و  پرده ی  پیوار 

چون شعله شفق خور  بی آشکار

چون  خور ژ خاور بر آما  ژتاو 

صحرا و سرزمین کردش و مهتاو

چون ماه مهتاب شعله ی جهانگیر

پوشا سر  بسات  بو عطر و عبیر

میرزا الماس خان کندوله ای(۶۰:۱۳۷۳-۵۹)

همان طوری که می بینیم علاوه بر واژگان اورامی، ابیات پر است از واژگان فارسی و کلمات ساخته شده توسط اورامی زبانان کندوله که یکی از لهجه های اورامی است. علاوه بر این باید توجه نمود که دواوین مهم دیگری نیز توسط شعرای کرد به زبان اورامی نوشته شده است که به اختصار عبارتند از: دیوان مولوی کرد نوشته عبدالرحیم بن سعید معدوم کرد، بَه هشتی اورامان نوشته سید رئوف حسینی-هه نگی روح دیوان اشعار صابر سعیدی به زبان هورامی – شوره هه راله و هورامانی دیوان اشعار حبیب اله ( بیدار) – کشکول درویش محمد کردستانی- دیوان اشعار میرزا عبدالقادر پاوه ای – دیوان احمد بگ کوماسی – دیوان صیدی هورامی و…

مورد مهم دیگر، کتب یارسان است که به زبان اورامی نوشته شده است، این کتب که متعلق به اقوام اهل حق در منطقه استان کرمانشاه و سایر مناطق اهل حق نشین است که مبانی اعتقادی و ارکان دینی منابع فلسفه و حکمت خاص یارسانی در آن ها ثبت گردیده است.

مهمترین این دفاتر کلامی دوره ی بابانائوس و برزنجه می باشند که دارای ویژگی های متمایز شده ای از دیگر دفاتر کلامی هستند. زیرا در آن ها مبانی فلسفی و حکمی و اعتقادات دینی یاری پی ریزی گردیده و اصولی که در دوره های بعد پایه و ارکان اعتقادات یارسان می گردد و مربوط به دوره برزنجه است که شکل حقیقی این آیین از گذار از یک مرحله نظری به مرحله عملی و در پایان در پردیور که به مرحله عمل واقعی است می رسد. دوره برزنجه از یک لحاظ دیگر نیز قابل اهمیت می باشد و آن تولد سلطان اسحاق می باشد و بوجود آمدن وی در کسوت انسانی در یک دوره ی تاریخی که این اتفاقات همگی در منطقه اورامانات لهون و شهره زور کنونی به وقوع پیوسته و نیز سیر حرکت ایشان از منزل پدر که برزنجه بوده و رفتن به غار مرنو و اتفاقات مربوط به آن و در پایان رفتن به سوی پردیور و بنیاد نهادن آئین یاری با نظم و نظام خاص. همگی این عوامل باعث گردیده که سید امراله شاه ابراهیمی در کتاب برزنجه دلایل متعددی را برای نوشتن دفاتر مذهبی یارسان نقل کند، وی می گوید: « زبان کلامی که بیشتر نسخ کلامی با آن نوشته شده بخشی از زبان و لهجه اورامانی بوده که زبان مخصوص مردم آن مکانی است که در آن می زیسته اند» همان طوری که از گفته ها و نقل قول های یارسان ( اهل حق ها) پیداست آنان سعی کرده اند دفاتر مقدس خود را به زبانی بنویسند که کم اشتباه تر و کامل ترین زبان باشد تا بتوان به راحتی مقاصد و ومفاهیم دینی خود را به پیروان منتقل نمایند.

عوامل ذکر شده بالا می تواند دلایل مستحکمی باشد که اکثر محققین و پژوهشگران را به اشتباه کشانده که اظهار نظر نمایند که زبان کردی و اورامی زبان واحدی است و مشخص شد که استفاده شاعران و پیروان اهل حق از این زبان باعث گردیده که عده ایی از دانشمندان و پژوهشگران، بدون بررسی ساختاری و تاریخی  و بدون رویکرد زبان شناسانه عجولانه رأی صادر نمایند که زبان اورامی یکی از لهجه های زبان کردی است.

زبان گورانی – زازا

زبان زازا- گورانی نام زیر شاخه ای از شاخه شمال غربی خانواده زبان های ایرانی است، زازا- گورانی خود به دو زیر شاخه زازا و گورانی بخش می گردد. پژوهش های اخیر زبان شناسان نشانگر این است که این زبان یکی از زبان های مستقل ایرانی است، ولی برخی دیگر آن را در شمار گویش های کردی قرار می دهند. در مبحث قبلی توضیح دادیم که واقعاً این گویش گویشی مستقل از کردی است.

مردمی که زازا- گورانی هستند با توجه به قیافه ظاهری و تشابهات آداب و رسوم فرهنگی و اجتماعی و مقایسه و ذخیره اصلی لغوی این زبان با زبان دیلمی، از نواحی جنوبی کرانه های دریای خزر به سوی غرب کوچیده اند.

به احتمال زمانی که این قوم از مقصد خود شروع به مهاجرت می نمایند به طور جداگانه شروع به کوچ نموده، گروهی از آنان به طرف میانه های آناتولی رفته و لهجه های  زازاکی را تشکیل داده اند و گروه دیگر نیز به طرف غرب ایران یعنی استان های کرمانشاهان و کردستان کوچ و قوم گوران را تشکیل داده اند.احتمال دیگر این است که همگی آنان با هم به طرف منطقه گوران کرمانشاه کوچ کرده باشند و از آن پس به شعب مختلفی تقسیم شده باشند.

شعب این زبان عبارتند از

۱-    زازا

۲-    گورانی ، که در حال حاضر خود به چهار شاخه تقسیم شده است.

الف- اورامانی

ب – کندوله ای

ج – قلخانی

د – سنجابی

تنها بررسی جدیی که درباره ی زبان زازا شده متون زازایی است که اسکارمان گرد آورده است و از سوی کارل هدنک مورد تجزیه و تحلیل واقع شده اند ( مان و هدنک، ۱۹۳۲). این موارد و مصالح هنوز چندان رضایت بخش نیستند، کتاب نامه ای درباره ی لهجه های زازا و قبایل زازا زبان، تصنیف مالمی ساینج را می توان در مجله فرهنگی «هیوی» ( که توسط انستیتوی کرد پاریس منتشر شده) یافت (شماره ۳) فوریه ی(۱۳۸۵،۱۱۴-۷) در نوشته ها اغلب می بینیم، که زازا زبانان زبان خود را دیملی می خوانند، خاورشناسان عموماً برآنند که این لفظ تحریف «دیلمی» است.

وان برویین سن می نویسد:« شواهد زبان شناسی و نیز منابع مکتوب به دور از هر شک و گمان ثابت می کنند که زبان گورانی توسط مردمی به اینجا آمده که در اصل از جنوب دریای خزر زیستند و با دیالمه پیوند داشتند و یا خود یکی از گروه های جزوشان بودند» مارتین وان برویین سن (۱۵۷:۱۳۷۸) وی همچنین می افزاید:« گویش های زازای کردستان شمالی نیز ظاهراً بر پیوند با دیلمان دلالت می کنند».همان

نیکیتین هم درباره اورامی ها می گوید:«اهالی اورامان ادعا می کردند که اعقاب رستم پهلوان ایرانی هستند، در آنجا به زبان مخصوصی صحبت می کنند و خود را به جای «کرد» اورامی گویند. در واقع هم از روی ویژگی های دیگرشان چنین به نظر می رسد که کرد خالص نباشند بلکه ممکن است مانند گوران ها به بازماندگان قوم ایرانی دیگری تعلق  داشته باشند…» نیکیتین (۳۴۶:۱۳۷۷) در کتاب کردان گوران هم در این باره می خوانیم۰«گوران ها همراه با همه مردم کردستان براستی، دارای ویژگی های زبانی بسیار و دیگر ویژگی هایی هستندکه میان آنان و مردم کرد – کرمانجی- نایکسانی پدید می آورد و تاریخ نویسان کرد هم این را می پذیرند، چنانچه، امین زکی، با یادآوری ویژگی های گوران ها، زازاها( زازانیان) و دیگر کردان کرمانجی، از آنان همچون « عنصر ایرانی غیر ایرانی کردی» سخن می گوید که به رغم پندار دیگران هنوز در پرگاه کردی حل نشده و این یا آن ویژگی خویش را همچنان نگه داشته اند». اَکوپوف (۴۲:۱۳۷۶-۴۱)

پروفسور آساتوریان ایران شناس ارمنی نیز در مجله ی تحقیقات تاریخی و ایران شناخت در خصوص چگونگی مهاجرت و محل سکونت زازا-گوران ها در منطقه آناتولی و کرمانشاه و پیوند زبانی و قومی زازاها و گوران ها اظهار نموده که این دو لهجه از یک ریشه هستند و با زبان کردی تفاوت دارند و برخی از واژگان آن ها را جمع آوری و مقایسه و مقابله نموده اند. آساتوریان (۱۰۸:۱۳۷۲-۹۷) آساتوریان(۳۲:۱۳۷۴-۶۳)

بررسی های مربوط به لهجه های گورانی  بالنسبه خوب توصیف شده، بنه دیکتین و کریستین سن(۱۹۲)، مکنزی(۱۹۶۲)، مان و هدنک(۱۹۳۰)، اثر اخیرالذکر حاوی مطالبی درباره ی دو لهجه ی دیگر گورانی است. متون ادبی گورانی توسط سون منتشر شده و مورد تجزیه و تحلیل واقع شده اند(۱۹۲۱)، وم . مرکی شمار زیادی از متون مذهبی به لهجه ی گورانی قدیم را تصحیح و ترجمه و تحشیه کرده است(۱۹۷۰،۱۹۷۱) شمار و وسعت حفره های گورانی زبان کردستان عراق ظاهراً بیش از آن چیزی است که تاکنون مورد توجه قرار گرفته. این عده را تنها قبیله ی باجلان شرق موصل و گروه های پراکنده در منطقه خانقین، چبک، شارلی و گوران های بخش های شمال و شمال شرق موصل تشکیل نمی دهند؛ قبیله زنگنه و بیشتر کاکه ای های استان کرکوک نیز به لهجه هایی سخن می گویند که به این گروه تعلق دارند.

محدوده ی سکونت زازاها، که اصطلاحاً زازاستان نام گرفته است، بین مناطق غربی کردستان و ترکیه و قسمت ترک نشین این کشور، شامل: درسیم، الازیغ، ارزنجان و دیاربکر می باشد که البته در بسیاری مناطق با کرمانج ها در مناطق مشترکی زندگی می کنند از جمله در دیار بکر. اکثر زازاها قادر به تکلم به کرمانجی نیز می باشند، از شاعران معاصر به زبان زازاکی می توان از روشان لزگین نام برد. شمار زازا زبانان را تا حدود ۲ میلیون نفر حدس می زنند.

جامعه شناس کُرد در مورد محدوده ِ سکونت گوران ها می گوید:« اکنون گویش های آن تنها در هورامان و منطقه کوهستانی دالاهو واقع در غرب کرمانشاه و مناطق محدودی از کردستان عراق به بقای خود ادامه می دهند.» مارتین وان بروبین سن (۱۳۷۸:۳۷)

« قلمرو اورامان ها ( گوران ها) را در مجموع، می توان در سه محدوده ی سیاسی مورد مطالعه قرار داد : ۱- در شمال غرب استان کرمانشاه، با مرکزیت پاوه و نوسود ۲- اورامان تخت وژا ورود در محدوده سیاسی استان کردستان و بالاخص در منطقه مریوان ۳- اورامان محدوده کشور عراق. سه بخش یاد شده از نظر جغرافیایی مجموعه ای به هم تنیده بوده و دارای تشابهات بسیار زیاد از جهت توپوگرافی، زبان، لباس، مذهب و سایر مسائل هستند.» ذوالفقاری (۳:۱۳۸۶) علاوه بر این بایستی منطقه سنجابی و قلخانی در غرب استان کرمانشاه را نیز جزو لهجه های گورانی در نظر داشت و همچنین جزیرک کندوله ایی زبان ها که مهاجرین اورامی به این منطقه بوده اند را نیز از یاد نبرد،احتمال دارد این مهاجرین زمان نادر شاه افشار به این منطقه کوچ کرده باشند، محدوده ی جغرافیایی آنان در شمال استان کرمانشاه و منطقه حد فاصل در دهستان های دینور و بیلوار است، و براساس آخرین برآوردها جمعیت کل گورانی زبان ها ( اورامی، کندوله ایی، سنجابی و قلخانی) حدود ۱۵۰ هزار نفر است.

در پایان این مبحث چند واژه از دو لهجه ی زازا و گورانی آورده می شود که شباهت های نزدیک این دو لهجه ملموس تر نمایان گردد.

فارسی زازا  گورانی
برادر bera   berâ
خواهر wae wâłē
دختر  čena kenâ
چشم čem  čam
آمدن âmay amayene
مردن merdene marday
دیروز  vizeri  hizi
روز  roze-roje 
خر  her hara
گرگ verg warg
آتش
 ader ayr

 


نتیجه گیری

نتیجه حاصل از این مقاله این است که در حوزه ی زبان شناسی بدون بررسی زبان شناسانه و تاریخی نبایستی در مورد طبقه بندی زبان ها و تفکیک آن ها اظهار نظر، بلکه این مسئله را بایستی به کمک ابزارهای زبان شناسی و تحقیقات میدانی مورد پژوهش و بررسی قرار داد. همان طوری که در این نوشته ملاحظه شده، هدف از ارائه این مطلب روشن شدن تفاوت بین زبان کردی و اورامی بوده، امیدوارم بنده و سایر پژوهشگران بتوانیم در خصوص روشن شدن دیگر نکات مجهول اجتماعی و تاریخی قوم های گوران و کرد و ریشه یابی تاریخی زبان آنان در حد توان و بضاعت خود بررسی و تحقیق نماییم، تا بتوانیم نسبت به حفظ این میراث های گرانبهای اجتماعی افراد بشر قدمی هر چند کوچک برداشته باشیم.

پی نوشت ها:

زازا – گورانی : به این خاطر واژه زازا گورانی به صورت قرین و کنار هم درج شده اند که دانسته شود این دو لهجه از یک ریشه زبانی اخذ شده اند و رابطه بسیار نزدیکی با هم دارند.

اورامی : این واژه به صورت های هورامی،اورامی و اورامانی نوشته می شود.

گوران: قومی که در نواحی غرب کرمانشاه حوالی اسلام آبادغرب، کرند و دالاهو زندگی می کنند به قوم گوران معروفند و زبان آنان را به طور کلی گورانی می گویند.

اورامی و گورانی : در این مقاله بعضی اوقات به جای زبان گورانی از واژه ی زبان اورامی و بالعکس استفاده شده تا مشخص شود که این واژه ها همواره در نوشته ها به جای هم مورد استفاده قرار می گیرند و از لحاظ زبانی دو واژه ی هم سنگ هستند.

منابع و مآخذ

۱-    وان برویین سن، مارتین، ترجمه ابراهیم یونسی، جامعه شناسی مردم کرد (آغا، شیخ و دولت) نشر پانیذ تهران ۱۳۷۸ه.ش.

۲-         صفوی کورش، گاهی به پیشینه ی زبان فارسی، نشر مرکز ۱۳۶۷ ه.ش.

۳-         مردوخ کردستانی، محمد، تاریخ مردوخ نشر کارنگ، ۱۳۷۹ ه.ش.

۴-         ساغروایان، سیدجلیل، فرهنگ اصلاحات زبان شناسی، انتشارات نما ۱۳۶۹ ه.ش.

۵-         ای.م.اُرانسکی، مقدمه ی فقه اللغه ایرانی، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات نما ۱۳۶۹ ه.ش.

۶-         مه لا عبدالکریمی مدرس، دیوانی مه و له وی، انتشارات کردستان ۱۳۸۲ه.ش.

۷-         حاکمی اسماعیل، نظم یک ( رودکی و منوچهری) انتشارات دانشگاه پیام نور ۱۳۶۷ه.ش.

۸-         کندوله ای میرزا الماس خان، شیرین و فرهاد، به اهتمام امین گجری، انتشارات سینا۱۳۷۳ ه.ش.

۹-         صفی زاده صدیق، کردی بیاموزیم، انتشارات بلخ ۱۳۶۰ه.ش.

۱۰-    ذوالفقاری اردشیر، توصیف گویش اورامی، پایان نامه دکتری، دانشگاه دولتی ایروان، ۱۳۹۰ ه.ش.

۱۱-    نارمن شارپ رلف، فرمان های شاهنشاهی هخامنشی، انتشارات پازینه۱۳۸۴ه.ش.

۱۲-    نیکیتین، کرد و کردستان، محمد قاضی، انتشارات درایت۱۳۷۷ه.ش.

۱۳-    اکوپوف، کردان گوران و مسئله کرد در ترکیه، سیروس ایزدی، انتشارات هیرمند۱۳۷۶ه.ش

۱۴-    مجله ی تحقیقات تاریخی شماره ۸  (بهار۱۳۷۲)  تهران مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

۱۵-    ایران شناخت، (زمستان ۱۳۷۴) تهران: انجمن ایران شناسان کشور های مشترک المنافع قفقاز.

۱۷ – D.N.Mackenzie ,The dialect of awroman koben havan 1966

۱۸- Mackenzie, DN. Kurdish dialect studies. London ۱۹۶۱

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا